سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 29 دی 1400
    16 جمادى الثانية 1443
      Wednesday 19 Jan 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        چهارشنبه ۲۹ دی

        حُکم

        شعری از

        علی حقیری ( اَلیَسَع)

        از دفتر فیل نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۴۴ شماره ثبت ۱۰۲۲۵۳
          بازدید : ۶۱۴   |    نظرات : ۳۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر علی حقیری ( اَلیَسَع)
        آخرین اشعار ناب علی حقیری ( اَلیَسَع)

        هر عهد محکمی که به سوگند بسته ام
        تنها به یک اشاره ی چشمش شکسته ام
         
        قصرش ستاره ی زحل و فرشش آسمان
        من دل به خاک و یارِ زمینی نبسته ام
         
        بس باشدم نصیحت رندان مِی طلب
        از مستیِ پیاله ی انگور خسته ام
         
        یک لحظه دیدمش وَ نگفتم حدیثِ دل
        حالا به خاک و خونِ فراقش نشسته ام
         
        لبخند میزند لبِ بیچاره ام ولی 
        فریاد میکند نگهِ دلشکسته ام
         
        سهوا نبوده سردیِ من با معاشران
        من عامدانه رشته ی اُلفت گسسته ام
         
        رازی به سینه دارم و فاشش نمیکنم
        دارم ز یار حُکم و لبِ خویش بسته ام .
         
         
         
        ۱۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        وحید سلیمی بنی
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۴۰
        هر عهد محکمی که به سوگند بسته ام
        تنها به یک اشاره ی چشمش شکسته ام

        قصرش ستاره ی زحل و فرشش آسمان
        من دل به خاک و یارِ زمینی نبسته ام

        بس باشدم نصیحت رندان مِی طلب
        از مستیِ پیاله ی انگور خسته ام

        یک لحظه دیدمش وَ نگفتم حدیثِ دل
        حالا به خاک و خونِ فراقش نشسته ام

        لبخند میزند لبِ بیچاره ام ولی
        فریاد میکند نگهِ دلشکسته ام

        سهوا نبوده سردیِ من با معاشران
        من عامدانه رشته ی اُلفت گسسته ام

        رازی به سینه دارم و فاشش نمیکنم
        دارم ز یار حُکم و لبِ خویش بسته ام
        حکم علی حقیری (الیسع)

        بی تردید این اثر علی حقیری را می توان در مقایسه با آثاری دانست از گذشتگان که چندی است برچسب هایی به نام سبک به آثارشان خورده، و بر این اثر تنها می توان برچسب سبک "هندی" به زعم امروزی ها زد.
        درخورترین حرکت و شایستگی در این سبک چیزی جز استفاده از وزن "مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن" نیست که علی حقیری با لغزشی جزئی که گمان می رود ایراد تایپی باشد از آن بهره گرفته.
        ایرادی جزئی که در مصرع سوم این غزل به چشم می خورد
        قصرش ستاره ی زحل و فرشش آسمان
        که حکایت از کوتاهی این مصرع دارد و با اضافه کردن یک "در" بین دو واژه "فرشش" و "آسمان" مصرع را به تعادل می رساند.
        قصرش ستاره ی زحل و فرشش "در" آسمان

