سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 11 آذر 1400
  • شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي، 1300 هـ ش
28 ربيع الثاني 1443
    Thursday 2 Dec 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۱۱ آذر

      ترس تو...

      شعری از

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      از دفتر چند قطره تراوش احساس(عاشقانه) نوع شعر دلنوشته

      ارسال شده در تاریخ جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۱۱:۳۴ شماره ثبت ۵۴۰۳۳
        بازدید : ۱۱۸۰   |    نظرات : ۲۲۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      آخرین اشعار ناب زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      چقدر بنویسم،
      از عشقی؛ 
      که پرکرده است،
      گل‌دشتِ وجودم را؟
      چقدر واژه شود دلِ من، 
      دردهای نهانش را؟
      چقدر احساس بکارم؛ 
      تا محبّت بر دهد؟
      چقدر بی‌تاب باشد، 
      تابشِ شیدِ درونم؟
      چقدر بی تابانه، 
      تلالو بزند،
      خورشیدِ دلِ پرخونم؟
      چرا نمی‌شود تمام،
      سرایشِ احساس؟
      چرا واژه نمی‌رساند،
      نارساییِ دلم را؟
      چرا عطش می‌گذارد،
      دلم را،
      در انتطاری مات؟
      چقدر محو شوم هر روز، 
      در تکراری‌های دل؟
      چقدر محو شوم هر روز، 
      در مات‌های آیینه‌ی احساسم؟
      چقدر مات شود شطرنجِ دلم، 
      شاهِ رُخت را؟
      تا کی ماهی قلبم، 
      در شطّ رنج، 
      شناور باشد؟
      چقدر قلب شود، 
      دگرگونیِ دلِ من؟
      بگو تا چند دریای دیگر، 
      تلاطم درونم،
      باید طوفانی باشد؟
      بگو تا چند موج دیگر، 
      باید اوج بگیرد،
      سرکوبیِ ساحلِ احساسم؟
      بگو تا چند؟
      ***
      وقتی،
      نرم نرمک، 
      به کوچه باغ احساسم، 
      سرک می‌کشی؛ 
      و می‌گویی:
      «هستی؟»
      هستی‌ام  زیر و رو می‌شود؛ 
      دریای درونم آشوب می‌گردد؛ 
      طوفان می‌دمد، 
      در بند، بندِ وجودم؛
      امّا، 
      چو بازمی‌نگرم، 
      می‌بینم: 
      تو نیستی؛
      و فقط، 
      سایه‌ی توست؛ 
      که وهم انداخته به هوشِ احساسم:
      بودنت را!
      تو هیچ وقت نبودی؛ 
      حتّی، 
      در دلِ شب‌هایی که: 
      تا قلبِ سپیده،
      ستاره‌شماران؛
      در انتظارت بودم؛
      حتّی، 
      در شبی که گفتی: 
      برمی‌گردی؛ 
      و من، 
      بی‌تابانه نشستم؛ 
      خواب را شکستم؛ 
      و با قهوه‌ی احساسم، 
      چشمان عاطفه‌ام را، 
      بیدار گذاشتم؛
      امّا،
      نیامدی!
      ثانیه‌هایم بی‌تابانه می‌خواهندت؛ 
      تو که نمی‌دانی؛
      و من،
      بعد از این،
      از سکوت،
      سرشار خواهم گشت؛
      دیگر،
      احساسم را،
      تکرار نخواهم کرد؛
      ترسِ توست:
      فراموش کنی خودت را؛
      ترسِ من:
      فراموش کنم تو را!
      *
      گشته‌ام،
      آتش‌نشین از رفتنت؛
      ترسم:
      تاخیر کند، 
      قطارِ آمدنت،
      پیوسته‌ی ریل‌های احساسم را؛
      و جز،
      ریزشِ ریه‌هایی از دود،
      هیچ نماند از،
      رگه‌های هستی‌ام،
      برجای؛
      بازآی!
      زهرا حکیمی بافقی، دل‌سروده‌ها.
      ,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*
      اندکی دگرگون نویسیِ دل‌نوشته‌ی فوق:
       
