سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 14 آذر 1399
    20 ربيع الثاني 1442
      Friday 4 Dec 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        جمعه ۱۴ آذر

        مرده پرّست

        شعری از

        سینا خواجه زاده

        از دفتر مثبت نوزده نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۳۱ شماره ثبت ۹۱۰۶۵
          بازدید : ۲۷۲   |    نظرات : ۵۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سینا خواجه زاده
        آخرین اشعار ناب سینا خواجه زاده

        درود بر شما خواننده گرامی
        بتازگی در فضای مجازی تنگ نظری هایی دیده می شود که عزادارانِ شخصیت هنرپروری که به تازگی در گذشته است را متهم به مرده پرستی و ... می نماید.
        این نوشتار، در پاسخ به یک مورد از این گفتمان و بصورت بداهه مختصِ همان مورد خاص نوشته شده است. پس برای اینکه معنای نوشتارْ متکی به خود باشد در آینده به آغاز آن چند جمله ای افزوده خواهد شد. اما فعلاً برای همراه شدن با معنای  سروده از خواننده محترم خواهش می شود این پیش فرض را در نظر داشته باشند که این پاسخی ست به افرادی که با استانداردهای چندگانه شان به احساساتِ دیگران برچسب هایی مانند مرده پرستی می زنند.
        برای دارندگانِ چنین اندیشه ای عمرهایی به اندازه کافی بلند بخواهیم، تا با چشم خودْ قضاوت تاریخ را ببینند.
         
        ای آینه ی زنگی، صِدْقِ تو کجا باشد؟
        یا کام به هم درکش، یا چشمِ تو وا باشد!
        مرگی که تو میخوانی، یک حادثه ی بر حق
        یک عالمِ حق باور، از آن به عزا باشد
        گر مشکل تو شرک است، از میکده ها بُگْذر
        بُت های فراونی، در بتکده ها باشد!
        دردا که نمی دانی، خودْ شرکِ هویدایی
        این پُتکِ بُت اَندازت، در دستِ ریا باشد
        از جامعه بیزاری، هر آینه بیم آری،
        سخت استْ بُت آزاری، نامش همه جا باشد
        یا آینه ای نو باش، بی کینه و بی زنگار
        یا سر به بیابان نِه، بغضت به خفا باشد
        ای آینه می دانم، تلخ است برای تو
        او خنده ی نور است و رنگِ تو حنا باشد
        او مرده ست؟؟؟!!!
        گفتی که دگر مُرده، از مُرده مگر ترس است؟
        بیمت ز صَفای او، یا سنگِ صدا باشد؟
        بیهوده تو ترسیدی، او نرم تر از نور است
        بَر آینه ها صوتَشْ، هر درد دوا باشد
        دلخوش نَشَوی گُل شُد، در باغچه ی ایران
        هر لحظه هزاران گُل، زائو سَرِ زا باشد
        ...
        ... سزا  باشد
        ...
        ... رها باشد
        ...
        ... فدا باشد
        ...
        ... بلا باشد
        .
        ..
        ...
        ... نوا باشد ... هوا باشد ...
         
        منْ مُرده پرستی اَم، تو زنده ستیزی اَت
        این از سر عشق است و آن جهل و جفا باشد
        ای زِنده سِتیزَنده، امروز اگر گویند،
        تا مرده پرستان را، فرمانِ جزا باشد،
        جز خواجه ی میخورده، کو زنده ز اِنکار است،
        یک زنده نمی یابی، فردا سَرِ پا باشد.
         
