سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        اسب های وحشی ...)2(

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر "مِرلــــــــــــــــــــــوهای کاغذی" نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ ۲۱:۴۶ شماره ثبت ۳۷۸۴۰
          بازدید : ۷۳۵   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        زیر چتر شــــــــکوفه آویز کدامین باغ،

        در ساحت شرقیِ پولک بالان،، خسته

         رجعت سرد ارغوان را ...

        که  خراشیده، در خون،
        شریان نازکای فصل پروازت...
        .
        .
        .
        راز لرزان چشم هایــم
        ...
        آتشکده ی الهگان رویـــــاست،،
        از گوزنهای هر کوهستان
        میربایمش
         
        نگاه کن...
        برفنده سرزمینهای ناشناخته
        هنو...ز ،
        بازماندگان اثیری تلخ واپسین کوچـــند...
        .
        .
        .
        -دو اسبــــــ سفید...
        دو فریــــاد وحشی رمنده...
        دو خواب عـــدن...

        شراب رعد و  تب باران،

         دوردستـــزای خنکسای مسیر را
         با سوز خیزران،
         آکنده از فردا ،
        میروند...-.....................
         و من،
        درین
        گمگشتگی های افسون وار،،
         افسانه ی یکتویی تـــو را
         تا همیشه ی  اعصار،
        در سوگم...
        .
        .
        .

        گل های سرخ منشور،
        شبنمزده اند کودکم،
        آرمیده بر ،چیناچین ِ  چمن
         درین چرخنده- دشت ...
         
        آه ...
         مسجود،،
        در چنین هنگامه ...،
        در دمش ابرهای مشرقتنیده،
         چه عطشناک ، گیتی ِ  تراواییست،
        که مرا  به خویش ...
         
        که  تمام مرا...
        .
        .
        .
        مگو
        و باز   مگــــو...
         
        -که گستاخ دوزخند!!-
         

         با قلب آتش -نگین ِ فروهشته در
        شبترین خوشه ی  گیسوانم...
        آوای نوازندگی باد را ،
        فریباتر 
        رهــــا !
         .
        .
        .
        در  مرز ساحلها  میدوم...






         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2