سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 17 اسفند 1399
    24 رجب 1442
      Sunday 7 Mar 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

        يکشنبه ۱۷ اسفند

        من فرزند خلف عیسایم

        شعری از

        اصغر ناظمی

        از دفتر سایه نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۹ ۱۳:۰۳ شماره ثبت ۹۴۳۹۰
          بازدید : ۱۲۶   |    نظرات : ۱۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر اصغر ناظمی

         
         
        درحیرت از خویشتنم
        و خورشید بی نقابِ همیشه فروزانِ دیگری درکف
        درغریو هلاهل شب های بی سحر
        باکشف کفش های کشاف عشق
        ورهنوردیِ تا قله یِ ناپدیدِ قاف
        وهم نوایی  با سی مرغ التجا
        ( بامتلاشی کردنِ
         خراشه هایِ مزاحمِ برنامه داده شده ،
        برپاره یِ  بی برنامه مراحم  تن.... )
        وریزه ریزه زیروبم ایدئدلوژی وحشت
        بالحظه های مداوم طلوع سپیده دم
        وصیّدِ انرژیِ مدامِ ظلمت شکارِ بی شمار
        در ژرفنا یِ آشکارِ پر انوار
        _گُم  شده  در تلاقی اقران _
        باآیینه برابرم
        وصداقتِ عریانِ سپیده دم
        باشعرهای نغز سپیدار
        درسایه ی اسپید سپیدارو صنوبر
        با فهم ریشه ریشه ی بیدو نارون
        دررکاب ماه و خورشیدو اخترکان
        باوجدواشتیاقِ شهروندانِ آسمان
        _نه پیه سوزی روشنی پاشد به پیشِ پا
        دامنه ای روشنایی بار وبی وسعت
        جلوه بخشد ، تمام هستی را_ 
         
        من فرزندِ خلفِ عیسایم
        ( نام سجل وار  ابوی ام  
        برزبان صاف و سلیسِ مردم شریف دهکده
        در زادگاه نجابتِ مادری ام مُعِزآباد*)
        مصلوب بر صلیب مهر 
        بااصالتِ بلیغِ زبور تورات و انجیل در بغل 
        بامزامیر اشتیاق
        من مسلمانم
        قبله ی من  قبیله ی گلهاست
        آنجا که بوی روشن آویشن وبابونه
        سرمست کند ردپای مسافران رهگذر را
        شوری دگر به خیمه ی خود دارم
        تابیکران دراین کرانه بود پیدا
        قفل از طلسم خویش گشودم من
        بینم هزار دامنه را  ، در پیش رو روشن
        قلبم ستون سنگ شده ی موریانه نیست
        باپیش تازِ جعلِ جاهله ای در سر
        تمامیت دل  ، درکفایت کفالت ما ست
        گنجی نه در خورِ گنجینه ی ادراک
        تا بی نهایت است در آستین سوسن و لادن ها
        عشق ، دراین بادیه تاابدیت جاری ست
        موم کند ذائقه ی سنگ را 
        باید ،
        از ملک خویش فراتردید  
        "خود " سیاهچالِ فرعونیِ نسل ها
        مارا نموده همان ، 
        محوِ زلیلِ بی دلیلِ حرف وایده و تقلقات
         
        ما خویشتن  ،
        خود  رمز گشایِ مرزِ هبوطیم
        ( قال اهبطوا بعضکم  ....)**
        آزاد  و پروانه وار و سبک.....
        آسان و پیش پا 
        تاویل مثل .... سابقه یِ  سقط است 
        و تصغیر  مائد ه ها
        حیرت کنی بجاست 
        از سنگ نبشته های سنگ چین شده ی اسلاف
        خوفی که داده بقا گرگ و میش را
        گنجینه ی گشوده ی راز ها باماست
        سهمی دگر به بطن شفابخش بی لعاب لبالب  
           بی قرعه.... آشکار....
         نی لبکِ سرودِ آشتی  
        کلید قفل بهشت است درسرشت 
        بشکن ،
        طلسم فاجعه را در خویش
        یک اتفاقِ شگرفِ شگفتِ بی بدیل 
        فی الحال.... در تو شود تحصیل 
        بینی نزولِ ابرِ  استراتوس را
        مانعِ تابناکیِ خورشید
         
         
        * مُعِزآباد ، نام روستایی ست در بخش چترود
        از توابع استان کرمان 
        ** «قال اهبطوا بعضکم لبعض عدو و لکم فی الارض مستقر و متاع الی حین»؛ یعنی از مقام خویش فرود آیید، در حالی که بعض از شما نسبت به بعض دیگر دشمن خواهید بود (شیطان دشمن شماست و شما دشمن او) و برای شما در زمین قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» 
         
