سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401
    19 شوال 1443
      Thursday 19 May 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

        پنجشنبه ۲۹ ارديبهشت

        خداوند یکیست

        شعری از

        مجید رسول زاده متخلص به ساقی

        از دفتر شعرناب نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ ۹ روز پیش شماره ثبت ۱۰۹۸۷۶
          بازدید : ۸۱   |    نظرات : ۱۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مجید رسول زاده متخلص به ساقی
        آخرین اشعار ناب مجید رسول زاده متخلص به ساقی

        چون شنیدش ز خدا از لب یک باده به دست
        رفت با شوق و هوس در دل میخانه نشست
        گفت  گر  مست خرابات  کند   یاد    خدا
        خوش نباشد که شوم از می و میخانه جدا
        می طلب کرد   ز ساقی   که   لبی تر بکند
        لحظه هایی به تمنای   خدا    سر بکند
        ناگهان صوت اذان   از طرفی گشت پدید
        زنگ هشدار خطاییست که مستی طلبید
        گفت با خود ز کجاها به کجا آمده ام
        من ندانسته    چنین    راه   خطا آمده ام
        گفت با خود که دگر یاد خدا   یاد خداست
        شاید اصلا که خدای می و میخانه جداست
        گر من از بی خبری خانه   به  میخانه کنم
        شاید از مست شدن   سجده به پیمانه کنم
        به هوای در مسجد زد   و پیمانه شکست
        ناله ای بر دل خود  کرد و در میکده بست
        چون که دانست کجا  بذر محبت شده کشت
        بر در میکده    آرام    بدین گونه نوشت 
        من ندانم که خداوند می و میکده کیست
        غیر این جمله   نگویم  که خداوند یکیست
         
        ۶
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۸ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        عارفانه خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        سپاسگزارم🙏
        ارسال پاسخ
        سارا خوش روش
        ۸ روز پیش
        من ندانم که خداوند می و میکده کیست
        غیر این جمله نگویم که خداوند یکیست خندانک خندانک
        درود بر شما و آفرین بر این مثنوی زیبایتان خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        خیلی ممنون🙏
        ارسال پاسخ
        محمدحسن پورصالحی
        ۸ روز پیش
        واقعا عالی بود بسیار لذت بردم 🌺
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        خیلی ممنونم🙏
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۸ روز پیش
        سلام بزرگوار
        طبعتان جوشا
        هزاران درودتان باد
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        بداهه ای همسان شعر زیبای شماتقدیم شما
        گر چه در میخانه ایمانم برفت
        آنچه در میخانه رفت راه خداست
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        سپاسگزارم عالی بود🙏
        ارسال پاسخ
        محمد فاضلی نژاد
        ۸ روز پیش
        درود به شما جناب رسول زاده
        بسیار زیبا قلم زدید
        دستمریزاد
        لذت بردم از خواندن سرودهای زیبای شما
        برقرار باشی خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        خیلی ممنونم🙏
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        ۸ روز پیش
        درود برشما شاعر گرامی


        شاعر ارجمند شاعر گرامی

        بسیار عالی خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        خیلی ممنون🙏
        ارسال پاسخ
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        ۸ روز پیش
        درود شاعر خندانک
        برای موضوع شعرتون قالب خوبی انتخاب کردید
        و خوب از پس بیانش بر اومدید خندانک خندانک خندانک

        دو برادر بود. یکی مستِ باده و دیگری مقیم سجاده. مست را دلی بود از فراق حق، سوخته، و زاهد را نگاهی به حوض کوثر دوخته.
        میخواره چون جام مرگ سر کشید، زاهد احوال او و و خویش در خواب دید: آن در مقامِ وصل بود و رخساره نورانی، وین در میان ِ حوض کوثر فتاده با صد پشیمانی. پس برآشفت و گفت:
        او گنهکار بود و ما بنده، او را به بَر گرفته و ما را به حوض کوثر افکنده؟! خندانک
        ندا آمد:
        تو را داده ایم آنچه میخواستی
        نبینی در آن ذره ای کاستی
        ولی در بر آن بنده بگشوده ایم
        که عمری میان دلش بوده ایم

        یکی در پای سحاده، دلش در حسرت باده
        یکی کنج خراباتی به شوق یار جان داده
        یکی می از خدا خواهد، یکی از می خدا شاید!
        رسد هرکس به معشوقی که مِهرش بر دل افتاده
        (فریادنامه_ م. فریاد)

        شاد باشید خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        ۷ روز پیش
        خیلی ممنون
        زیبا بود😍🙏
        مسعود آزادبخت
        ۵ روز پیش
        سلام و احترام ادیب گرامی
        زیبا بود و دلنشین
        )صوت اذان گشت پدید) پدید مناسب نمی باشد ،از واژه (شنید) استفاده کنید
        با تقدیم احترام
        خندانک خندانک خندانک
        مجید رسول زاده  متخلص به ساقی
        خیلی ممنون از راهنماییتون🙏
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0