سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 بهمن 1400
    25 جمادى الثانية 1443
      Friday 28 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        جمعه ۸ بهمن

        هنگامه قسمت دوم ( آخرین )

        شعری از

        مجیدنیکی سبکبار

        از دفتر برای او نوع شعر نیمائی

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۰۶۳۱۹
          بازدید : ۱۲۵۵   |    نظرات : ۳۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب مجیدنیکی سبکبار

        صدای ارسالی شاعر:
        هنگامه   قسمت دوم
        پای خود کوبد به  هرآبادی  و هر برزنی
        چرخش دامان اورا سخت گیر
        ورنه ویران سازد از آن عالمی
        غافل از چشمان تیز گردباد
        شهر ها از بیم طوفان  در خفا  
        سر به تاریکی فروافکنده اند
        دست مرغک  گشته کوتاه از همه  
        تکیه گاهی چون  نمی یابد شده در واهمه
        گر گریزد ، وارهاند خویشتن از چنگ باد
        جاگذارد  هر عزیزی   لیک  در این همهمه
        زانکه  حالا جزبه  ماندن ها  نباشد چاره ای
         گو بیاید اهرمن  
         در نبردم او نباشد کاره ای
        پس بباید یافتندی تکیه گاه  
        هم برای گام همت جستگاه
        در میان تیرگی  ها، دیده گان بگشا ،  دلم
        گو چه غم از سوزش خار و غبا ر گردباد
        تکیه گاهی ، گرتوبینی کز ازل بودست آن
        تکیه بر خود ، تکیه بر خود باشد آن
        من ندیدم صحنه ای  زیبا تر از آنگه که تو
        بر دو پایت برفرازی  
        همچو کوهی ،قامتت  را استوار
        خود کنی باور که دانی  
         چون که دانی ، می توانی   
        تکیه بر خود می توان زد بی گمان
        مرغ زیرک  چون بدام افتد تحمل بایدش
        در پناه صبر ، سعدی ،عقل و تدبیر آیدش
        مرغکم ، بر بند ،  بال  و پر خویش
        جمع شو چون مشت  ، محکم  
        نازکی بگذار از کردار خویش
        تن رها کن
         شهسواری کن  بر آن  دیو چموش
        رو به هر جائی که رفت او  تا ببینی  
        هر تبه کاری که آن دهری  لاکردار کرد
        دست های خسته را اندر میان باد و طوفان ها بیاب
        قلب های پرتپش از مادران را هوش دار
        دیدگانی  که فرو خوردند اشک و درد خویش  
        وین پدر هایند و سرشان گرم در آغوش دار
        مرغکم خواهم ز این طوفان به شادی وارهی
        هرچه غم در آشیان داری به طوفانش دهی
        مردمی باشی واز احوال آنان با خبر
        تا بگوئی قصه ها شان شامگاهان یا سحر
         
         
         
         
        ۱۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۲ هفته پیش
        درودها بزرگوار خندانک


        اندیشمندانه سرودید.


        شاعرانه‌هایتان ماندگار خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب . واقعا نمی دانم چگونه از این غفلت خودم که حضور بزرگمنشانه شما را دیر متوجه شدم عذر خواهی کنم. خواهش می کنم با بزرگواری خودتان این قصور بنده را ببخشید. همچنین از اینهمه لطف شما سپاسگزاری می کنم.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        ۲ هفته پیش
        سلام استاد ارجمند

        چقدر زیبا و اُمیدآفرین که از جان و دل سروده شده است
        و به منطقی دل آگاه نکته پردازِ روشنایی هاست



        من ندیدم صحنه ای زیبا تر از آنگه که تو
        بر دو پایت برفرازی
        همچو کوهی ،قامتت را استوار
        خود کنی باور که دانی
        چون که دانی ، می توانی
        تکیه بر خود می توان زد بی گمان خندانک