        ۱۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۱۰:۳۰
        درود استاد عزیز
        حکیمانه و زیبا بود خندانک خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۳۰
        سلام
        برسرور گرامی ام جناب استکی خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۰۸:۲۶
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        میکنم عرض ادب
        بر محضرت استاد ما
        ای که هستی چون
        نگین بی نطیردریاد ما
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۳۱
        سلام
        دوست بزرگوارم جناب انصاری خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        بهرام معینی (داریان)
        دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۱۰:۰۴
        درود فراوان استاد ناضمی ادیب فرزانه ودوست فرهیخته ام
        بسیار زیبا وپر محتوا
        کامیاب وتندرست
        دستمریزاد
        در پناه حق
        ایام بکام 🌷🌷🌷
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۳۲
        درودها
        براستاد بزرگوار جناب معینی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیدحسن خزایی
        دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۳۳
        سلام استاد ناظمی عزیز:
        طبیعتاً از سر علاقه هست که هر از گاهی سری به سروده های شما میزنم و ناخودآگاه دوستتان دارم.
        قصد نقد ندارم فقط مطلبی طنزآلود به ذهنم خطور کرد پای سروده‌ات بیاورم.
        از آنجا که سروده‌های شما اکثراً طولانی و دیر فهم هستند لااقل برای بنده، میطلبد بزرگوارانی که فراغت خاطری بیشتری دارند از هم سالان جنابعالی و بزرگتر که بازنشسته شده‌اند وقت گذاشته و سروده‌های بلند بالای شما را بادقت و چند باره بخوانند و هر جا متوجه منظورتان نشدند لغت نامه‌ای در یک دست و سرچ گوگلی با دست دیگر پرده از اسرار واژگانتان بردارند. وگرنه ما بدبخت بیچاره‌ها که دنبال یک لقمه نان سگ دو میزنیم فرصت این کار را نداریم............

        ناگفته پیداست این مطلب عام است و شامل دیگر دوستان هم سبکتان نیز میشود.
        استادِجان جسارتهای شاگرد بازیگوشتان را ببخشید. دوستتان دارم زنده و پایدار باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۵۵
        باسلام وعرض ادب
        دوست بزرگوارم
        جناب خزایی ارجمند
        ممنون از نقد اندک شما که بسیار سپاسگزارم .... اما متن های من و یاشعرهایم خوب یابد ، همه درباره ی "خودشناسی " ست . وسالهاست که دراین باره که کشفی بسیار والا و گران بها برای هرانسانی ست می نویسم ، حال یا موفق هستم و یا نیستم ، و گاه برای بعضی ها ارتباط برقرار نمودن با خویشتن خود با تلنگر شعر و متون امر آسانی ست و گاه برای بعضی ها دشوار .... هدف ، کشف واقعیت خویشتن است وشعر ومقاله ها تنها نشانی از واقعیت فراموش شده ی ماست که قرنها دچار این مصیبتیم و اشعار مولانا ، و عطار لبریز وسرشار از این نشانه هاست ..... آیا ما با واقعیت خود (آنچه هستیم . وآنچه فطرتا آفریده شده ایم ) ارتباط داریم یاخیر؟....این پرسش مهم و ریشه ای ست که لاجرم باید پاسخ آن را هرکس در خود بیابیم وهیچ کس وهیچ کتابی پاسخ واقعی و حقیقی را به ما نخواهد داد ... خندانک خندانک خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۲۲:۴۱
        استاد اشعار فلسفي
        درودتان خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۴۷
        سلام
        برشما دوست گرامی ام جناب علامیان نازنین خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابراهیم آروین
        دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۹ ۲۳:۴۷
        درود بر استاد ناظمی بزرگوار

        حکیمانه بود و زیبا با واژگانی از تبار فلاسفه

        پاینده باشید به مهر و زیبایی قلمتان همیشگی
        خندانک خندانک خندانک خندانک

        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۲:۵۶
        سلام
        بردوست بزرگوارم جناب آروین
        ممنون از شما خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        یارا حقیقت
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۰۲:۲۵
        سلام و عرض ادب فراوان به شما جناب ناظمی گران اندیش

        مثل همیشه زیبا حکیمانه و پر مفهوم بود

        دست و دل مریزاد

        غرقه باشید در شعر و شور

        سلامت و سعادتمند باشید در

        پناه حضرت دوست خندانک خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۹ ۱۳:۵۰
        سلام
        وعرض ادب
        برشما بانوی گرامی
        باسپاس از شما خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آرزو عباسی ( پاییزه)
        جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۹ ۰۱:۰۱
        درود و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی خندانک خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۰۹:۵۲
        درود
        وعرض ادب
        برشمابانوی ارجمند خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مینا فتحی (آفاق)
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۰۱:۵۲
        درود بر شما جناب استاد ارجمند

        دست‌مریزاد

        قبله ی من قبیله ی گلهاست
        آنجا که بوی روشن آویشن وبابونه
        سرمست کند ردپای مسافران رهگذر را

        به‌به استاد عزیز
        احسنت ب قلمتان خندانک
        اصغر ناظمی
        اصغر ناظمی
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۰۹:۵۳
        درودها
        برشما بانوی گرامی خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        آذر مهتدی
        شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹ ۱۷:۰۱
        درود بر شما استاد ناظمی گرانقدر
        بسیار زیبا و حکیمانه
        بخصوص که واقعیت این است ما انسانیم در هر لباسی که باشیم و در هر مسلکی ما انسانیم و هدفی از آفرینشمان بوده و جز این نیست. درود ها بر شما
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0