      آمدی،
      نرم نرمک؛
      و با نگاهی گرم،
      کشیدی سرک:
      کوچه باغِ احساسم را؛
      گفتی:
      «هستی؟»
      همه، 
      هستی‌ام،
      زیر و رو شد؛
      سکوتِ احساسم شکست؛
      رشته‌های تار و پودم از هم گسست؛
      آشوب شد التهاب دریای درونم؛
      طوفان دمید،
      در بند، بندِ وجودم؛
      نیک نگریستم:
      تو نبودی؛
      فقط،
      سایه‌ات،
      وهم انداخته بود،
      به ذهنِ حسّاسم،
      بودنت را!
      *
      تو نبودی آن شب؛
      تو،
      نبودی،
      هیچ‌وقت؛
      حتّی،
      در دلِ آن شب‌ها؛
      که تا قلبِ سپیده،
      ستاره شمردم!
      حتّی،
      در شبی که گفتی:
      «برمی‌گردم»؛
      بی‌تابانه،
      خواب را شکستم؛
      و با قهوه‌ی احساسم،
      بیدار گذاشتم:
      چشمانِ عاطفه ام را!
      افسوس؛ نیامدی!
      ***
      سرشارم از شمیمِ خواستنت؛
      ثانیه‌هایم،
      بی‌تاب می‌تپند نبودن‌هایت را؛
      امّا، 
      بعد از این،
      از سکوت سرشار خواهم گشت؛
      دیگر،
      تکرار نخواهم کرد:
      بارشِ احساسم را؛
      آخر،
      مگر،
      ماهی قرمزِ قلبم،
      تا کی می‌تواند،
      که شناور باشد:
      در شطّ رنج؟
      مگر،
      شطرنجِ دلم را،
      تا چند توان است:
      مات شود:
      شاهِ رُخت را؟
      و یا،
      تا چند موجِ دیگر،
      باید، 
      در اوج باشد:
      سرکوبیِ سینه‌ی ساحلِ احساسم؟؟؟
      ***
      لبریزم از خواستنت؛
      امّا،
      سرشارم از سکوت...
      زهرا حکیمی بافقی، دل‌سروده‌ها.
      آپلود عکس
      ۲۱
      اشتراک گذاری این شعر
      ۴۷ شاعر این شعر را خوانده اند

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      محمد علی نعمتی (حقیر)

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      آرزو محمدزاده ( دختری از جنس بهار)

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      لیلا باباخانی (سما الغزل )

      ،

      آرمین اسدزاد (الف)

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      علی کشاورز ( فریاد )

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      مرجان تاج دینی( دریایی)

      ،

      نرگس فتحی زاده(موژان)

      ،

      اکبرعسکری

      ،

      شبنم خوش نیت

      ،

      محمد حسین اسحقی (هاتف )

      ،

      مجنون ملایری

      ،

      فاطمه باقری (سایه)

      ،

      بهارک (دختر پاییز)

      ،

      حسین شفیعی بيدگلی

      ،

      مسعود چراغی

      ،

      سمیه فیض الله(سایه ماه)

      ،

      راد صادقي(حساس)

      ،

      باقر رمزی ( باصر )

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      صحبت پارکی(صُبی)

      ،

      مرتضی اسفندیاری (سیاوش)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      اکبر رشنو

      ،

      معفر صید محمدی (هاوار)

      ،

      سیدابولحسن هاشمی

      ،

      محمدرضا کوزه گر کالجی (قنبر ثانی)

      ،

      حجت عباسی حاجی فیروز

      ،

      خدیجه وفایی راد ( غریبه)

      ،

      بهرام معینی (داریان)

      ،

      رضا شُکری

      ،

      سعید صادقی (بیدل)

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      مجید آبسالان

      ،

      سیاوش آزاد

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      مریم محبوب

      ،

      علیرضا مرادی( مراد )

      ،

      محمد علی سلیمانی مقدم

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0