        مرغکم خواهم ز این طوفان به شادی وارهی
        هرچه غم در آشیان داری به طوفانش دهی
        مردمی باشی واز احوال آنان با خبر
        تا بگوئی قصه ها شان شامگاهان یا سحر خندانک

        مزیّن به مصراع تضمین از سعدی عزیز

        سلامت باشید و دلشاد و سربلند خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب. و عرض تسلیت و همدردی مجدد بخاطر فوت شادروان پدربزرگتان، می دانم این خطای غفلت بنده از حضور استاد، معلم و مربی خودم در صدر این صفحه نا بخشودنی است و بسیار از این بابت شرمنده هستم. اگر بگویم که کنار سیستم خودم نبودم و معمولا بوسیله موبایل قادر به مشاهده همه موارد در محل کارم نیستم توجیهی غیر قابل قبول آورده ام . پس چه بهتر که ساکت باشم و شرمنده.
        باز هم نظراتی که ابراز فرموده اید سرشار از تشویق و ارفاق و انگیزه بخش برای یادگیری بیشتر و کم کردن از اشتباهات خودم . سپاسگزارم
        ارسال پاسخ
        شادان شهرو
        ۲ هفته پیش
        درود بر جناب نیکی عزیز
        در دوران انزوای نیمایی، همین که هستند شاعرانی همچون شما گران ارج که این مشعل را روشن نگهداشته اند تا خاموش نشود جای هزار قدردانی دارد ،
        و شک نکنید مشعلداران امروز نیمایی ، بسترسازان رستاخیز دوباره ی نیمایی در فردایی نچندان دور می باشند ، و دیگربار این ققنوس از آتش خود برخواهد خواست و در اوج شعر پارسی بالهایش را خواهد گشود .

        جناب نیکی عزیز
        وقتی فیلمنامه ای به دست کارگردانی می افتد ، آن را برای تصویربرداری و صداگذاری به پلان ها و سکانس هایی تقسیم می کند ، توی پرانتز ( هر چند سکانسی که نزدیک بهم هستند را یک پلان می نامند، )
        کارگردان متبحر برای رسیدن به بهترین برداشت تصویری در هر سکانس ، لازم باشد چندین بار آن سکانس را تکرار می کند تا به ایده آل تصویری خودش برسد )

        جناب نیکی عزیز
        شعر نیمایی هم ، همینطور است
        موضوع شعر هرچه باشد ، باید سکانس بندی شود ، و چنانچه سکانسهایی در مفهوم پردازی بهم ارتباط داشتند را بصورت یک پلان تصویری در نظر گرفت.

        در شعر نیمایی، بجای سکانس، میگوییم بند
        و بجای پلان، ( که چند سکانس نزدیک بهم است ) میگوییم \\" بند پیوندی \\"

        شعر نیمایی ، از بندهایی ساخته می شود که هر بند دارای تصویرسازی و مفهوم پردازی و موسیقی ست.

        هر بند از شعر نیمایی ، یک واحد سرایش محسوب می شود، بهمان شکل که در شعر کلاسیک ، هر بیت یک واحد سرایش به حساب می آید .البته این واحدهای سرایش ( بند و بیت ) هم دارای واحدهای کوچکتری بنام \\"مصراع \\" و \\"رکن \\" می باشند، یعنی مصراع ها از واحدهای کوچکتر عروضی بنام \\" رکن\\" ساخته شده اند .

        همانطور که یک کارگردان، بارها از یک سکانس ، تصویربرداری می کند ، یک شاعر نیمایی هم باید بارها در هر بند برداشت های تصویری متععد داشته باشد تا بتواند بهترین برداشت تصویری را برگزیند.

        البته ارتباط تنگاتنگ بین تصویرسازی و مفهوم پردازی و موسیقی باید مدنظر گرفته شود . موسیقی در هربند مثل صدا در صحنه ی هر سکانس هست ، اینها همگی باهم به یک بند شکل و فرم دلبخواه میدهند ، یعنی تصویری که ارائه میدهیم هم باید مفهوم باشد و هم خوش آهنگ.