         
        ۱۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۲
        درود بزرگوار
        مرده پرستی با فرهنگ ما عجین است و عیب نیست
        که حکما گفته اند:
        "چرا مرده پرست و خصم جانیم"
        و اما در مورد سروده برداشت با مخاطب است
        شاعر باید مقصد و منظورش را در خود سروده بیان کند
        و اگر فکر کرد دسترسی به آن برای بعضی از مخاطبین شاید مشکل باشد
        میتواند در پی نوشت اشاره بسیار کلی داشته باشد خندانک خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۳۳
        درود بسیار بر مهربانو حسین زاده
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار سپاسگزارم از لطفتان
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۳۲
        استاد مهربان، شاعر گرامی
        جناب استکی بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما، آره همینطور است. به نظر حقیر، حالا که در فرهنگمان این احساسات را داریم، شاید اگر از روز اول بجای واژه ی ((مرده پرست)) اگر از ((رَفته پرست)) یا ... استفاده می کردند، هم طیف بزرگتری را دربر میگرفت و هم حساسیت کمتری برمی انگیخت.
        بله همینطور است، نیاز به بازنگری احساس می شود، و حتماً انجام خواهد شد.
        سپاس بسیار از توجه و حمایتتان خندانک
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۱
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۱۵
        گفتی که دگر مُرده، از مُرده مگر ترس است؟
        بیمت ز صَفای او، یا سنگِ صدا باشد؟
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        درودبرشما خندانک خندانک
        متاسفانه هنرمندان ما هم در طول حیات وهم در هنگام مرگ وبعدازمرگ موردبیمهری قرارگرفته
        اما مگرمیشود عشق وعلایق مردم راسانسورکرد؟
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        روح خسرو آوازایران شاد ویادش جاودانه خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۵۱
        درود بسیار محضرتان
        بانوی واژه ها مهربانو عجم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از حضور و نگاه مهرآمیزتان سپاسگزارم.
        بله همینطور است.
        خیر نمی توان سانسور کرد، هنر آتشی ست که تنها می توان آن را شعله ور تر ساخت.
        ارسال پاسخ
        سلمان مولایی
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۲۵
        سلام

        و

        هم شعر و هم سر نوشت اش حکایت از غمی بزرگ دارند که جان شاعر را سوخته و قلب اش را به درد آورده است و اگر چه این درد تحمل کردن اش بسیار سخت است و دشوار و طاقت فرسا برای شاعر اما همین درد است که شعری این چنین فاخر را سبب ساز می شود ، دردی که شاعر می کشد برای خواننده ادراکی همراه با درد و لذت فهم به همراه دارد و بی گمان اصل ماجرا این جاست ؛
        مرد را دردی اگر باشد خوش است
        درد بی دردی علاج اش آتش است
        و این نه به معنای مازوخیسم است بلکه هزاران فرسنگ با آن فاصله دارد چرا که رند عالم سوز ابرانسان قهرمان اشعار پارسی همواره به شادخواری و سرزندگی مشغول است اما آن چنان زلال است چون باده ی صافی که به یکی تلنگر ، موج در صفای اش ایجاد می شود و روح هر چه لطیف تر باشد سریع تر در برابر نامردمی ها به واکنش برمی خیزد و این درد درست از این جا است که برمی خیزد ، دردی ست که شاعر نه از بابت خویش که از بابت اجتماع خویش به جان می خرد و بیش و پیش از همه دل اش برای آفریننده ی این درد هر کس که باشد می سوزد چرا که او به تمام افراد جامعه ی خود متعهد است و در قبال تمام ایشان باری بر شانه ی خویش احساس می کند پس درد او درد آگاهی است و مسوولیت ، عهده دار بودن آن بار گرانی ست که آسمان هم نتوانست بکشد و تمام هدف اش انتقال این آگاهی و انتشار آن است ، دانشی که بر پایه ی اصول اخلاقی حاصل شده است و در آن خبری از خودخواهی و جانبداری به گزاف وجود ندارد و این جا ست که می توان عمق این شعر شریف را دریافت :
        ابلها مردا
        عدوی تو نیستم من
        انکار توام ...
        ابرانسان این داستان تمام دردها را به جان می خرد تا جان کسان در امان باشد و گزندی به هیچ انسانی نرسد چرا که همه را خود می بیند و خود را همه و باز هم به شعری دیگر از شاملوی جاویدان می رسیم :

        ياران من بياييد
        با دردهايتان
        و بار دردهايتان را
        در زخم قلب من بتكانيد
        من زنده ام به رنج
        مي سوزدم چراغ تن از درد

        ياران من بيابيد
        با دردهايتان
        و زهر دردتان را
        در زخم قلب من بچكانيد

