سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 29 مهر 1400
  • روز صادرات
16 ربيع الأول 1443
    Thursday 21 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۲۹ مهر

      حرف نگفته

      شعری از

      رسول سپهوند(کیان)

      از دفتر عصر آدینه نوع شعر مسمط

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۰۳۰۶۵
        بازدید : ۵۰   |    نظرات : ۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر رسول سپهوند(کیان)
      آخرین اشعار ناب رسول سپهوند(کیان)

      با یک نظر بخواندی حرف نگفته ام را
      مفتاح شد نگاهت این قفل بسته ام را
      سوزاندی از جفایت روح نپخته ام را
      (تا درگهت کشاندی قلب شکسته ام را
      خود می کشی بهر سو پاهای خسته ام را)
      کشتی شکست در خود با ناخدای خسته
      ساحل نما به لطفت این کشتی شکسته
      بر درگهت نشستم زار و غمین و خسته
      (در باز کن به رویم ای پشت در نشسته
      تا وا کنم به رویت آغوش بسته ام را)
      جاری شده ز چشمم این کهنه رود اروند
      چشمم به انتظار است مهر و ایار و اسفند
      آتش زدی به جانم چون آتشی به اسپند
      (گیرم که بگسلی بند هر لحظه ای به ترفند
      پیوند می زنم باز بند گسسته ام را)
      گم کرده راهم ای دوست راه از کجا بجویم
      راهی نمای بر من تا در رهت بپویم
      شومی و تیره روزی با تو چگونه گویم
      (شهباز همتت را پرواز ده به کویم
      یا باز کن ز فتراک بال شکسته ام را)
      این خسته جان مدهوش چون مهره ای بر این نرد
      با داستان هجران روزی دگر به سر کرد
      این آتش فراقت دود از نهاد برکرد
      (مویم سپید و رو زرد ، دل همچو لاله پر درد
      از من قبول فرما گلهای دسته ام را)
      این جان بی کفایت ساکن شده چو مرداب
      تهییج کن دلم را با زلف پر خم و تاب
      روشن نما سرایم ای آفتاب و مهتاب
      (ای نوح عشق دریاب در پیچ و تاب گرداب
      این سینه ی به ناحق در خون نشسته ام را)
      ارفع، من کمینه ساکن شده به کویت
      روح و روان و جسمم جاری شده به جویت
      گفتی و خوش سرودی جانم به گفتگویت
      (روزی که روبرویت ارفع کشد سبویت
      آنروز جشن گیرم عید خجسته ام را) 
      ________________________________________________
      مسمط 《حرف نگفته》 با تضمین غزلی زیبا از استاد ارفع کرمانی تقدیم به روان پر مهر استاد و نگاه مهربان شما عزیزان جان
      مخمس یا تخمیس، مسمط پنج مصراعی است که چهار مصراع اول آن هم قافیه است و معمولا دو مصراع آخر آن تضمینی از یک غزل مشهور است 
      (اشعار داخل پرانتز از استاد ارفع کرمانی میباشد).
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      تقدیمی بسیار زیبا و شایسته بود
      مبارک صاحبان اثر باشد خندانک
      سیاوش آزاد
      ۲ هفته پیش
      سلام خدایا این قلم هردم شکوفاتر
      خدیجه وفایی راد ( غریبه)
      ۲ هفته پیش
      درود بر شما خندانک
      بسیار زیبا سروده‌اید خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      ۲ هفته پیش
      سلام وعرض ادب
      زیبا وبامحتوا بود
      بزرگوار وعزیز
      درودتان باد
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهروز ابراهیمیان
      ۲ هفته پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و شورانگیز بود خندانک خندانک
      علیرضا مرادی( مراد )
      ۲ هفته پیش
      استاد سپهوند زیبا سرودید و پر مفهوم
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0