        در شعر نیمایی ( و سپید ) یک اصل بنیادین وجود دارد ، و آن اصل ، اصل تفکیک بند هست، چرا؟؟؟ چون گفتیم هر بند یک واحد سرایش است و آغاز و پایان آن باید مشخص باشد ، در ضمن ، خوانش و ارتباط برقرار کردن با شعری که اصل تفکیک بند را رعایت کرده خیلی بیشتر است از آن شعری که این اصل را رعایت نکرده ،

        تصویری که در یک بند ارائه می شود تا مفهومی را پوشش بدهد ، همان تلاقی تصویر و مفهوم مشخص می کند که بند ما باید چه مقدار مصراع داشته باشد . هرچه آن تصویر را توسعه بدهیم در کم و زیاد کردن مصراع هایش تاثیر خواهد گذاشت . هیچگاه به اولین برداشت تصویری قناعت نکنید ، تصویر باید دربست در خدمت مفهوم باشد ، اینکه در کدام برداشت تصویری به برداشت ایده آل می رسیم از ابتدا مشخص نیست ، باید مسیر تداعی های ذهنی را بصورت معقول دنبال کرد تا به آن تصویر ایده آل رسید .

        فکر کردم بهتر است در این لحظه و در این صفحه همین مقدار مطب نوشته شود اگرچه می توانست پای هر صفحه ی دیگری هم باشد . اگر تیک نقد را زدم به این معنی نیست که نقاد هستم، آنچه هم نوشتم نقد شعر نیمایی شما نبود ، ولی می تواند برای نیمایی سرایان و سپید سرایان مفیدفایده باشد.
        خندانک خندانک خندانک
        حمید غرب
        حمید غرب
        ۲ هفته پیش
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام شهرو ی عزیز. کلماتی که در پاسخ این نقد سبز شما می نویسم بدون کمترین تعارف و تشریفات است. اولا از آشنایی و هم نویسی با شما خوشحالم و این حضور شما باعث افتخار بنده و رونق بازار این صفحۀ فقیر می شود.
        دیگر این که نه تنها همۀ انتقاد های شما و سایر عزیزان را می پذیرم بلکه دنبال فرصتی هستم که به طرز سخت گیرانه تری بر خودم بتازم.
        من یک شاعر نیستم و تا مدت های مدید نیز نخواهم شد و شاید هیچوقت. از روی تفنن و نیاز به تنفس در یک فضای هنری به جمع شما ملحق شده ام . قصد هیچ بهره جویی از این تنفس گاه برای عقده گشایی و ایده پراکنی ندارم. هیچوقت اجازه نخواهم داد که سروده ام تبدیل به یک شعار بشود. اما عاشق هنر هستم. تا کنون از این موهبت محروم بودم شاید بعد از این هم بدردم نخورد. اما این آخر عمری می خواهم از آن لذت ببرم و این لذتی مشروع است و آسیبی به کسی نمی زند و ای بسا کسانی را شاد کند یا دردهایشان را تسکین بدهد.
        اکنون که وارد این فضای هنری شده ام یکی از دو انتخاب را باید بکنم. یا باید بساطم را جمع کرده بروم و خودم را مسخره عام و خاص نکنم. یا باید به قول ما ترک ها زانویم را خم کنم تلاش کنم که علم و ظرافت این هنر را فرا گیرم و خودم را بکُشم تا به قول یکی از صاحب نامان این درگاه مهارت لازم را کسب کنم. این دیگر از نوع تمرین و ممارست است و زمان می خواهد.
        برایم فرقی نمی کند شعر کلاسیک باشد، نیمایی یا سپید یا هر چیز دیگر. آدم باید کاری را نکند اگر دست به آن کار زد با اطلاع و کاردانی باشد. تازه دروازۀ هنر بعد از این مراحل گشوده می شود.
        دستم را روی چشمانم می گذارم و اطاعت می کنم. بزودی امتحان پس خواهم داد که این سروده ها مال قبل است.
        حسن  مصطفایی دهنوی
        ۲ هفته پیش