        با همین کیفیت و این درجه از وضوح منظور خویش از رسالتی که بر دوش دارد را بیان می دارد تا دیگران را آشکار شود که درد کشیدن او ادا و اطوار های روشنفکرانه نیست چرا که این ابرانسان هرگز از متن اجتماع خود دوری نمی گزیند و درست در وسط معرکه حضور دارد تا مبادا به کنار گودنشینی و دستی از دور بر آتش داشتن متهم شود .
        این شعر فخیم و اصیل حاصل دردی ست که شاعر در پی درمان است و اگر نه هیچ گاه آن را به اشتراک با همگان نمی گذاشت و در تنهایی خویش تحمل اش می کرد چرا که ؛
        هر که را اسرار حق آموختند
        مهر کردند و دهان اش دوختند
        اما کار از سکوت گذشته است و شاعر سر به دار نیستی می سپارد تا آدم های پیرامون را از سر به دار نادانی سپردن دور نگاه دارد
        گفت : آن یار کز او گشت سر دار بلند
        جرم اش این بود که اسرار هویدا می کرد
        بی گمان نتیجه ی انتشار آگاهی سربلند کردن دار است به سبب افتخار میزبانی از سری که مجاز از اندیشه ی صاحب سر است و در نتیجه اگر چه جسم به پایان راه می رسد اما اندیشه در اوج کمال خویش قرار می گیرد در بالاترین و دور از دسترس ترین جایی که نورش بر همه جا مسلط و محیط می گردد.
        پس آن گاه در همین شعر زیبا ، معرفت آن چنان جانی می گیرد که به بانگ بلند می گوید :

