صفحه رسمی شاعر منوچهر فتیان پور (راد)
|
 منوچهر فتیان پور (راد)
|
تاریخ تولد: | دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۴۲ |
برج تولد: |  |
گروه: | شاعران سپید |
جنسیت: | مرد |
تاریخ عضویت: | يکشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ | شغل: | بدون اطلاعات |
محل سکونت: | شوشتر |
علاقه مندی ها: | شعرهای آئینی ،غزل،اجتماعی،قصیده،مثنوی، رباعی ،عاشقانه.... |
امتیاز : | ۱۲۷۵ |
تا کنون 134 کاربر 412 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند. |
|
|
|
|
لیست دفاتر شعر
۱ |
|
۲ |
|
۳ |
|
۴ |
|
۵ |
|
۶ |
|
۷ |
|
۸ |
|
۹ |
|
۱۰ |
|
۱۱ |
|
۱۲ |
|
|
|
اشعار ارسال شده
|
|
ازواژه بی واژه ها شب نشد، سیرشدم
صحبت از گل نازکتر نگفتم پیر شدم
این دلم پیچ می خورد تا بانک سح ...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۰۳۲۸۵ در تاریخ دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰ ۱۶:۴۵
نظرات: ۱۲
|
|
"برگ بو"
من با قلبی به سپیدی پگاه
بین درخت پُر طوفان و بلا
بعد از آن حادثه ی دوش تلخ مهر
به ...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۰۳۲۱۳ در تاریخ شنبه ۳ مهر ۱۴۰۰ ۱۶:۲۲
نظرات: ۱۲
|
|
اینقدر درفکر توام
که از تنهایی خود بی خبرم
...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۰۳۱۲۸ در تاریخ پنجشنبه ۱ مهر ۱۴۰۰ ۰۰:۵۵
نظرات: ۱۱
|
|
امروز عصربه خود می گفتم
کاش حس بچگی یادم نبود!
نان قندی دردستم نبود
راه بیفتم سرکوره ها
نان ...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۰۳۰۹۲ در تاریخ سه شنبه ۳۰ شهريور ۱۴۰۰ ۲۳:۳۲
نظرات: ۱۹
|
|
این همه تار برسقف دها نم مپوشان
فرصتی خواهی یافت
...
|
|
ثبت شده با شماره ۱۰۳۰۴۲ در تاریخ دوشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۰ ۱۹:۴۱
نظرات: ۱۸
مجموع ۱۱۸ پست فعال در ۲۴ صفحه |
مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر منوچهر فتیان پور (راد)
|
|
قسمت سوم : خوابگاه اگر وجود خدا “باورت” بشه خدا یه نقطه میذاره زیر باورت و “یاورت” میشه… سلام عمو آرتین خوبی نفسم ،حالم خوب نبود دورم شلوغ بو
|
|
|
|
قسمت دوم خوابگاه بعد از سال تحویل پارامیس پیامکی ارسال نمو د برای شروع دوباره وباز تولید (مربع پارامیس-سما مربع ) دقیقاًراس ساعت 1:51بامداد سلام شب بخیر رفتم بیمارستان بفرست
|
|
|
|
الو سلام عمو آرتین سلام بفرمائید پارامیسم دختر شهداد که اومدید مراسم بی بی ام یادتون اومد ؛خُب ؟ راستش عموببخشید من بد جوری گرفتار شدم نیاز به پنج میلیون تومان دارم ق
|
|
|
|
غروب روز یکشنبه مسافر زده بودم تا چهار راه طالقانی موقع برگشت که قصد داشتم برم منزل خانم بسیار زیبایی کنار خیابان صدا زد تاکسی شهرک سلمان دربست ، ایستادم جلوی پاش ترمز کردم گفتم خانم
|
|
|
|
درهوشیاری بودم که از کنار اداره ردمی شدم و خودروی پشت سرم ترمز گرفت و ایستاد نگاه به پشت سرم کردم دیدم از دوستان قدیمی است گفت به پر بالا حالا که سوارشدم ؛&nb
|
|
مجموع ۲۳ پست فعال در ۵ صفحه |