        سلام و درود استاد
        زیبا است
        سربلند و پاینده باشید
        در مورد دفتری یادگاری ، به نظر بنده اشعارش را در این سایت و سایتهای دیگری شعری ارئه دهید و از استادان ، کمک بگیرید تا اصلاح شود
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس از حضورتان. حق با شماست دوست عزیز.
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود بر شما و شعر نیمایی تان خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس فراوان از حضور گرم ومشوقانه شما
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود و عرض ادب،
        نزدیک می شویم به اول بهمن،
        زاد روز شعر سروش،
        سروش هایی تقدیم شما گرامی:

        سروش 1-
        به نظر، فتح قله، آسان است

        که از این دور هم نمایان است

        ولی آن جا، کنامِ بحران است

        درّه ها، بین راه، پنهان است

        چشم بسته نرو!

        سروش 2-
        می رود قایق
        و نمی کاهد عزت دریا.

        سروش 3-
        تخته ام سیاه

        شکیبم پناه

        بر خرابه ی کهن شهر فرهنگ

        آه! آه! آه!

        معلم مانده ام.

        شعر پیشرو
        شعر سروش
        محمدعلی رضاپور



        شعر سروش:
        آمیخته ای از شعر سنتی و شعر نو
        و تا حدود زیادی، جامع قالب های
        دوبیتی، رباعی، مسمط، مستزاد، نیمایی، سه گانی، پریسکه و سپید.

        سروش، گونه ای برای بهترین سرایش های کوتاه با تنوع فراوان و زیرگونه های بسیار
        (توضیحات و نمونه سروش های بیش تر را با جستجوی اینترنتی می توانید مشاهده بفرمایید).

        لطفا در گسترش این گونه ی تازه و توانمند، مددکار باشید!
        فراوان سپاس
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام دوست هنرمند و سروش سرا. آنچه نمونه آوردی با نام و عنوان زیبای سروش بدون ذره ای تردید زیباست و زبان گویای زیبایی ها. زمانی که اینهمه علاقه مندی و شور و شوق برای شعر خواندن و شعر نوشتن در پیر و جوان و زن و مرد یک مملکت اینچنین در فوران است پدیدار شدن محصولات رنگارنگی از همه نوع دور از انتظار نیست. این برکت را واقعا باید به جامعۀ هنری و ادبی کشور و عرصۀ وسیع ادبیات فارسی تبریک گفت و به فال نیک گرفت. اما آنچه اینجانب به اقتضای سن یا علاقه وافر خویش همیشه خواهم گفت احترام و بهره جستن از عمارت رفیع شعر کلاسیک در ادبیات فارسی است و توجه و بهره جستن و هنروری در زمینه های دیگر نه قابل پیشگیری است و نه کنار گذاشتنی. تنها ملاحظه ای که باید رعایت شود اینست که ابتذال و شبه هنر خودش را قاطی هنر اصیل و کلاسیک نسازد و ما را در ارزیابی و داوری دچار ساده انگاری نسازد. صحبت از فقط شعر نیست. موسیقی ، معماری، مجسمه سازی، نقاشی و . . . از این قاعده مستثنی نیست. می توان از جمع آوری و چینش هنرمندانۀ قطعات آهنی مجسمه ای پرمفهوم ساخت و آنرا در یک پارکی نصب کرد. البته که زیبا و دوست داشتنی است اما صحبت مجسمه داوود و اعجازی که میکل آنژ در تراشیدن سنگ انجام داده است مبحث دیگریست. حتی آن کپی هایی که از آن زده اند و با آن مو نمی زند با آن قابل مقایسه نیست. موسیقی بتهوون و موتسارت و غیره هم همینطور. همین چنین بتهوون شعر فارسی حافظ شیرازی هومر فردوسی و بی مثال مولوی.
        ارسال پاسخ
        محمد علی رضاپور
        محمد علی رضاپور
        ۲ هفته پیش
        سلام و درود و سپاس فراوان از التفات شما،
        بله و به همین دلیل، در شعر سرایش،
        بهره گیری از امتیازات شعر سنتی
        و پرداختن به اصالت ها اهمیت زیادی دارد
        و اصلا مکتب ادبی نورگرایی(قابل‌ جستجوی اینترنتی) بعنوان مکتبی بومی
        در همین راستاست. خندانک
        محمد قنبرپور(مازیار)
        ۲ هفته پیش
        سلام جناب سبکبار مثل همیشه اشعارتان را با ذوق می‌خوانم و لذت میبرم خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام مازیار عزیز ، خوشحالم از حضور ارجمند و حمایت گر شما.
        ارسال پاسخ
        نیاز ناطق
        ۲ هفته پیش
        شهسواری کن بر آن دیو چموش
        رو به هر جائی که رفت او تا ببینی خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس از حضور ارجمند شما خانم ناطق بنده نیز تحسین گر هنر شما هستم
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        ۲ هفته پیش
        درود جناب نیکی عزیز

