سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 3 مهر 1400
    18 صفر 1443
      Saturday 25 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        شنبه ۳ مهر

        دردِ عشق

        شعری از

        طارق خراسانی

        از دفتر مخمس نوع شعر تضمین

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۳ ۲۰:۲۶ شماره ثبت ۲۸۸۲۹
          بازدید : ۱۳۳۸   |    نظرات : ۸۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر طارق خراسانی

        درد هـــایـم را فـقــط یک نالــه نامیـدی چرا؟
        تا بـه تســکینِ دلــم...، آهـی نبخشــیدی چرا؟
        یک نفس بر رفــعِ غــم هایم نکوشـیدی چرا؟

        زیـرِ پـای زنـدگـی...، مُـردَم نفهـمیـدی چرا؟
        جـای گـریه بـر مـزارم آه خنــدیـدی...، چرا؟


        ســینه ام از زخـمِ هجرانی، شـده دریای خون
        سر زغم بر جیب بُردم، در فراقـت لاله گــون
        لیــلی تــو رفـت و ای مجنــونِ فـریادِ قــرون

        ای طبیـب درد هـــای بی ســـــرانجـام جنـون
        حــالِ بیـمـار قدیمـت را...، نپـرســـیدی چرا؟


        من به گـرد تو بچرخیدم...، نه کم، بسـیار هم
        درد هـایـت را بنوشــیدم...، بجـان ای یار، هم
        گفتی و مـن هـم ببخشــیدم...، شــدی آزار هم

        من به هــر ســـاز تو رقصــیدم، ولی یکبار هم
        با نوای ســـاز چشـــمانم...، نرقصـیدی چرا؟


        بشــنو از مـرغِ دلــم...، انـدوهِ ایـن آواز را
        ای که دانســتی مـرا و... این دلِ پُـر راز را
        معجزت گفتی ز دل، دیدی دو صــد اعجـاز را!

        از نگاهـم خــوانـده بـودی حســرت پرواز را
        باز هــم بی اعتـنا...، بـالِ مـرا چـیــدی چرا؟


        غم نه قلبِ من، سراسر سـینه ی خونین درید
        مرغِ جان، جان بَر لب آمد، از قفس آخر پرید
        پیکرم از دَرد چون ماری به خاکی می خزید

        چشـــم بی خوابِ مرا دنیــا به آتش می کشـید
        در گلســتانِ خـودت...، آرام خوابیـــدی چرا؟


        عاشـــقی دیری خــدا داند کـه ایمـانِ من است
        با خــدا بَـر درد فائق گشـــته، پیمــان من است
        باچنین عزمی، غمی خود گوی میدان من است

        گفته بودی:«صبر تنـها راهِ درمان من است»
        تکه ســنگی خُــرد را با کـوه ســنجیدی چرا؟


        برگِ عمرم را خزان پژمرد و آهم می فزود
        طارقِ آشــفته دل...، تا دید دردم می ســـرود:
        «با چنین دردی بگویم زندگی آخر چه سـود؟»

        این همه پرسیدم و پاسخ همین یک جمله بود
        گفته بودم درد دارد عشـق...، نشـــنیدی چرا؟


        مخمس با تضمین از غزل سرکار خانم عظیمه ایرانپور
        طارق خراسانی
        ۱۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0