سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 9 آذر 1399
  • روز بزرگداشت شيخ مفيد
14 ربيع الثاني 1442
    Sunday 29 Nov 2020
      شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

      يکشنبه ۹ آذر

      سلام

      شعری از

      مسيحا الهیاری

      از دفتر صليب رنج نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۹۲۰۲۸
        بازدید : ۶۰۶   |    نظرات : ۵۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مسيحا الهیاری

      دو رکعت نماز صبح میخوانم قربه الی العشق
      تکبیره الا کلام
      بسم الله از غربت چشمانت 
      الحمد الاله مهربانی صدایت را  
      عالمی در حیرت اند
      وتو مالک همه آنچه ندارم و دارم 
      روزم بدون طلوع نگاهت به شب دخیل می افتد 
      و زمین بهانه لبخندت را می گیرد 
      الله اکبر رکوع
      کوهها در مقابلت چون نامه های من مچاله میشوند
      و کسی نمیداند آیا سبحان دستانت اعجاز روح نواز بودن است
      الله اکبر سجود 
      از وقتی یادم میآید ذرات معلق وجودم در حضورت غوطه ور است
      بماند از خاکیم و در خاک
      یا ربنا بر قامت فرتوت ایمانم عطر نفسهایت را بتابان 
      شهادت میدهم بی تو صبح نخواهد شد
      رسول ات  را در غار بی صدای سینه ام میهمان کن 
      من آغاز سمیه و یاسرم
      جای مهر بر پیشانیم 
      بگذار سنگ بر سینه ام بگذارند 
      بلال نیستم اما قول میدهم زیباترین آهنگ یکتایی ات را بر مناره قلبم آواز سر دهم
      بماند من وضو با تپش پنجره ها میگیرم  جانمازم گل سرخ
      من حتی نمیدانم گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد 
      ولی میدانم نام پرنده ای که از قلب ها گریخته ایمان است 
      بماند مدام شک میکنیم 
      به سلامت سوگند 
      به کلماتی که مادر بزرگ  ورد زبانش بود ....یا غیاث المسغیسین 
      قلب من حرا نیست 
      اما زلالی نگاهی را تشنه خلوت گزینیست 
      آیا کسی نیست در من زلال شود
      با اشک دیدگانم غسل تعمید میدهم آهنگ کلامش را 
      کافیست بگوید به صاحب نماز قسم تا ابد وفا دارت هستم 
      استغفرالله .....
      دارم وسط نماز چه میگویم 
      بماند تو بخشنده ای و غفور 
      اصلا به صلابت نگاه رسولان عاشقت 
      بیا و طبیعت را دست نوازشی بکش 
      من از طغیان طبیعت می ترسم 
      من از تنهایی می ترسم
      من از بی تویی میترسم
      من کلا می ترسم
      مثل همین نمازی که می ترسم قبول نیافتد 
      اما بماند 
      السلام و علیکم و رحمه و .....
      جواب سلام واجب است 
      این را خودت گفتی ....
      سلام .....همه من
       
       
      ۲۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0