        اما آن چه حکم علی حقیری را بارز می کند استفاده از فنونی است که در سبک هندی رایج است.
        همنشینی عهد و سوگند و شکستن آن با اشاره چشم در بیت مطلع، ترسیم جایگاه آسمانی و پرهیز ار خاک و یار زمینی در بیت دوم، خستگی از نصیحت مستان می انگور و اشاره پنهانی در تمایل به می وحدت در بیت سوم، پنهان کردن راز دل و حسرت خوردن در فراق یار در بیت چهارم، لبخند ظاهر و فریاد باطن در بیت پنجم، گسستن هدف دار رشته الفت و سردی در بیت ششم و توضیح تمام این حکایت ها در تکامل بیت مقطع که حکایت از رازداری صاحب اثر به حکم یار دارد، هزارتو بودن لایه های ذهنی شاعر را به خوبی به مخاطب القا کرده است.
        چیره دستی در صنعت تکرار قافیه البته به شکل منفی در بیت دوم که یکی از صنعت های غزلسرایان است را می توان نکته ای بارز در مسائل فنی این اثر گرانبها دانست.
        اما از آن جا که در نقد جداسازی برخی ایرادها جایگاهی خاص دارد در این اثر هم مرورش خالی از لطف نیست.
        توجه به به کارگیری حرف ربط (و) در دو نمونه از مصاریع این اثر نکته ای را نمایان خواهد کرد.
        من دل به خاک و یارِ زمینی نبسته ام
        حالا به خاک و خونِ فراقش نشسته ام
        بی تردید خواننده این اثر در این دو مصرع حرف ربط "واو" را به شکل " اُ " می خواند و روانی مصاریع در این دو نمونه که به عنوان شاهد مثال در نظر گرفته شده مدیون این تغییر لطیف است.
        اما در مصرع
        یک لحظه دیدمش وَ نگفتم حدیثِ دل
        شکست خوانداری در لحظه رسیدن به حرف "واو" که با فتحه همراه شده را می توان نکته ای منفی در کارنامه شاعر منظور کرد و بی تردید خود شاعر می داند بهترین راه گریز از ایراد که خشونت کلامی را در طبع خواننده پس از خواندن این مصرع شیوع می دهد چیست.
        گریز از چنین دشواری هایی برای شعرا، تنها در بررسی چندین و چندباره مفاهیم و توزیع آن در واژه ها میسر است که به نظر می رسد علی حقیری با توجه به توانایی هایی که در خلق اثر نشان می دهد در این رابطه سهل انگاری و تنبیل کرده که باید به رفع و رجوعش بپردازد.
        در کل این اثر را بدون ورود به تفسیر می توان دریچه ای واضح از دید صاحب آن دانست که با مخاطب ارتباطب ساده و عمیق می گیرد و در کلیت خود توفیق دارد.

        عزت زیاد
        وحید سلیمی بنی سوم شهریور هزار و چارصد خورشیدی
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۵۲
        عرض ادب و احترام خدمت جناب سلیمی بنی گرامی
        جناب حقیری از جوانان فوق العاده با استعداد در سرودن هستند و بنده بسیار خوشحال شدم که نقدی بر شعر این دوست عزیز نوشتید
        درود بر شما و درود بر جناب حقیری
        🌺🙏🌺
        ارسال پاسخ
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۴
        سلام
        سپاسگزارم از نقد دقیقتان جناب سلیمی
        شرمنده میکنید مرا
        در رابطه با بیت دوم من ایراد وزنی پیدا نکردم و اضافه کردن (در) وزن را به هم میزند
        قَصرَش سِتاره ی زُحَل و فرشَش آسمان
        نکته های دیگر بسیار مفید بود ، انشالله که در شعر های دیگر ایرادات بنده رفع شده باشد.
        یاعلی🌹
        ارسال پاسخ
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۴
        بزرگوارید🙏🌹
        مهرداد مانا
        مهرداد مانا
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۹
        مرسی وحیدجان
        و ممنون از جناب حقیری عزیز که موجبات این گفتمان سودمند را با شعر نیکویشان فراهم کردند خندانک
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۲۲:۰۲
        درود
        سروده بسیار زیبا و دلنشین بود
        عاشقانه و عارفانه
        مزین به نقد نافذ استاد سلیمی عزیز خندانک
        ارسال پاسخ
        وحید سلیمی بنی
        شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۲۹
        به نام او که می داند

        آن چه باعث شد این سطور در پای اثر علی حقیری رقم بخورد، پاسخی بود که ایشان به نقد من در همین صفحه داده که عینا آن را نقل می کنم:

        سلام
        سپاسگزارم از نقد دقیقتان جناب سلیمی
        شرمنده میکنید مرا
        در رابطه با بیت دوم من ایراد وزنی پیدا نکردم و اضافه کردن (در) وزن را به هم میزند
        قَصرَش سِتاره ی زُحَل و فرشَش آسمان
        نکته های دیگر بسیار مفید بود ، انشالله که در شعر های دیگر ایرادات بنده رفع شده باشد.
        یاعلی

        به خود خرده می گیرم که چرا پاسداری ذهنی ام از دست رفت و نقدی در پای اثر این جوان ناآگاه نوشتم.
        اما چرا از صفت ناآگاه برای حقیری استفاده کردم این است که به نظر می رسد علی حقیری از روی ندانستن در پاسخ به نقد من نوشته است:
        در رابطه با بیت دوم من ایراد وزنی پیدا نکردم و اضافه کردن (در) وزن را به هم میزند

