سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 14 آذر 1399
    20 ربيع الثاني 1442
      Friday 4 Dec 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        جمعه ۱۴ آذر

        هق هق دیوانه ها

        شعری از

        باقر رمزی ( باصر )

        از دفتر دفترچه بغلی سیاه مشقهای من نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۲۳۸۵
          بازدید : ۴۲۰   |    نظرات : ۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        صدای ارسالی شاعر:
        نتیجه تصویری برای تیمارستان
         
        هق هق دیوانه ها
         
        بیا!
         
        بیا
         
        می‌خواهم تو را به کوچه‌ی دیوانه‌های لبخند ببرم،
         
        آنجایی که دیوانه‌هایش
         
        به کسی آزار نمی‌رسانند.
         
        آنجایی که جمع دیوانگانش
         
        برای هوشیاران دعا می‌کنند.
         
        آنجایی که مهربانی و لطافت و ناز،
         
        برای نیاز به هم آمیخته‌اند.
         
        آنجایی که همه
         
        نفس‌ها را در سینه حبس می‌کنند
         
        تا نای خفتگان دردمند
         
        و آسیب جامعه‌ی مدنی از خواب انزوا برنخیزند.
         
        آنجایی که دستان نیایش به سوی خداوند
         
        ملتمسانه می‌گریند.
         
        آنجایی که دیوانگان واقعی
         
        از فرزانگان مجازی
         
        شکایتی ندارند.
         
        آنجایی که تخیل و توهم،
         
        هوشیاری را به تمسخر نمی‌گیرد.
         
        آنجایی که ناله و هق‌هق معنادار می‌شود.
         
        بیا می‌خواهم تو را جایی ببرم
         
        که در بستر تنهایی همه به کابوس
         
        گریه‌های خنده‌دار گرفتار اند.
         
        آنجایی که همه‌ی دیوانگان
         
        بوسه بر دستان واقعیت و حقیقت پینه‌بسته‌ی
         
        پدرانشان می‌زنند.
         
        آنجایی که معروف است به
         
        پیچ کوچه‌ی دیوانه‌ها.
         
        آنجایی که از پشت میله‌ی پنجره‌ها
         
        دست‌ها در حال لرزش بای‌بای است.
         
        آنجایی که به دنبال تو می‌دوند و از تو تمنای سیگار دارند.
         
        آنجایی که نیمه‌های شب،
         
        دیوانگانش پنهانی به دعای باران می‌روند.
         
        آنجایی که مهربانی و محبت و صفا
         
        سیم خارداری ندارند.
         
        آنجایی که جای
         
        حیله و نیرنگ و تزویر و ریا نیست.
         
        من از کوچه‌ی دیوانه‌ها آمده‌ام.
         
        من دیری‌ست از میانبر غزلهای چهارپاره
         
        به کوچه‌ی دیوانه‌ها رسیده‌ام.
         
        من مفسّر دیوان
         
        صد غزل از کوچه‌ی دیوانه‌ها
         
        هستم.
         
         
        باقر رمزی باصر
        ۷
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۲ هفته پیش
        درود جناب باصر عزیز
        بسیار زیبا و دلنشین بود
        موثر و پر معنی
        دستمریزاد خندانک
        سعید صادقی (بیدل)
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا بود
        جناب باصر
        خندانک
        حدیث عبدلی (یارا)
        ۲ هفته پیش
        سلام و عرض ادب به شما 🌹🌹🌹

        زیبا بود 🌹🌹

        قلمتان سبز🌹
        بهنود کیمیائی
        ۲ هفته پیش
        زیبا بود خندانک
        حمید غرب
        ۲ هفته پیش
        بسیار زیبا استاد عزیز

        لذت بردم

        دیوانه اگر عاقل و فرزانه شود
        با شادی و شور و خنده بیگانه شود

        عاقل هم اگر در غم دیوانه شود
        با خنده او ز غصه دیوانه شود

        دستمریزاد
        خندانک خندانک خندانک
        محمد حسین اخباری
        ۲ هفته پیش
        باسلام
        بسیار بسیار زیباست جناب باصر عزیز بصیرت و ژرف نگری تان همواره ستودنی است
        موفق باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        صادق کیانی (صادق)
        ۲ هفته پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بی‌کران
        سیاوش اسفندیاری
        ۲ هفته پیش
        خندانک خندانک خندانک

        بسیار شعر مایه دار و پر محتوایی است

        سپاس خدای را که عمری بخشید تا باز بنوشم از چشمه سار اندیشه نابتان خندانک
        ۲ هفته پیش
        درود شاعر گرامی
        بی نظیر بود خندانک خندانک خندانک خندانک

        آنجایی که نیمه‌های شب،
        دیوانگانش پنهانی به دعای باران می‌روند.
        آنجایی که مهربانی و محبت و صفا
        سیم خارداری ندارند.
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0