سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 19 آذر 1401
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
18 جمادى الأولى 1444
    Saturday 10 Dec 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۱۹ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      *بنده‌ی خدا*
      ارسال شده توسط

      شاهزاده خانوم

      در تاریخ : پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۶:۲۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۹۶ | نظرات : ۴۰

       
      روزی، بنده که نام خدا را یدک می‌کشید...
      نزد ِ عشق، در بیابان ِ استغنا رفت.
      عشق، حضور بنده‌ی نام ِ خدا یدک‌کش را چندان خوشایند نمی‌دید، اما؛ با آغوش باز پذیرایش بود.
      بنده‌ی خدا، از اینکه عشق، همیشه او را با تمام ِ سواستفاده‌های ابزاریش از نام عشق می‌پذیرفت؛ در گمان ِ بد بود.
      اما عشق، در عالم معنا، به وظیفه‌ی خطیر عشقبازی‌های خود می‌رسید و از هر بغض و کینه‌ای به دور.
      از اینکه گاه با هوس اشتباه گرفته می‌شد، خم به ابرو نمی‌آورد، به خود اطمینان داشت، موعظه نمی‌کرد، آرام بود صبور.
      بنده‌ی خدا، بویی از عشق ِ حقیقی نبرده بود. بسیار خیره‌سر و سرکش‌مآبانه رفتار می‌کرد. به خیالش، تنها با یدک کشیدن نام خدا، به بندگی خدا دست پیدا کرده و چنان به این امر می‌بالید که گویی خود ِ خداست! ولیکن، دریغ از مَنِشی خدایی در او...
      عشق چون همیشه، باده سرمستی‌ش را برای پذیرایی از بنده‌ی خدا مهیا کرد.
      بنده‌ی خدا سرباز زد و گفت:
      *بی باده کند جان مرا مست کجاست؟*
      عشق توجهی به سوال کبرآلود ِ او نکرد.
      پس بسیار خونسرد...
      *گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی دگر برم!*
      بنده‌ی خدا جا خورد!
      بارها عشق، او را به نوشیدن ِ باده سرمستی دعوت کرده بود ولی هربار، بهانه‌ای آورده بود و عشق، تنها سکوت را پاسخی در خور دیده بود...
      بنده‌ی خدا، با خود منصف شد!
      زیر لب آهی کشید و گفت:
      چهل سال نام خدا را یدک می‌کشم اما، چرا این‌مدت با وجود رفت‌وآمدهای دوستانه‌ام با تو، نتوانسته‌ام، چراغ ِ عشق به ذات حق را در وجودم روشن کنم؟
      شاید دیگر به آخر خط رسیده‌ام...
      عشق، پیاله‌ای دیگر از باده سرمستی پر کرد...
      _چرا امتحانش نمی‌کنی؟
      چهل سال سربه‌زمین زندگی کردن کافی نیست؟
      _نوشیدن این باده مسوولیت دارد، از عهده من خارج است!
      _پس برو و چهل سال دیگر نام خدا را، فقط یدک بکش...
      _روزی بی‌باده مست خواهم شد.
      _زهی خیال باطل!
       
      *شاهزاده*
      پی‌نوشت:
      راهی پیش گرفته بودم، که می‌گفتند راه امنی برای جذب عشق خداست.. منظور من از باده سرمستی‌، راه مدنظرم بود!
      اما افسوس که بسیار سربه‌زمین تشریف دارم و با راحتی و تن به خطر نزدن می‌خواهم وجودم را به حلوای عشق شیرین کنم، غافل از اینکه با این سهل‌انگاری‌ها، عشق به ذات حق در من نهادینه نخواهد شد و فقط نامش را یدک خواهم کشید..
      به امید ِ پیروزی حق علیه باطل... من ِ آگاهم بر من ِ ناآگاهم!
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۵۷۹ در تاریخ پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۶:۲۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۰۴
      سلام و عرض ادب شاهزاده خانوم انرژی فزای شعر ناب
      با متنی روبرو هستیم که سبک آن، «شاهزاده خانومی» است.

