پنجشنبه ۷ فروردين
اشعار دفتر شعرِ سرزمین آرزوها شاعر سعید بیانلو (پرواز آرزوها)
|
|
گرچه از ارزش می افتد هر چه تکراری شود
بوسه های تو ولی لطفش مکرر بودن است
|
|
|
|
|
چشم های آبی چون آسمانت دیدنی ست
پر زدن در آسمان بی کرانت دیدنی ست
|
|
|
|
|
درد بی درمان کماکان نزد ما احساس شاهی می کند
|
|
|
|
|
با تو بودن مثل در رویا شناور بودن است
مثل پرواز است مانند کبوتر بودن است
|
|
|
|
|
در کنار این دل اما من کنارت نیستم
عاشق روی توام اما نگارت نیستم
|
|
|
|
|
در کنار این دل اما من کنارت نیستم
عاشق روی توام اما نگارت نیستم
|
|
|
|
|
لعنت به شبی خواب آرامم کرد
|
|
|
|
|
تبر یا میله در دستش، چه فرقی می کند سر را
|
|
|
|
|
آنکه دستش می سد این بار هم کاری نکرد
|
|
|
|
|
شدم تنها و تنهاتر دلیل اش را نمیدانم
نرفته یاد او از سر دلیل اش را نمیدانم
|
|
|
|
|
درد بی درمان کماکان نزد ما احساس شاهی می کند
|
|
|
|
|
تنت در خاک و دلها شاد و غمگین
یکی از شدت غم گشته رنگین
|
|
|
|
|
منم آن عاشق دل خسته دل باخته ای
|
|
|
|
|
سراسر مهر این گیتی...
شده زندان برای ما...
|
|
|