سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
گزیده رباعیات رضی‌الدین آرتیمانی
ارسال شده توسط

ابوالقاسم کریمی

در تاریخ : يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۰۱:۱۷
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۷۴ | نظرات : ۰

 
**********
گردآوری
ابوالقاسم کریمی
شنبه - ۱۵ تیر ۱۳۹۸
06:17
منبع:سایت گنجور
**********
رفتم بر آن نگار سیمین غبغب
گفتم بسفر می‌روم ای مه امشب
روئی چو قمر،زلف چو عقرب بنمود
یعنی که مرو هست قمر در عقرب
***
آهم ز فراز آسمٰانها بگذشت
اشکم ز محیط هفت دریا بگذشت
گفتی که به کار سازیت برخیزم
بنشین بنشین که کار از اینها بگذشت
***
ای دل شادی به سوز ماتم این است
بیگانه عٰالم غمی، غم این است
دوزخ به مکافات تو درمانده و تو
جنت طلبی برو جهنم این است
***
ای آن تو را بسی غم تنباکوست
خوش باش که هر خار و خسی تنباکوست
اوقات تمام تیره و تلخ گذشت
گویا همه عمرت، نفسی تنباکوست
***
هر دل که رهین تن بود او دل نیست
در عالم دل خبر ز آب و گل نیست
راهی نبود که او بمنزل نرسد
جز راه محبت، که در او منزل نیست
***
از ذرهٔ سرگشته، قرار تو کجاست
وی مشت غبار، اعتبار تو کجاست
در آمدن و بودن و رفتن مجبور
ای عاجز مضطر، اختیار تو کجاست
***
در باز بروی دلم از ناز نمیکرد
هر چند که در میزدم، آواز نمیکرد
با غیر اگر صحبت او گرم نمیبود
دل در بر من بیهده پرواز نمیکرد
***
گاهیم چو مرده در کفن میسازد
گاهی از من، هزار من میسازد
میسوخت مرا اگر نمیسوخت دلم
این میسوزد که او بمن می‌سازد
***
این خلق جهان به یکدگر کینه ورند
گویا که ز مرگ خویشتن بی‌خبرند
همچون دو سگ گرسنه از بهر شکم
از روی حسد بیکدگر مینگرند
***
صد شکر که یادت همه از یادم برد
وین هستی موهوم ز بنیادم برد
گفتم که دمی گریه کنم آهم سوخت
رفتم که دمی آه کشم بادم برد
***
در وادی معرفت نه گیر است و نه دار
کانجا همه بر هیچ نهٰادند سوار
رفتم که زمعرفت زنم دم، گفتا
دریا به دهان سگ مگردان مردار
***
ای آنکه ز عشق تو مرا نیست قرار
زین بیش بدست غصه خاطر مسپار
بر هر بد و نیک پرتو انداز چو مهر
بر ناخوش و خوش گذر تو چون باد بهار
***

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۹۳۳۹ در تاریخ يکشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۸ ۰۱:۱۷ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رضااشرفی فشی

میهمان غریب جمله این زندگانیم ااااا ویرگولی به زندگانی تو میهمانیم ااااا جز غصه هیچ یافت نشوددر غمار تو ااااا من خود غمار غصه این زندگانیم
ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0