      40 سال حسرت وصال را تاب آوردن، بهتر از 40 سال غفلت از معشوق لم یزلی ست. بگذریم از آنانی که 40 سال خود را در آغوش خدا می دیدند و به نسیمی، ایمانشان بر باد رفت.
      پس بنده خدا باید به خود ببالد که از خیلی ها جلوتر است.

      اصلاً شاید باده سرمستی، چیزی جز همین حسرت نباشد!
      مثل عاشقی که در فراق یار آنچنان می سوزد که خاکستر بی تفاوتی را بر هرچه غیر معشوق می ریزد.

      امیدوارم در سایه سار آگاهی بخش خداوند مستدام باشید خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۲۷
      سلام معلم پرتلاش و مهربان🍁
      چه خبر از صفای گندم‌زار؟🍁
      اگه شعرشو نخوندید حتما بخونید از آقای سعید بیابانکی 😊
      سپاس از حضوری که همیشه اندیشه محور است و باعث آگاهی می‌شود🍁
      به نکته عمیقی اشاره کردید.. اما یه جور بهانه می‌شه برای آدم‌های تنبلی مثل من که تن به خطر نمی‌دن.. با خودشون میگن.. خوب من این حسرت رو دارم و از این جدایی آگاهانه دارم می‌سوزم.. خدا هم به باطن کار داره.. پس همه چی حله.. نگران چیزی نباشم.. غافل اینکه فقط با این حرفها دارم خودمو گول می‌زنم..🍁
      تازه فهمیدم معنی ظاهر با باطن باید یکی باشه یعنی چی..🍁
      خوبی باشیم که بدمان گویند.. به که بدی باشیم خوبمان گویند..🍁

      در پناه خدای مهربان سلامت و ثروتمند باشیم 🍁
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۳۴
      درود شاهزاده خانوم مهربان و آگاه خندانک
      تاثیرگذار و تامل برانگیز بود
      رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
      چنان نماند چنین نیز نخواهد ماند
      به امید پیروزی حق علیه باطل✌
      نبض قلمتان سبز
      موفق و سرافراز باشید🌿

      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۱۳
      سلاااام بر جناب اعتراض آگاه 🍁
      سپاسگزارم از حضور مهربانانه‌تان🍁 و نظر ارزشمندتان 🍁
      به امید خدا ایام غم به پایان خواهد رسید🍁و آگاهان بر ناآگاهان پیروز خواهند شد🍁
      در پناه نور و عشق الهی سلامت و ثروتمند باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۶:۴۷
      سلام🍀
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۵۱
      علیک السلام 🍁
      خوش آمدید 🍁
      سپاس از حضور سلامت گسترتان جناب سلیمی از هیچ به همه چی رس خندانک 🍁
      ارسال پاسخ
      راشد نصرت سراوان
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۴۴
      با سلام.خیلی خیلی زیبا و دلنشین بود.متشکرم
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۰۷
      سلام جناب سراوان بزرگوار 🍁
      سپاسگزارم از اولین حضور شما در وبلاگم 🍁ارزشمند است🍁
      زیبا نگرید قربان🍁
      در پناه خدای مهربان باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۸:۴۴
      با درود و عرض ادب و احترام شاهزاده خانوم گرامی خندانک
      به امید ِ پیروزی حق علیه باطل... من ِ آگاهم بر من ِ ناآگاهم! خندانک خندانک
      بسیار زیباست عاقلانه و عارفانه خندانک خندانک
      شاد باشید و سلامت خندانک خندانک خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۰۴
      سلام بر شما جناب شفیعی بزرگوار و مهربان 🍁
      سپاسگزارم از حضور گرانتان🍁 و نظر ارزشمندتان 🍁
      زیبا، نگاه زیبانگر شماست 🍁
      در پناه خدای مهربان سلامت و ثروتمند باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      علی احمدی( امین)
      پنجشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۱ ۱۹:۴۵
      باسلام ددی مهربانم
      چندبار خواندم و انصافا جذب نوشته شدم
      شخصیت‌پردازی کاراکتر عشق خیلی گیرا بود خندانک
      خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۵۹
      سلام بر برارررر در آینده معلممم🍁
      خوشحالم که به وبلاگم سر زدی 🍁
      از اینکه برادر کوچک بزرگم نوشته هامو بخونه حس خوبی بهم دست میده🍁
      خداروشکر پسندیدی 🍁
      در پناه نور و عشق الهی باشی🍁
      ارسال پاسخ
      علی احمدی( امین)
      علی احمدی( امین)
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۳۳
      خواهش می‌کنم باعث افتخارمه
      لری خرم‌آبادی رو نمی‌دونم ولی در بختیاری ما به برادر میگیم:
      گُو
      تلفظش یخورده سخته نمیشه با اعراب دقیق توضیحش داد😅
      ولی خواستم بدونید خندانک
      در پناه خدا
      خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۴۷
      😊 آخی.. اتفاقا خیلی دوست داشتم بدونم به خواهر می‌گید ددی به برار چی میگید.. 😊
      چه خوب شد گفتی گُو..ی مهربان من🍁
      درس و مشق هاتو خوب بخون معلم همه‌چیزدان‌تری بشی گُوی باهوش خندانک 🍁
      علی احمدی( امین)
      علی احمدی( امین)
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۵۱
      چشم خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۰۴
      چشمت روشن به جمال حضرت دوست 🍁😊
      فاطمه بهرامی
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۰۷:۵۳
      ✨﷽✨

