سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 19 آذر 1401
  • تشكيل شوراي عالي انقلاب فرهنگي به فرمان حضرت امام خميني -ره-، 1363 هـ ش
18 جمادى الأولى 1444
    Saturday 10 Dec 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۱۹ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      شهوتِ کلام
      ارسال شده توسط

      بهمن بیدقی

      در تاریخ : پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۴۵
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۰ | نظرات : ۶

      شهوتِ کلام
       
      روزی در اتوبوسی ، یه سریش کنارم نشست و ازآنها بود که شهوتِ کلام دارند .
      یکی شان را می شناختم که میگفت : اگه حرف نزنم میمیرم . وقتی کسی را نمی یافت با او حرف بزند ،
      با خودش بلند بلند حرف میزد .
      سریشه هِی سؤال میکرد و توقع داشت به اندک زمانی منهم همه زندگی ام را درمدتِ چند ایستگاه براش بریزم روو داریه ، ابلَه .
      وقتی دید که عاقل اندرسفیه نگاهش میکنم ، ظاهراً سفاهتش را با قدری تأخیر فهمید و خفه شد ، ولی پس از اندی که دوباره شروع به ورور کرد و مخ ام را شروع کرد به خوردن ، فهمیدم که نیشِ عقرب نه از رهِ کین است اقتضای طبیعتش اینست .
      تازه فهمیدم که چرا بعضیها سؤالهای چرت را ، چرند و پرند جواب میدهند . من حق را به آنها دادم .
      مثلِ طنزی که میگفتند : روزی یکی به عماد رام گفت : دامداری داری رام ؟
      حالتِ رقصی به خودش گرفت و جواب داد : دیم داری داری رام .
      جوابِ سؤالِ چرت ، چرت است
      بالاخره او که شهوتِ کلام دارد با آن مغزِ ناسورش چقدر حرفِ درست حسابی میتواند بگوید ؟
      پس باقی اش را باید چرت و پرت ردیف کند و بلغور کند .
      شک نکن که یا گفته هایش ، تکرارمکررات است و یا بازهم حرفهای صدتا یه غاز .
      اکثراً هم ، کم میدانند و خود را داناترینِ آدمها میدانند ، چون آنانی که زیاد میدانند ، معمولاً کم حرفند .
      سیره شان اینست : " کم گوی و گزیده گوی چون دُر "
      معمولاًهم، شهوت کلامیها پُرازغروروخودخواهی اند، که هرکه پُربارترست ، افتاده ترست ومتواضع تر.
      حالا میرسیم به من . من از جمله کسانی هستم  که جزو کم حرف ها به حساب می آیم ، ولی وقتی قلم به دست میگیرم انگار عقده ی کم حرفی ام را با سیل واژه ها جبران میکنم . یکی میگفت : همه دیوونه اند و ظاهراً من ازهمه دیوونه ترم .
      شهوت کلامی ها خیلی دوست دارند اظهارِ فضل کنند که به خاطر جهلشان ، گاه کار به افتضاح میکشد .
      مثلاً گاه درمیانه ی فَکّی که حتی لحظه ای امید به ایستادنش نیست چیزی میگویند و بعد به خودشان شک میکنند . بطورمثال شک میکنند که جک لندن سپید دندان را نوشت یا سپید دندان جک لندن را .
      یا که هنوز هم شک میکنند که تایتانیک دختره بود یا پسره .
      درونِ اتوبوس ، میونِ تلخند و نیم گریه در برزخ بودم . گوشم انگار دیگر صدایی را نمی شنید . چشمانم دیگه سیاهی میرفت و لبهایی را میدید که فقط تکان میخورد و مغزم انگار در بیداری به خواب رفته و یخ کرده بود ، به مغزم دسترسی نداشتم که گرمش کنم . فقط سرم را خاراندم .
      رووم هم نمیشد ازکنارش برخیزم یا با کلامی به پوزش بزنم وهمه اینها را توهین به او بحساب می آوردم ولی توهین او را به خودم به حساب نمی آورم وبه خودم می گفتم : بگذار وِروِرش را بکند ، نکند مثلِ آن صدرالذکر، که ادعا کرده بود اگرحرف نزند میمیرد بمیرد ، پس جامِ زهررا منهم سرکشیدم وبازهم گوش دادم تا نکند از سکوت بمیرد و خونش گردنِ من بیفتد .
      وقتی غرغرو به مقصدش رسید و پیاده شد ، آرامشی بهشت گونه را حس کردم . پیش خودم گفتم :
      کاش زودتر میرسید ، بگم خدا چیکارش کنه که مغزم را همچون موتورماشینی با اونهمه پیچ مهره ، پیاده کرد و ولوشده ، نبست و گم وگورشد ، خدا به اطرافیانش رحم کنه، چجوری تحملش میکنن؟ که یادِ خودم افتادم وپیش خود گفتم : بنده خداها هنرمندانِ سایت شعرناب چگونه مرا تحمل میکنند؟ بیچاره ها اطرافیانِ او هم به همین منوال او را . ظاهراً مأخوذ به حیا بودن هم برای خودش دردسری ست .
       
      بهمن بیدقی 1401/5/20

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۳۵۷ در تاریخ پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۰:۴۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      آرمان پرناک
      پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۵۶
      درود بر جناب بیدقی عزیز خندانک
      متن جالبی نگاشتید خندانک
      امان از رانندگان تاکسی و بین شهری. البته غیبت نباشد، برخی از این بزرگواران جوری زمین و زمان به هم میدوزند که آدم در این میان گره میخورد. هر جنبنده ای که ببینند یک تیکه مثبت هجده بارش میکنند. حال شاید تنها گناه این بنده خدا بوده که دوست نداشته سوار ماشینش بشه. وضعیت ما مسافران هم به قول معروف: ما هیچ ما نگاه
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۲۰
      با سلام و عرض احترام آقای پرناک گرانقدر
      سپاسگزارم از حضور ارزشمندتان
      سلامت باشید و مؤفق
      ارسال پاسخ
      زهره باقری
      پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۲
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۲۲:۱۴
      با سلام و عرض احترام بزرگوار
      سپاسگزارم از حضور ارزشمندتان
      و سپاسگزارم از لطف و مهرتان
      سلامت باشید و شاد و مؤفق
      ارسال پاسخ
      عارف افشاری  (جاوید الف)
      جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۰۹
      خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      جمعه ۲۱ مرداد ۱۴۰۱ ۰۵:۰۳
      با سلام و عرض احترام بزرگوار
      سپاس
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0