سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 4 خرداد 1403
    17 ذو القعدة 1445
      Friday 24 May 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        جمعه ۴ خرداد

        شب های سرد تنهایی

        شعری از

        محمود رستگار

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ ۱۸:۰۴ شماره ثبت ۳۱۲۶۱
          بازدید : ۵۳۰   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمود رستگار

        شب شده
        هوا خیلی سرده
        رو پشت بوم نشستم
        ساعت حدودای 1 میشه
        آسمون یه گوشه اش ابریه یه تیکه هم اونور پر ستاره است
        یه دست میکشم رو گیتار
        چشام بسته است
        یه عالمه خاطره از جلو چشام رد میشه
        چشامو وا میکنم
        خاطره ها محو میشه
        یه نگاه به سیم های گیتار میندازم
        برق میزنن
        یه ملودی کوتاه و ...
        غم میون دو تاچشمون قشنگت... خونه کرده
        شب تو مو های سیاهت .... لونه کرده
        دو تاچشمون سیاهت ..
        مثه شبهای منه
        سیاهی های دو چشمت ...
        مثه غم های منه
        بی اختیار دستم وای میسته
        دو باره داره خاطره ها مرور میشه
        یادش به خیر چقدر این آهنگ و دوست داشتم
        چقدر دلم میخواست یاد بگیرم
        وقتی تازه یاد گرفته بودم اینقدر میزدم که دیگه دستام خسته میشد
        دستم میره رو سیم ها
        چشام و میبندم
        دوباره یه آهنگ دیگه ....
        میدونی دل اسیره ، اسیره تا بمیره
        میدونی بدون تو دلم آروم نگیره
        میدونی دلتنگ تو ، نموده آهنگ تو
        ولی بیهوده جوید ، بسی بیهوده پوید
        به من بگو بی وفا حالا یار که هستی ؟؟...
        خزان عمرم رسید ، نو بهار که هستی ؟؟؟.....
        یه باد سرد میخوره تو صورتم
        یاد زمستونایی افتادم که میرفتم مدرسه
        صبح های زود
        تو هوای سرد ....
        یادش به خیر
        اون روزا ....
        بی اختیار آهنگ ها رو میزنم ....
        یار دبستانی من
         با من و همراه منی
        شور الف بر سر ما
        بغض من و آه منی
        حک شده اسم من و تو
        رو تن اون تخته سیاه ....
        یادش به خیر
        خونه سعیدشون تولد بود
        چه شبی بود
        اواسط پاییز بود
        من و سعید و امیر ....
        روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
        روز خاکستری سرد سفر یادت نیست
        ناله ی نا خوش از شاخه جدا ماندن من
        در شب آخر پرواز خطر یادت نیست
        سردی فاصله ها نیز به یادت ماندست
        نیزه  در باد شکستست تو سپر یادت نیست
        یادم هست ....
                یادت نیست ...
        همینجور که مرور میکنم خودمم میزنم
        یه قطره بارون میافته رو دستم
        هوا خیلی سرد شده
        دو باره چشام و میبندم
        سعید ملودی میزنه
        ما هم شروع میکنیم به فلامنکو زدن
        چه شبی بود اون شب
        آخرین باری بود که با هم بودیم
        خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
        اون شب خاطره شد
        چشام و وا میکنم
        هوا خیلی سرد شده
        بارون هم گرفته
        دلم واسه خاطره هام خیلی تنگ شده بود
        یه شب دیگه هم داره تموم میشه
        بازم فردا
        بازم یه روز دیگه
        بازم بهونه ....
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0