      ✍استاد فاطمی نیا :

      از صبح که پا میشه؛ فلان کس چی گفت، فلان کس چیکار کرد، فلان روزنامه چی نوشت..
      ول کن!
      روایت داریم که اغلب جهنمی ها، جهنمی زبان هستند...
      فکر نکنید همه شراب می خورند و از در و دیوار مردم بالا می روند. نه!
      یک مشت مومن مقدس را می آورند جهنم...

      ▩ امیرالمومنین به حارث همدانی فرمودند :
      اگر هر چه را که می شنوی بگویی، دروغگو هستی!

      ▣ سیدی در قم مشهور بود به سید سکوت، با اشاره مریض شفا میداد...
      از آیت الله بهاءالدینی راز سید سکوت را پرسیدم!
      با دست به لبانش اشاره کردند و فرمودند :
      "درِ آتش را بسته بودند..."

      ▩مرحوم علامه حسن زاده آملی :
      تا دهان بسته نشود، دل باز نمیشود
      و تا عبدالله نشوی، عندالله نشوی
      آنگاه از انسان اگر سَر برود،
      سِر نرود...!

      درود بانو جان
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۵۷
      سلام بر باااانو فاطمه خانوم 🍁
      چه سخنان نابی در فضیلت خاموشی بودند خندانک خندانک
      استفاده بردیم بانو جان 🍁
      در پناه خدای مهربان باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      محمدحسن پورصالحی
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۲۷
      سلام استاد
      چه قدر زیبا خندانک
      واقعا لذت بردم خندانک
      ارزش چندین بار خواندن دارد 🙏
      بینظیر ، قلمتان سبز و همیشگی باد 🌺
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۳۱
      سلام بر محمد حسن بااستعداد شعرناب 🍁
      از اینکه می‌بینمت خوشحالم 🍁
      حسابی از زیبایی‌های جاده اسالم بهره ببر.. که بهمن ماه درس و مشق شروع میشه 😊
      زیبا.. نگاه زیبابین و عارفانه شماست 🍁
      خداروشکر پسندیدی 🍁
      در پناه نور و عشق الهی باشی🍁
      ارسال پاسخ
      محمدحسن پورصالحی
      محمدحسن پورصالحی
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۳۵
      ممنونم بزرگوار ، چشم 🙏🌺
      ببخشید دوباره مزاحم صفحه تان شدم
      یاد خط خطی از خودم افتادم

      باشم حتی راهبر هم راه را گم می کنم
      اقرب از حبل الورید اللّٰه را گم می کنم

      او نشانم داده زاول هم کتاب و عترتش
      خاک ِ عالم بر سرم همراه را گم می کنم

      درمیان ِ ماسوایی که مطیع ِ امر ِ اوست
      سرفرودم حیف اما شاه را گم می کنم

      نام ِ خود را می گذارم عبد ِ معبودم ولی
      من دعای صبح و در شب آه را گم می کنم

      می شود پیدا کلید ِ گنج ِ مقصودم چه سود
      در همان لحظه در ِ اصلاح را گم می کنم

