سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        سراب..

        شعری از

        حوریه (دلشید) اسماعیل تبار

        از دفتر شعرناب نوع شعر ترانه

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۲ ۲۰:۴۵ شماره ثبت ۲۰۸۶۲
          بازدید : ۱۱۳۷   |    نظرات : ۸۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حوریه (دلشید) اسماعیل تبار
        آخرین اشعار ناب حوریه (دلشید) اسماعیل تبار

                 (نسخه ی ویرایش شده )

        دلم  مثل قایقی

        شناور رویِ آبه

        دریغ و درد و افسوس

        که عشقِ تو سرابه

            ***

        کاشکی یه روز بینم

        که مستِ خواب هستی

        با چشمایِ قشنگت

        چو من خراب هستی

              ***

        تو باغِ عشق و مستی

        کاشتی منو گذشتی

        کاشکی دروغ نبودی

        یه روزی بر میگشتی

             ***

        چه بی رنگ و رو شده

        گلی که کاشته بودی

        من عاشقت می شدم

        اگه گذاشته بودی...!

             ***

        تو خواسته ای که قلبم

        تو تنهایی بمیره

        خدایِ عشقِ پاکم

        حقِ منو بگیره

            ***

        تویِ غربت چشمام

        تک و تنها نشستم

        دلم خون شد و رفتی

        ندیدی تو ، شکستم

            ***

        نگاه بکن که بی تو

        دلم چه بی قراره

        تمام آسمونم

        ستاره ای نداره

            ***

        اجاقِ خونه ی من

        ببین چه سوت و کوره

        تو اینجایی و عشقت

        با من غریبه ، دوره

            ***

        تو گفتی که اسیرم

        جا مونده گفته هایت

        برای تو بمیرم

        دل می مونه به پایت...!

             ***

        تو گفتی دیگه دنیا

        میونِ دستای ماست

        گفتی که قلبِ زارِت

        همیشه تک و تنهاست

             ***

        تویِ مردابِ چشمات

        منو تو غرق کردی

        حالا گذشتی از من

        چرا تو فرق کردی؟

            ***

        تو که واسه ی مردُم

        همیشه شیر بودی

        چرا برای عشقت

        زمین گیر بودی؟

           ***

        این بود آرزویم

        بمونی تو همیشه

        ولی کاشکی میگفتی

        نمیتونم، نمیشه

           ***

        با این همه من و تو

        از هم دوریم دوباره

        میدونی برگشتنت

        دیگه فایده نداره؟

           ***

        من و دلم صبوریم

        تو مستِ در غروری

        برای من نمونده

        دیگه راهِ عبوری

           ***

        92/9/11

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1