        جز خواجه ی می خورده ، کو زنده ز انکار است
        یک زنده نمی یابی ، فردا سر پا باشد ...
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۴۶
        درودو عرض ادب جناب مولایی گرانقدر
        سپاس بینهایت از نقد اشعار فاخری که کمتر دیده می شود
        ارزنده بود کلامتان و بهره بردم ، قلمتان ماندگار.
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۵۴
        استاد گرامی جناب مولایی
        دوست مهربان و شاعر فرزانه
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما،
        از توجه مهرآمیزتان بسیار شادمان و قدردانم.
        همانطور که شما فرمودید، بنده(مانند همه مان) رنج ها و دردهای بسیاری را، جسمی و جانی، گذرانده ام. و حتم دارم همه ما در طول زندگی بطور عملی دریافته ایم که در میان دردها هیچ دردی کُشنده تر و زجرآور تر از دردِ ((فهمیده نشدن)) نیست.
        از روزی که به آنهایی پیوستم که آزارشان به مورچه هم نمی رسد، بیشتر از همیشه تلاش کردم عزیزانم را با نفهمیدن هایم نیازارم.
        از اینرو مانند همیشه این نوشتارِ استادانه شما دوست معززم(و همینطور همه بزرگواران حاضر) را چندین بار خوانده و می خوانم، تا هیچ نقطه ای از آنرا نفهمیده نگذاشته باشم.
        و هر بار با هر جمله که پیش رفتم، چندین ((جانا سخن از زبان ما می گویی)) از ذهنم گذشت.
        البته درباره ی بیشتر روشنفکران و ادیبانِ 40-50 سال گذشته، بنده کمی (با اینکه می دانم من کی باشم!؟) دلخوری دارم. زیرا آنها در یک حرکتِ دسته جمعی، با 30-40 میلیون نفرِ دیگر، در یک نفهمیدنِ بزرگ، نفهمیدنِ یک نفر تک و تنها، که تا لحظه ی آخر التماس می کرد بفهمید!، همراه شدند ... وقتی رنج آن یک نفر را تصور می کنم ... و اینکه آن اربابانِ اندیشه، فرصت های به اندازه کافی فراخ برای بازگشت از کرده ی گذشته را به باد(بادِ نخوت یا خدا می داند چه) سپردند ...
        بنده معتقدم آنکس که نسلهای پیاپیِ مردمْ پشتیبانش(یا به اصطلاح اسپانسرش) باشند، جاودانه خواهد شد. و باور دارم که خردِ جمعی مردم بسیار سختگیر است و به ارزانی یاد کسی را زنده نگه نمی دارد.
        برای مثال، صدها سال است که نام منصور حلاج که شاید به چشمِ عوامِ در زمان خود یک جوانِ پاپتی و فقیر و بی قدرت دیده می شده، بر سر زبان ها می گردد، بدون هیچ هزینه مالی و تبلیغاتی و گردهمایی سالانه و ماهانه و... از سوی فرقه و مکتبی از هوادارانِ منصور. از سوی دیگر با اینکه آن شخص در عصر خود جایگاهی بسیار رفیع داشته است و یا ارباب ثروت و قدرت بوده و یا صاحب مکتبی پر رونق و عوام مریدش بودند، هیچکس نام او را که دستور به قتل منصور داده است را به زبان نمی آورد. و حتماً آن شخص هم با افتخارْ مدعیِ ماندگار شدن نام خود به عنوان قاتلِ یک از دین برگشته بوده است و به اندازه کافی هوادار و پیرو، و ثروت و تبلیغات داشته تا مطمئن باشد می تواند از غربالِ ریز گذرِ هزاره ها بگذرد.
        اما نشد!
        یا مثلاً وقتی میگوییم فردوسی جاودانه شد، یعنی هزار و اندی سال، جوامعِ گوناگون ایرانی در هر شرایطی(جنگ، قحطی، خشکسالی، شورش، دیگر بلایای طبیعی ... و پیروزی ها و جشن ها) و در حکومت های گوناگون، او را خوانده و پسندیده اند.
        حقیر با کمی تردید معتقدم صداقتِ عملی برای آدمی بویژه صداقت با خود، یکی از بسیار پیش شرط های کارِ سختِ متقاعد کردن مردم است.
        و منظور بنده از جاودانگی، 40-50 سال نیست. چرا که این تعبیر نادیده گرفتنِ آیندگان دوردست و گذشتگان دوردست است.
        درباره ی شجریان، حقیر در حدِ حق خود برای اظهار نظر درباره ی این قله ی استوار، همین باور را دارم که ایشان همه شرایط ماندگاری را رعایت کردند و مردمِ ایران تا روزی که به رسم نیاکان، آزاداندیش و آباداندیش باشند شجریان با آنهاست.
        به همان اندازه که فهمیده نشدن دردآور است، درک شدن لذت بخش است، و وقتی همراه می شود با قلمِ استادانه ی بزرگمنشی که از هیچ فرصتی برای مهر ورزیدن نمی گذرد، بسیار شیرین تر می شود.
        برای همین از شما سپاسگزارم
        ارسال پاسخ
        حمید غرب
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۱۱
        درود و احسنت
        شاید واژه مرده پرستی از سر دلتنگی های ماست که فقدان عزیزانی تکرار نشدنی را باور نداریم ولی غافلیم که هم امروز هستند سرورانی که تکرار نمیشوند , پس ارزش را بر آنچه که اثر ماندگار آنان که هستند و آنان که رفته اند , بگذاریم خندانک خندانک خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۱۹
        درود بسیار بر شما
        استاد بزرگوار جناب غرب
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از توجه تان بسیار سپاسگزارم
        همینطور است، حتماً تکرار نشدنی ها، نسبت به توجّه ها کرخت و بی احساس اند و نیازی به آن ندارند و حتی از بی توجهی ها دلخور هم نمی شوند. بلکه این مخاطبان ایشان اند که زیان می کنند.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد حسین اخباری
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۵۵
        باسلام
        هزاران درود بسیار عالیست دستمریزاد و روان خسرو آواز ایران شاد باد
        هم شعر شما عالیست هم نظرات عزیزان خواننده البته این گفتار و اشاره به این اشعار به نظر بنده هیچ منافاتی با حال و هوای شعر ناب شما ندارد به هر حال
        از قدیم تا معاصر نقطه نظر عزیزان در کلام بسیاری از شاعران آمده است مثلا مولوی بزرگ میفر ماید
        ( بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
        که تا ناگه زیکدیگر نمانیم ...
        چو بر خام بخواهی بوسه دادن
        رخم را بوسه ده کاکنون همانیم)
        یا شهریار غزل معاصر استاد محمد حسین شهریار میفرماید
        ( تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
        روزی سراغ وقت من آیی که نیستم )
        این اشعار و آن فرمایشات نظر بلند تان را نقد نمیکند بلکه تایید و تاکیدی است بر فرمایش تان و افسوسی است برای اینکه چرا دیر قدر شناس میشویم
        با آرزوی بهترینها برای شما بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۲۹
        درود و سلام بیکران محضرتان
        استاد بزرگوار جناب اخباری
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار برای حضور و توجه و سخنان لطیفتان سپاسگزار و شادمانم.
        بله همینطور است، انگار این مسائل همیشگی ست و نه برای دیروز و امروز. شاید در گذشته کمتر شایع بوده است چراکه نفتی نبوده است تا با فروش آن بیشترِ مردم نیازی به کار کردن نداشته باشند. در دیرباز دعوایی میان اقلیتِ کم کار بوده و امروزه میان اکثریتِ کم کار.
        حقا که استادان سخن، برای این موضوع ها هم سنگ تمام گذاشته اند.
        می آموزم از شما.
        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        پرستو پورقربان (آنه)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۳:۰۰
        سلام و عرض ادب و احترام خندانک
        شعر بسیار زیبایی است که هم خودش ارزشمند است و هم محتوایش و غمی که از شدت آن جوشیده است خندانک

