سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        همّت مـردانه

        شعری از

        شکوفه مهدوی (بهارانه)

        از دفتر آوای قلم نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۲ ۲۰:۰۹ شماره ثبت ۱۷۱۵۳
          بازدید : ۹۷۲   |    نظرات : ۹۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر شکوفه مهدوی (بهارانه)

        " تقـدیم به دختران سرافـراز میهنم " بس بـگــردیـد و بـگــــردد روزگـــار ‏ ‏ تـا از انســـانهـا بــرآرد او دمــــار‎ ‎ می کنـد خَـم پشت مـا از بـار غـم ‏ تـا شـود بر گـُرده هـامـان او سـوار ‏‎ ‎ راست کـُن قــامت به زیـر بـار دهــر ‏ تـا بـدانـد نیستی همچـون حمـــار ‏‎ ‎ از کشـاکشهـا و طــوفـانهـا متـرس ‏ وقـت سختی هــا مکن هـرگز فـرار‎ ‎ چـون دلت لـرزیـد از بیـم و هـراس ‏ ‏ آتش غـم گـر بـه جـانت زد شـرار‎ ‎ روی دل کـُن ســوی ربّ العـــالمیـن ‏ ‏ یـادِ او بخشـد بـه قلب تـو قــرار :‏‎ ‎ ای انیس آن که او بی مونس است ‏ ای تو یـار ِ آن که او را نیست یار‏‎ ‎ ‎ ای طبیب آن که مـانده بی طبیب ‏ زخم دلهــامان تو خـود مَرهـم گـُذار‎ ‎ بـا تـوام اینک گـــرامی خـواهــرم ‏ ‏ای تـو زیبــــا خلقت ِ پــروردگـــــار‎ ‎ ای تو شیـرین دختـر این مـرز و بـوم از شکــوفه این سخن در گـوش دار :‏ ‎ گــرچه شیرینی ، تـو کــاوه زاده ای ‏آفــرین ! صــد مرحبــا بـر ایـن تبـار ‏ ‎ پـرچــم حق را چو او در دست گیـر جهل و ظلمت را نمـــا بی اعتبـار ‏ با تـلاش و همّت مـــــردانـه ات ‏ کسب کُـن از بهـــر میهن افتخــار ‎★‎ ‎★ ★ ‎★ ‎★‎ ‎★ ★ ‎★ ‎★ ‎★ ‎★‎ ‎ با الهام از قصیده ی شیخ اجل سعدی: بس بگـــردیـد و بگــــردد روزگــار دل به دنیــا در نبنـدد هـــوشیـــار
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1