        بی تردید در امتحان درستی اوزان کافیست که وزن را در وزنی هم عرض امتحان کرد. چنانچه وزن
        مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
        هم عرض است با وزن
        مستفعلن مفاعلن مستفعلن فَعَل

        برای روشنگری بیشتر هم عرضی ارکان این دو وزن را با هم می سنجیم:
        مفعول و فا = ( مستفعلن ) - علات و مفـ = ( مفاعلن) - اعیل و فا = ( مستفعلن ) - علن ( فَعَل )

        و برابری ارکان یکی از مصاریع این سروده با وزن مستفعلن مفاعلن مستفعلن فَعَل
        تنها به یک - اشاره ی - چشمش شکسـ - ته ام
        مستفعلن - مفاعلن - مستفعلن - فَعَل
        حالا می ماند وزن مصرعی که ایراد کاشتی در آن گوشزد شده بود و صاحب اثر از روی ناآگاهی آن را صحیح می داند.

        قَصرَش سِتا - ره ی زُحَل و - فرشَش آ - سمان
        مستفعلن - مفتعلن = مفاعلن - فاعلات - فَعَل

        رکن سوم این مصرع کاستی دارد و به جای رکن "مستفعلن" از "فاعلات" بهره گیری شده و این لغزش وزنی است.

        برای رفع این ایراد کافی است تا در رکن سوم تغییری جزئی حاصل شود چنان پیشنهادی که داده شد.
        فرشش در آ = مستفعلن

        با توضیحاتی که گذشت این که صاحب اثر بپذیرد دچار لغزش وزنی شده یا نه دیگر به منتقد ربطی ندارد که بسیار افرادی را دیده ام که اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپشان بگذارند تا ایراد خود را بپذیرند هرگز نخواهند پذیرفت، بماند.
        اما بی تردید در شعر ناب بسیاری هستند که مشتاق آموختن اند و نباید به واسطه ناآگاهی یا خشکی مغز برخی دیگر دچار گمراهی در اوزان شوند و این دلیل بود که دوباره پای شعر علی حقیری بیایم و توضیحات لازم را مکتوب کنم.

        این هم بماند که در حین تحریر این سطور احتمال این که برخی ایراد به رکن دوم مصرع مورد بحث بگیرند هم هست که توصیه ام برای این دوستان، مطالعه و درک مبحث "هاء غیرملفوظ" در عروض است.


        عزت زیاد
        ششم شهریور هزار و چارصد خورشیدی
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۳۹
        سلام و عرض ادب
        سپاسگزارم از شما و شرمنده ام اگر پاسخم باعث تکدر خاطرتان شده است .
        بنده ی جوان راه زیادی برای آگاه شدن در پیش دارم که انشاءالله با یاری شما بزرگواران و استادان و توجه به نکات مهمی که در نقد ها اشاره میشود بتوانم در این راه رو به جلو حرکت کنم .
        خداوندِ شعر پشت و پناهتان باشد.
        🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
        ارسال پاسخ
        محمد جواد عطاالهی
        محمد جواد عطاالهی
        شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۴۴
        سلام استاد بزرگوار
        بنده هم مانند جناب حقیری جز نو آموزان هستم اما تا آنجا که این کوچک می داند
        وزن شعر که مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن است هم عرض با مستفعلن مفاعل و مستفعلن فعل است که شما در رکن دوم مفاعلن نوشتید و به همین ترتیب ایراد پیش آمده باعث اشتباه شده است
        قَصرَش ستا=مستفعلن ، رِ یِ زُحَ= مفاعل، لُ فَرشَش آ= مستفعلن ، سمان= فعل
        امیدوارم بنده اشتباه کرده باشم و البته بابت جسارتم عذرخواهم
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۲۰:۲۱
        سلام
        جناب سلیمی
        لازم میدانم چند نکته را خدمتتان عرض کنم.
        زحمت کشیده اید و نقدی بر شعر دوست گرامی نوشتید.دستتان هم درد نکند.
        در جواب نقد شما، بنده و جناب استکی و جناب مانا و خود شاعر تشکر خود را اعلام کرده ایم.در این میان شاعر ابهام خود را نیز با شما مطرح کرده.
        همه میدانیم، نپرسیدن بدتر از نداستن است.
        پس ایشان هم سوال پرسیدند.و گفتند ایرادی نمیبینم که بنده هم نمیبینم ،حال شما کل دایره المعارف عروض را هم که شاهد بیاورید مادام که در خوانش شعر ایرادی ایجاد نشود وزن برقرار است.
        حال شما ایرادی دانشگاهی و مکتبی به وزن وارد کرده اید که نه بنده میدانستم نه ایشان نه احتمالا ۱۰۰ نفر دیگر در همین سایت.( با توجه به اینکه من از اساتید دیگر نیز خواسته ام نظر دهند تا تجمیع آرا شود)
        منتها
        یک کلام، این چه نوع ادبیات ِ از بالا به پایینیست که شما دارید عزیز؟
        پیغمبر خدا با مردم اینگونه سخن نمیگفت برادر!
        نا آگاهی و خشک مغزی؟!؟؟
        قبلا هم چنین ادبیاتی از شما دیده ام.
        نمونه ی آخرش زیر شعر ایمان اسماعیلی.
        لطف کنید و حرمت کسوت منتقدی را نگه دارید بزرگوار.
        جوری رفتار کنید که دیگر کاربران هم جرات کنند تیک نقد را بر روی آثارشان فعال کنند.
        والله اگر من هم دوبار یک منتقد خشک مغز خطابم کند تیک نقد که هیچ ،دیگر وارد آن سایت هم نمیشوم.
        لطفا با صبر و متانت و ادبیاتی شایسته تر جوابگوی نقدهایی که مینویسید باشید.
        یا حق
        ارسال پاسخ
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۰۰:۱۲
        سلام مجدد خدمت دوستان.
        جسارتا بنده با استادی در این مقوله گفتگو کردم که ایشان نیز نظر جناب عطاالهی را تایید کردند.ایشان نیز فرمودند