        ما همه یک درد واحدیم ... خندانک


        درودتان باد خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۳۳
        درود بسیار بر شما
        مهربانو پورقربان
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار شادمان و سپاسگزارِ حضور و دیدگاهِ لطیف و نظر لطفتان ام.
        ممنونم، بزرگوارید.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ندا عبدحق
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۴:۳۲
        درود بر شما خندانک خندانک
        به موضوع جالبی اشاره کردید
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۳۵
        درود بیکران محضرتان
        مهربانو عبدحق
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از توجه تان بسیار ممنونم.
        ارادتمندتان هستم.
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۳
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مهدی محمدی
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۴۴
        سلام و درود
        بسیار زیبا و عالی بود این شعر، قلمتان تابانده و اندیشه یتان استوار خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۳۸
        درود و سلام بسیار محضرتان
        دوست گرامی، جناب محمدی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از حضور گرم و نظرلطفتان بسیار سپاسگزارم.
        بهمچنین دوست خوبم.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۳
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۲۷
        سلام وعرض ادب
        خدمت ادیب وشاعربزرگوار
        مهمان گلواژه های زیبایتان شدم
        زیبا ودلنوازوبامحتوا سرودی بود
        قلمتون سبز
        پایدارواستوارباشید
        خندانک خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۵۲
        سلام و درود فراوان محضرتان
        استاد گرانقدر جناب انصاری دزفولی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار مفتخر نمودید، دوست بزرگوار.
        از حمایت و نظر لطفتان بینهایت سپاسگزارم.
        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
        امید کیانی (امید)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۲۳
        درود🌹
        ققنوس طلايي زرين آواي‌ ایران به آشيان دل عشاقش پر گشود و
        سينه به سينه جاودان خواهد ماند؛
        و
        مسند حكمراني‌اش در دل و جان فرخنده باد؛
        و
        به شما شاعر وطنم، تسلیت عرض می‌کنم...
        🥀🥀
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۵۹
        درود بسیار محضرتان
        دوست گرامی و شاعر نیک نگار جناب کیانی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بله همینطور است.
        از حضور و توجهتان بینهایت سپاسگزارم.
        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
        معصومه خدابنده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۷
        درود بر شما
        🌹🌷
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۰
        درود بیکران محضرتان
        شاعر گرامی مهربانو خدابنده
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از حضور و توجه تان بسیار سپاسگزارم.
        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۲۷
        چه ساده زیست
        وطن را به عالمی نفروخت
        پیمبری که
        صبوری ش را دمی نفروخت
        درودها برشما بسیار زیبا بود
        خسرو آواز ایران یاد و نامش میان دوستدارانش همیشه زنده است

        🖤
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۱۵:۳۹
        مهربانو نسرین حسینی
        درود بیکران بر شما
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        چه سروده زیبایی
        بله همینطور است.
        از لطفتون بسیار سپاسگزارم.
        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
        سمانه عسکری (پروانه)
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۵۸
        درودوسپاس ازشعرناب وزیبایی که سرودین
        امیدوارم یادونام شاعران گرانمایه همیشه پایداروگرامی بماند
        چه درزمان حیات وچه بعدازآن که لیاقتی فراتراز این دارند...

