سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 25 مرداد 1401
    20 محرم 1444
      Tuesday 16 Aug 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        سه شنبه ۲۵ مرداد

        دوزلو دنیز (دریای شور)

        شعری از

        رحیم نیکوفر ( آیمان )

        از دفتر من بولود سنده یاغیش نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۱۱۶۴۶
          بازدید : ۵۹   |    نظرات : ۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        سوسوزام دای قورویوب دامارلاریم
        بیریانا چاتمادی هی  هارایلاریم
        سایا توشدو نفسیم ، چرخِ فلک 
        یاراما  دوز توُکوری  دوُزممیرم

        آدلی سانلی دنیزیردیم ، قورودوم
        توکلرین من عزیزیردیم ، قورودوم
        خان چوبان ایستمه دی بو سارانی 
        سئل آپارسین ، بیلیری دوُزممیرم
         
        چای آخیب گلمه دی ایمدادیمه ، هی
         اوخشایر ناله سی فریادیمه  نی
        گورمدیم هئچ بولودون آغلاماغین
        باخیری گوُی   گوُروری دوُزممیرم

        آی ائلیم آی وطنیم زاره  گلین
        باهارین بولودلاری قاره گئیین
        اوخشایین بیر آنا تک سیزده دئیین
         باخ  بالام جان وئریری دوزمیرم


        آیمــــــــــــــــان 
         

        ترجمه فاقد قواعد شعری جهت رساندن مفهوم👇

        تشنه ام ، دیگر خشکیده رگهای من 
        به جایی نرسید های و صدای من 
        به شمارش افتاد نفسهایم ، روزگار
        نمک به زخمم می‌زند ،  بی تحملم

        دریایی نامی و پر آوازه بودم ، خشکیدم
        برای تورک ها عزیز بودم ، خشکیدم
        "خان چوبان" نخواست این "سارای"  را
         سیل ببرد ، خودش می‌داند که بی تحملم

        آه  ، رودخانه ای به امدادم نرسید 
        نی ،  ناله اش به فریاد من شبیه هست
        ندیدم هیچ ابری به حالم گریه کند
        آسمان هم نگاهم می‌کند ،  می‌بیند بی تحملم

        ای ایل من ، ای وطن من ، زار شوید
        ای ابرهای بهاری سیاه بپوشید 
        مثل یک مادر شما هم بنالید و بگویید   
        ببین ، فرزندم جان می دهد  ، بی تحملم
         
        پ ن :
        *خان چوبان*  (چوپان)  *سارای*(معشوقه ی چوپان)
        چوپانی بود که عاشق دختری بنام سارای میشه 
        اما  سارای یا همان سارا   در قضیه ای که خانِ روستا برای رسیدن این دو عاشق بهم ایجاد میکنه 
        خودشو به رودخانه میندازه  و سیل اونو میبره
           * آپاردی سللر سارانی*  ترانه ای مشهور که برگرفته از این داستان هست
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        حدود ۱ ماه پیش
        درود جناب نیکوفر گرامی
        تشکر بابت ترجمه.
        زیبا بود 🌺🌺🌺
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        باعرض سلام وارادت
        بسیار زیبا و قابل تحسین سرودید
        درودتان باد شاعر گرامی
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد ادیب .
        بسیار غمگین سرودید .

        موفق باشید .

        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0