        مفعولُ فاعلاتُ مفاعیلُ فاعلن
        و بقول ایشان وزن هم عرض آن یعنی:
        مستفعلن مفاعلن مستفعلن فَعَل 
        که البته باید :
        مستفعلن مفاعلُ مستفعلن فَعَل 
        گفته شود تا دقیقا برابری کند با :
        مف/عو/ل/ُ فا/ع/لا/ت/ُ م/فا/عی/ل/ُ فا/ع/لن =۱۴هجا
        تعداد هجاهایشان ۱۴ هجا است
        اما اگر در مصرع مورد بحث کلمه ی((در)) افزوده شود تعداد هجاها پانزده هجا می شود.
        قص/رش/ س/تا/ر/ی /ز/ح/لُ/ فر/شش/ د/را/س/مان
        حال آن که میزان و موزون باید با هم برابر باشند.


        ارسال پاسخ
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        يکشنبه ۷ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۱۵
        🌹🌹🌹
        وحید سلیمی بنی
        وحید سلیمی بنی
        دوشنبه ۸ شهريور ۱۴۰۰ ۱۴:۳۴
        سلام جناب عزیزیان عزیز

        بی تردید تا رو شدن برگه ی بعدی روزگار این آخرین پیامی است که برایتان می نویسم.

        فرصتی پیش آماده بود برای توضیح یکی از مهمترین مواردی که در قواعدعروض می شد بر روی آن بحث کرد و تفاوت های عروض سنتی و علمی را در آن به واکاوی نشست.

        تجربه به من ثابت کرده در بررسی آثار شاید 5 یا 6 سال یک مرتبه چنین احوالاتی پیش بیاید و نکاتی ظریف در مباحث مربوط به اوزان متجلی شود که قابلیت بحث دارد.

        چنانچه در نقد قبلی نوشتم و تاکید کردم به احتمال زیاد برخی به رکن دومی که نوشته ام ایراد خواهند گرفت که دید همان شد که متصور بودم.

        اما شما عجولانه و با سطحی نگری فرصت توضیح و ادامه این مبحث را از خود و دیگران دریغ کردید.

        همه این ها یک طرف

        این که به محض نوشته شدن یک نقد، شما در هیئت ناجی وارد می شوید و پای بسیاری افراد دیگر که اصلا با موضوع مرتبط نیستند و مسئله شان به بحث طرح شده ارتباطی ندارد به میان می کشید برایم تعجب آور است و تصور می کنم شاید این روشی برای ایجاد محبوبیت باشد. لا ادری

        به هر حال آن که بخواهد بیاموزد چه از نوشته های وحید سلیمی بنی یا هر منتقد یا رساله ای به خواست خود خواهد رسید و آن که در پی محبوبیت است به خواسته اش خواهد افزود. تا چه پیش آید

        یک نکته دیگر هم لازم است تا به شما یادآوری کنم و آن این است تجربه به من آموخته که فلان استاد یا فلان فرد در مباحث علمی مربوط به شعر نمی تواند حجت قرار گیرد و رجوع به مرجع کارسازترین و جامع ترین راه گریز از ایرادات است.