        بااحترام به شماشاعرعزیز خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۱۳
        درود بسیار بر شما
        مهربانو عسکری
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از دیدگاه مهرآمیزتان بسیار شادمان و سپاسگزارم.
        بله همینطور است.
        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۲۳
        درود بزرگوارزیبا بود احترام به عقاید دیگران خوب است اما نه هر عقیده ای خندانک خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۲۴
        درود بسیار محضرتان
        استاد بزرگوار جناب عباسی مقدم
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بله همینطور است.
        بسیار شادمانم از توجه تان.
        از نظر لطفتان سپاسگزارم.
        ارسال پاسخ
        رحیم نیکوفر   ( آیمان )
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۰۲
        سلام خندانک
        درود برشما جناب خواجه زاده ی عزیز
        شاعر بزرگوار بسیار زیبا و در خور تحسین سرودید

        جهل حق است یا حق ، حق است
        این را تاریخ همیشه گواه بوده و از این بعد هم خواهد بود
        سپاس از اشتراک گذاری این شعر

        هنر هرگز نمیگذارد هنرمند بمیرد


        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۲۱
        سلام و درود بسیار بر شما
        شاعر نیک نگار، جناب نیکوفر
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دوست بزرگوار بسیار ممنونم از حضورتان،
        همینطور از بنده نوازی و مهرورزی تان.
        بله همینطور است، جهل و حق، آنها و ما، تکراریم.
        ارادتمندتان هستم.
        ارسال پاسخ
        سحر غزانی
        جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۴۸
        درود جناب خواجه زادهد
        این اولین شعری بود که از قلمتان خواندم
        قلم بسیار زیبایی دارید
        مشتاق شدم بیشتر از شما بخوانم
        قلمتان نویسا خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        جمعه ۲۵ مهر ۱۳۹۹ ۱۷:۴۷
        درود بر شما شاعر گرامی
        مهربانو غزانی بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دیده فرسودید، بسیار سپاسگزارم برای نظر لطفتان
        حضور و توجه تان مایه ی مباهات بنده است.
        بسیار ممنونم.
        ارسال پاسخ
        یزدان ماماهانی
        شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۰۰
        درود داداش عالی بود اما
        سعی کن درک و فهم و قلمت
        رو یکشونی سمت نیاکان پارسی
        خودت خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۰۸
        درود و سلام بسیار محضرتان
        استاد بزرگوار جناب فتحی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار سپاسگزار نظر لطفتان هستم.
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۰:۵۸
        درود بسیار محضر شما
        شاعر گرامی، جناب ماماهانی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار سپاسگزار حضور شما هستم دوست عزیز.
        به روی چشم.
        ارسال پاسخ
        قربانعلی فتحی  (تختی)
        قربانعلی فتحی (تختی)
        شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۹ ۰۱:۰۳
        سلام ودرود فروان
        بسیاربسیار عالی وزیبا
        روحشان شاد ودررحمت الهی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی مزینانی عسکری
        يکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ ۲۰:۱۴
        سلام و عرض ادب
        دستمریزاد
        به راستی مرگ پایان کبوتر نیست ... بسیاری از بزرگان ما چه در هویت مذهب و یا هنر بعد از مرگ متولد می شوند و می توان این بزرگی را در سالمرگ های آن دید که روز وفاتشان به عنوانی خاص مزین می شود... فردوسی بزرگ تا زمانی که زنده بود در بی مهری خاص قرار داشت اما قرن ها گذشته و او همچنان می درخشد...
        خندانک خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        يکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۳۶
        درود بسیار محضرتان شاعر بزرگوار
        استاد گرامی جناب مزینانی عسکری
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بله همینطور است.
        از حضورتان، شادمان و
        از نظر لطفتان بسیار سپاسگزارم.
        ارسال پاسخ
        سعید صادقی (بیدل)
        دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹ ۰۴:۳۸
        سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوست گرامی
        ادیب ارجمند جناب سینا زاده ی عزیز