      آنقدر این روزها گیجم نمی دانم چرا
      گشته ام آزاده حر ، مصباح را گم می کنم

      آب را می بینم و لب تشنه میگردم هنوز
      باشم حتی راهبر هم راه را گم می کنم
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۴۴
      پسرررر چرا اینهمه برای معشوق اصلی قشنگ شعر می‌گی خندانک خندانک
      نمی‌دونم برای اینهمه زیبایی که توی این شعر بود چی بگم 🤐
      کمی هم بغض گلویم را فشرد😔از ناسپاسی‌هایم برای خدا.. دلم گرفت..🍁🍁🍁
      سپاسگزارم از حضور دوباره و این شعر زیبا 🍁🍁
      محمدحسن پورصالحی
      محمدحسن پورصالحی
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۵۴
      سایه تان مستدام بزرگوارِ زیبانگر🙏
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۰۴
      سپاسگزاریم 😊🍁
      محمد رضا ملک پور
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۱۵
      عاللللللللللی درود
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۲۲
      سلام بر شما جناب ملک‌پور بزرگوار 🍁
      سپاسگزارم از اولین حضور شما که بسیار ارزشمند است 🍁
      عالی دریای دل شماست 🍁
      در پناه خدای مهربان باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      رحیم فخوری
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۵:۲۹
      بادرود واحترام خدمت شاهزاده اقلیم ادب نوشتن درمورد موضوع مطلب منتشره از جانب شما ،قضاوت بر اندیشه است نه درچگونگی ویژگی های یک نثر ادبی ، وپرداختن به فلسفه هر اندیشه ای درچند سطر کوتاه درپنجره کوچک اعلام نظر سایت شعر ناب بسی کار مشکل ، لطفا ببخشید ای نا توانی بنده را⚘🙏
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۱۵:۴۱
      سلام بر جناب فخوری سپیدسرا 🍁
      سپاسگزارم از حضوری ارزشمند 🍁
      همین که مرا می‌خوانید، مایه مباهاتم است 🍁
      در پناه خدای مهربان سلامت و ثروتمند باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      محمد گلی ایوری
      جمعه ۲۲ مهر ۱۴۰۱ ۲۲:۰۸
      درود بیکران بر بانوشاهزاده خانوم ادیب و فرزانه خندانک
      بسیار زیبا و قابل تامل است
      به امید ِ پیروزی حق علیه باطل... من ِ آگاهم بر من ِ ناآگاهم!
      آرزوی قشنگی ست
      خندانک خندانک خندانک
      به نظر این ناچیز فرد ممکن است که یا بنده ی خدا باشد و یا بنده ی غیر خدا
      اگر بنده غیر خدا باشد ممکن است برای اجرای فرامین آن عامل غیر خدایی گاهی نام خدا را نیز یدک بکشد و عنوان ریاکار را باید به آن فرد داد.

      ولی بنده ی خدا کسی است که فرمانبردار بی کم و کاست خداوند است یعنی تسلیم در برابر حق تعالی پس حتما بویی از عشق حقیقی به مشامش رسیده که به این درجه از اطاعت رسیده است. خندانک