        خوش باشید عزیز دل برادر
        عزت زیاد
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        مهرداد عزیزیان بی تخلص
        چهارشنبه ۱۰ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۲۶
        سلام جناب سلیمی
        در هیئت ناجی ؟!!
        ایجاد محبوبیت؟!!
        به هر حال حرف من همان است که گفتم. شما انسان توانمندی در حوزه ی شعر هستید ولی متاسفانه گاها ادبیات نامناسبی اتخاذ میکنید.
        سلامت باشید
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۳۹
        به به ،آفرین
        بسیار زیبا ،بسیار زیبا
        دستمریزاد👏👏👏👏🌺
        مهرداد عزیزیان  بی تخلص
        چهارشنبه ۳ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۵۸
        دوست گرامی سعی کنید اشعارتان را ولو برای یک روز انتشار ثابت کنید که بالای سایت قرار بگیرد و عزیزان مخاطب بتوانند از آن بهره ببرند🌺
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۰۷
        ممنون از توجهتون
        اگر شد چشم
        🌹🙏
        ارسال پاسخ
        رضا حمیدی راد(احسان)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۰۸:۴۷
        درود بر شما
        زیبا بود خندانک خندانک با قافیه سخت و گاها لغزش در ابراز قافیه
        نه اینکه قافیه مورد داشته باشد
        تکرار قافیه در ابیات
        خندانک
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۴
        سپاس از شما🌹🙏
        ارسال پاسخ
        مریم محبوب
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۱۰
        هزاران درود خندانک

        سهوا نبوده سردیِ من با معاشران
        من عامدانه رشته ی اُلفت گسسته ام

        آفرین بر شما خندانک

        خندانک خندانک خندانک
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۵
        ممنون از شما🙏🌹🙏
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۱:۴۱
        سلام بزرگوار
        شعر بسیار زیبا یی
        سروده اید
        احسنت بر شما
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۵
        سلام بر شما لطف دارید🌹🙏🌹
        ارسال پاسخ
        سارا رحیمی
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۱
        درود بر شما بزرگوار شاعر فرهیخته
        بسیار زیبا غزلی خواندم از قلم شما
        نویسا باشید وموفق خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۲:۱۹
        سپاس از شما و لطفتان🌹🙏🌹
        ارسال پاسخ
        محسن ابراهیمی ( غریب )
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۱۳
        بسیار زیبا بود دست مریزاد👏👏👏
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۳
        سپاسگزارم دوست عزیز🙏🌹🙏
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۶:۱۴
        سلام واقعا عالی بود لذت بردم.
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۰۳
        سلام
        سلامت باشید🌹🙏🌹
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۷:۳۸
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای
        شما شاعر گرامی
        شعرای زیبایت
        مستیِ من چو افزون کرد
        آهنگ دلم پر شد
        از نغمه‎ی خوشخوانت
        خندانک خندانک خندانک
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        علی حقیری ( اَلیَسَع)
        پنجشنبه ۴ شهريور ۱۴۰۰ ۱۸:۳۰
        ممنون از لطفتون بزرگوار🌹🙏🌹
        ارسال پاسخ
        قدرت الله حاجی پور(قدرتا)
        شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۰۷
        سلام و عرض ادب آقای سلیمی مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل هم ذوالبحرین مفعول فاعلات مفاعیل و فاعلن میباشد شما در تقطیع مصراع ایراد کردید که تقطیع صحیح در نوشتن نیست بلکه شنیدن است مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل هم عرض است با مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن نه مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل پس شعر ایراد وزنی ندارد شاد باشید
        قدرت الله حاجی پور(قدرتا)
        شنبه ۶ شهريور ۱۴۰۰ ۲۱:۱۱
        تقطیع شما مستفعلن مفاعلن مستفعلن فعل بود که درست نیست مستفعلن مفاعل مستفعلن فعل صحیح است
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0