        حقیقتا نکته ی یه جا و عارفانه ای رو با هنرمندی خود احیا کردید که در مجامع علوم انسانی و حوزوی و فلسفی نقد ها میشود بر آن. به هر تقدیر آدمی را گریزی نیست از تکوین عالم که خداوند لقب نهاده است یا مومن یا کافر یا مشرک و یا منافق. و این شوخی نیست که حقیقت عالم است. بعد از شناخت شخصیت افراد در خواهیم یافت که وسعت ماندگاری او تا کجاست و خواستگاهش و شناخت او از فنای و بقای در حق. به هر تقدیر جدال بر سر موضوع یاد شده کاملا به فراخور شخصیت هر کس بر میگردد و گریزی نیست

        لذت بردم از شعر زیبا و قلم توانمندتان پایدار باشید خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۰۳
        ارادتمند شما دوست بزرگوار هستم.
        نظر لطفتان است خندانک خندانک خندانک
        سعید صادقی (بیدل)
        سعید صادقی (بیدل)
        سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ ۰۴:۱۰
        بله متاسفانه
        و شما به زیبایی
        تمام حق مطلب
        رو در شعرتون
        ادا کردید خندانک خندانک خندانک
        قلمتون استوار و پرکار خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۴۹
        درود و سلام بسیار برای شما
        شاعر بزرگوار، جناب صادقی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        دوست گرامی بسیار سپاسگزارم برای حضورتان و
        دیدگاه مهرآمیزتان درباره ی نوشتار بنده.
        بله همینطور است. گاهی برخوردهایی بر اثر این تفاوت دیدگاه ها رخ می دهد. پس از برخورد هم بارقه شکل می گیرد و ...
        ارسال پاسخ
        فروغ فرشیدفر
        سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۳۳
        درود بر جناب خواجه زاده گرامی🌹
        " ای آینه می دانم، تلخ است برای تو
        او خنده ی نور است و رنگِ تو حنا باشد"
        👌👌👌
        بسیار بسیار زیبا بود . لذت بردم ازشعرزیبای شما .
        روح استاد هم از خوانش این شعر خشنود شده قطعا".
        سربلند باشید.
        🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹ ۱۸:۰۲
        درود بسیار محضرتان
        شاعر گرامی مهربانو مهشیدفر
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        نظر لطفتان است، سپاسگزارم.
        از بذل توجه و عنایتتان بسیار سپاسگزارم.
        این نیست رسم معرفت که همیشه نغمه خوانان، سرایندگانِ هزاران سال پیش را هم بنوازند و مورد الطفات قرار داده و یادشان را پاس بدارند، اما سُرایندگانْ قدرناشناسی کرده و با قلم خود، نغمه خوانان معاصرِ خود را هدفِ کژ اندیشی و بی مهریِ خود قرار دهند.
        و حقیر، چون شعری از شاعری خواندم که عزاداران را متّهم به مرده پرستی می کرد، در ذهنِ خود به آن شاعر گفتم: اگر شجریان ها نباشند، چه کسی قرار است نوشتار ثقیلِ تو را سبک سازد و در گوشِ کم تحملِ مردم فرو کند و یاد نیکی برای توی سُراینده نگاه دارد...
        ارسال پاسخ
        فرانک برادران تخلص فاخته
        ۲ هفته پیش
        سلام جناب خواجه زاده بسیار رسا و وشیوا بود درودتان باد
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        ۲ هفته پیش
        درود بیکران شاعر بزرگوار
        بانوی ارجمند، مهربانو برادران
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        بسیار سپاسگزارم برای نظر لطف آمیزتان.
        شادمانم که دلپسندتان است.
        ارادتمندم.
        ارسال پاسخ
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۱:۴۷
        درود ها شاعر گران اندیش
        اندیشه های نیکتان ماندگار خندانک خندانک
        سینا خواجه زاده
        سینا خواجه زاده
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۹:۲۱
        درود بیکران محضرتان شاعر گرامی
        مهربانو قشقایی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        از توجه ، حضور پرمهر و نظر لطفتان بسیار سپاسگزارم.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹ ۱۶:۲۲
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0