      پاینده باشید و سر بلند
      خندانک خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۴۶
      درود بر شما جناب ایوری دانا🍁
      سپاسگزارم از حضور آگاهی‌بخش شما 🍁
      بلعععع قطعا همانطورست که فرمودید.. وقتی بنده واقعی خدا باشیم حتما بویی از عشق حقیقی بردیم..🍁 و چه زیباتر اینکه این عشق حقیقی و این بندگی خالصانه تا لحظه مرگ در خدمت ما باشد نه بر اثر سهل‌انگاری به فنا رویم..🍁
      سلامت و ثروتمند باشید در پناه خداوندگار..🍁
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۲:۵۸
      درود شاهزاده
      نوشته ای جالب و نشات گرفته از درون خواندم خوب بود واقعا
      اما سوال این است
      ایا چیزی بنام عشق به ذات حق وجود دارد یا نه
      اگر هست درجه و اندازه اش از چه میزانی مشخص می شود و اصلا چگونه هست نشان و نمادش چگونه است ،؟
      و اینکه تا به حال چه کسی به این عشق دست یافته یا چه کسی را دیده که این عشق را دارد
      ما ترکها مثلی داریم که درست ترین و بهترین شخصی که می شناسیم در حقیقتش بیشتر از داس کجی دارد
      پس نیک ترین کسان در نظر ما در واقع نیکوترین ها نیستند بلکه زرنگترینها در پوشاندن حقیقت و نشان دادن ظواهر هستند،
      چه کسی این عشق را درک کرد و دگران دیدند و بقیه را راهی کردند در یافتن چنین عشقی
      به گمان من همچین عشقی که در نظرها هست شدنی نیست
      بلکه عشق به ذات حق همان وجدان انسان است که در هر کسی میزانی دارد
      و هیچ کسی توان عشق صادق و کامل را مطلقا ندارد چون بُعد جسمانی انسان این امکان را غیر ممکن می کند و فقط حرف می ماند
      الهی می دانی که نه بهشتت برایم لذتی دارد،
      و نه جهنمت برایم حکمتی دارد
      اما این وجدان که بر من هست (دادی)حتما علتی دارد
      و یقینم ان علت انسانیت است ... سلیمی

      روشن دل و اگاه بین باشید🌹🌹🌹
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۵۳
      سلام مجدد جناب سلیمی بزرگوار 🍁
      مسایل عجیب و غریبی عنوان کردید.. بذارید کمی روی نوشته‌تون فک کنم.. ظاهر قضیه میگه حق با شماست.. ما خیلی کوچیک و ضعیف تر از اونی هستیم که بخوایم این عشق رو درک کنیم.. اما همین ما کوچک می‌تونیم چنان بزرگ بشیم که بدون هیچ تردیدی بگیم اناالحق..🍁
      نوشته پایانی تفکربرانگیز بود اینکه وجدان ارجحیت دارد به بهشت و جهنم و چیزی که در اصل مهم است همین وجدان است که ما را به انسانیت سوق می‌دهد..🍁
      بازم باید کامنت‌تون رو بخونم.. اونجایی که گفتید نیکوترین‌ها زرنگن در پوشاندن حقیقت..🍁
      شاید باز هم برای کامنت‌تون برگشتم اگه به نتیجه‌ای رسیدم.. 🍁
      ممنونم که به فکر وامی‌دارد..🍁
      در پناه خدای نور و روشنایی و وجدان بیدار..🍁
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۲:۱۸
      ساغول شاهزاده 🌹🌹
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      يکشنبه ۲۴ مهر ۱۴۰۱ ۰۶:۰۶
      🍁🍁🍁
      منیژه قشقایی
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۳۰
      درود عزیزم در پناه خداوندگار عشق باشید همیشه خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۰۹:۴۳
      سلام بر بااانو قشقایی مهربان خندانک
      سپاسگزارم از لطف و حضور ارزشمندتان 🍁
      در پناه نور و عشق الهی باشید 🍁
      ارسال پاسخ
      سامان سعیدی
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۱۷:۱۷
      درود خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱ ۲۲:۰۶
      درود بر شما 🍁
      سپاسگزارم از حضورتان 🍁
      ارسال پاسخ
      ابراهیم کریمی (ایبو)
      دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱ ۲۱:۰۸
      سلام زیبا بود
      خانوم شاهزاده حوریا ارجمند
      این بیان استعاری را و نماد گرایانه را دوست دارم
      شادمان باشید
      خندانک خندانک خندانک
      شاهزاده خانوم
      شاهزاده خانوم
      دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱ ۲۱:۲۵
      🥴🥴😅😅
      یعنی وقتی پیامتو خوندم.. گفتم این بیچاره از ترس اینکه مبادا من ناراحت بشم چقدر ازم تعریف کرده 😅😜
      برادر مغم خندانک راحت باش خندانک
      حالم خوب نبود.. اون روز نخندیدم.. ولی از تو و شوخی‌هات ناراحت نمیشم خندانک خندانک
      درهر حال سپاسگزارم از نگاه زیبابینت خندانک
      در پناه خدای مهربان سلامت و ثروتمند باشی خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0