سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 23 مهر 1398
  • شهادت پنجمين شهيد محراب آيت الله اشرفي اصفهاني به دست منافقان، 1361 هـ ش
17 صفر 1441
    Tuesday 15 Oct 2019
    • روز جهاني نابينايان (عصاي سفيد)
    مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

    سه شنبه ۲۳ مهر

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    نقد کوتاهی بر سُروده ی بانو نرگس طویلی
    ارسال شده توسط

    عیسی نصراللهی ( سپیدار )

    در تاریخ : دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۳۴
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۰۲ | نظرات : ۱

     
    خانه یِ گرمی
    دلی سرشار
    و
    عطرِ دمنوش هایِ دارچین
     ( شانه به شانه
    نوازشِ دستانِ مهربان
    به رویِ گیسوانِ خویش
     صدایِ محوِ ترانه ای دلنشین
     میزند لبخند،آن شاعره یِ زیبا
     در افکارِ بلند و  غوطه ور .....
    بفرما،  یک قهوه یِ پررنگِ تکراری
    چشم هایش را باز میکند
     سری تکان می دهد، صفحات کتاب را گم کرده است ، 
     نفسی عمیق، قهوه را سر می کشد
     مثلِ همیشه در کنج کافه تنهایی، تلخ 
     
     
    _
     
    شعر از : نرگس طویلی
     
    ________________________
     
     
    نقد و جستاری بر اثرِ بانو طویلی( با وجود تازگی در امرِ سرایش و ورود چند روزه در این وادی، ولی بر آن شدم که نظری مرقوم بدارم، شاید بانیِ انگیزشی یا جرقه ی گردد که این بانو با امیدواری بیشتری به راهش تداوم ببخشند)
     
     
     
     
    *داشتم در خلوت خودم همراه با مداقه و اندیشه این شعر را میخواندم :
     
    شاعر اینجا حسِ گفتن داشته است انگار یک شاعر باتجربه    گویی یک احساسِ لبریز  یک شاعره ی شکیبا و غمگین آن را خلق نموده است
    ( صفحات کتابش را گم کرده است) این👉 جمله تمامِ سروده را تحت تاثیر قرار میدهد همین است که گویا انگار نه کافه ایست و نه گیسویی، اصلا یک فکر است، اوهامِ پریشیده یِ چهارده سالگی که در تقلایِ بیست سالگی اش،رویِ به کُنجِ دِنجِ خاطرات برده ست
    همانکه اصلا نبود همانکه بر چمنزارِ نیمکتِ یادها، کتابش را گم کرده بود.
     
    بنده شعرِ خانم طویلی را با " دلی سرشار" خواندم یعنی شروع نمودم با خانه یِ گرمی که راهیست به آغاز....
    البته چون خودِ شعر از حس وافری برخوردار میبود فلذا در تلطیف و زیبایی مفهوم،پویشِ حقیر را در خود نگاه داشت گو اینکه در کافه یِ تنهایی ، من هم سهمی دارم و وادار میشدم که از تحلیلِ ثقیل خودداری نمایم  این نقطه یِ خوبی بود.
    خُب،در هر روی نگره های اینچنینی واکاویِ درونیِ تحلیل کننده را که میبایست در پستویِ مخیله اش دربیابیم را ندارند چرا که خودشان هستند و تنها خودشان
     
     
    به پنداشت و باور حقیر، در روزمره گیها در شهرهای شلوغ و بوق ممتدِ ماشینها و پناه بردن به عصرِ تکنولوژی، چاره و گریزی نیست که بشناسانیم،بیآفرینیم و در یک تقلایِ کاغذی ، از باغچه یِ پیرِ مهربانی، گُلی برچینیم این بسانِ پناه بردن به یک مامن و کمینگاه و آغوشیست که خودمان با دستانمان ایجاد نموده ایم
    این سروده آوایِ تلخِ آپارتمانهاست آوایِ کوچه هایِ تنگِ مسلول، که از سینه یِ دودیِ خویش بر افکارِ دخترِ فکور، نقش بسته است.
     
     
     
    با مهر _ عیسی نصراللهی_ کنکاشی بر شعرِ سرکار خانم نرگس طویلی ۹۶/۱۲/۲۰

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۸۶۶۳ در تاریخ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ ۰۰:۳۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    نرگس طویلی
    يکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ ۱۵:۳۸
    خندانک خندانک سپاس
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0