        ضمن احترام به فرمایشات جناب شهرو و تایید ایشان ، سروده تان در رساندن مفاهیم علیرغم پراکندگی ، به هدف رسیده است و این حقیر به شخصه تمثیلات زیبای نگاشته در آنرا دلنشین یافتم و همینطور مقصد شاعر را

        کلامتان گویا و سرودتان زیبا
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        جناب استاد حمید غرب سلام عرض می کنم و از اعلام نظرات خوبتان متشکرم. امیدوارم فرصتی برای اصلاح کارم در آینده پیدا کنم.
        امید کیانی (امید)
        ۲ هفته پیش
        درود و عرض ادب

        زندگیتون به لطافت لبخند خدا و هرلحـظه شادتر خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس از حضورتان
        ارسال پاسخ
        سارا خوش روش
        ۲ هفته پیش
        درود و عرض احترام ،استاد زرین قلم، بسیار هنرمندانه سرودید،هربار از خواندن قلم توانمندتان لذت می برم،زنده باد اندیشهٔ تابناک تان 🌹🌹🌹🌹
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام عرض می کنم. این توصیفات نظر لطف شماست و انگیزه ای برای تلاش بیشتر اینجانب. بسیار متشکرم.
        ارسال پاسخ
        شادی بلکامه
        ۲ هفته پیش
        درودها
        بسیار هنرمندانه و زیبا
        قلمتان مانا
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و سپاس از حضور مشوقانه شما بزرگوار.
        ارسال پاسخ
        محمد فاضلی نژاد
        ۲ هفته پیش
        مرغکم خواهم ز این طوفان به شادی وارهی
        هرچه غم در آشیان داری به طوفانش دهی
        خندانک خندانک خندانک
        سلام و درود به شما جناب سبکبار عزیز
        زیبا و پر مفهوم ،
        برقرار باشید بزرگوار خندانک خندانک خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        با سلام و عرض پوزش فراوان از محضر شما بزرگوار از حضور گرم و مشوقانه جنابعالی بینهایت سپاسگزارم. امیدوارم همواره سالم و موفق باشید.
        ارسال پاسخ
        لیلا امریاس(پریسا)
        ۲ هفته پیش
        درود
        بسیار زیبا
        خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب. برای تأخیر در سپاسگزاری از شما و تشکر از حضورتان پوزش می طلبم.
        ارسال پاسخ
        مهدیس رحمانی
        ۲ هفته پیش
        درودها استاد ارجمند خندانک
        شورانگیز و زیبا بود خندانک
        قلمتان مانا
        شاعرانگی هایتان مستدام خندانک خندانک
        مجیدنیکی سبکبار
        مجیدنیکی سبکبار
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب و احترام. بخاطر حضور در محل کار و دوری از سیستم خودم نتوانستم بموقع تشکر و قدردانی کنم امیدوارم مرا ببخشید.
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0