سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        این سرزمین ماست

        شعری از

        شهرام سدیدی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۹ ۰۴:۴۶ شماره ثبت ۸۸۰۴۲
          بازدید : ۲۹۶   |    نظرات : ۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر شهرام سدیدی
        آخرین اشعار ناب شهرام سدیدی

        ایاا
        این شعر در وصف یک ‌زندانی در تانزانیای جنوبی سروده شده!
         #حبسیه🍁🍂🍁
        میخونم از تو توی این سلول چندمتری
        میمیرم از اینکه چگونه گریه میکردی
        با خنده‌هات از پشت شیشه زنده میموندم
        اما چقد تو راه خونه گریه میکردی
        تاریک، پشت چشم بندم، مثل وقتی که
        با شاملوهای شبونه گریه میگردی
        "بی آرزو! با مرده‌ای هم‌صحبتی" و بعد
        با کفتر بی آب و دونه گریه میکردی

        از بازجو و سوژه‌ی غسل جنابت‌ها
        واسه یه حرف عاشقونه تو دلِ چت‌ها
        میگفت زنت هم کم میاره آخرش، میره
        میترسم از تعبیر حرف این کثافت‌ها

        از هرچی پرسیدن، فقط عشق تو رو گفتم
        تو انفرادی، یاد لبخند تو می‌افتم

        یاد شبایی که قشنگ و شاد خندیدی
        هرسال با زخم ۲ی خرداد خندیدی
        از لحظه‌های سخت بعد از بازجویی‌ها
        از روزی که توی ون ارشاد خندیدی

        خندیدی و تنهاییام با بغض تر میشد
        خندیدی و دوران حبسم سخت‌تر میشد

        ما کله‌خر بودیم و دنیا بدتر از ما نیست
        چیزی جلودار تو و فریاد فردا نیست
        روی کت و شلوار ‌‌‌قاضی‌ها باید شاشید
        وقتی که دادی توی این بیدادگاها نیست

        این سرزمین ماست، یادت باشه این حرفو
        یکروز تقاص کل این‌اشکا رو میگیریم
        قول زنونه دادی از پشت همین شیشه
        که قبل مرگ این حرومی‌ها نمیمیریم

        میخونم از تو پشت این دیوار و میدونم
        تو، اونطرف، آجر به آجر گریه میکردی
        پیش نگاه بازپرس و بازجو، هربار
        با خشم و احساس تنفر گریه میگردی
        توی مسیر دادگاها، پیش قاضی‌ها
        نازکتر از تاب تلنگر، گریه میکردی...

        هرچند ختم ماجرا با چوبه‌ی داره
        هرچند از دیوار اینجا مرگ میباره
        بازم بخند، لبخند تو تو چشمشون خاره
        دنیای ما دیوونه‌ها رو دوست‌تر داره
        فواره‌ها با رقص رو به آسمون میرن
        اعدامیا روی زمین هیچوقت نمیمیرن
        ما توی این تاریکیا فانوس میگیریم
        رودیم و آخر رو به اقیانوس میمیریم

        تا انتظار منطق از یکمشت خر داریم
        امّید واهی روی "تجدید نظر" داریم
        ما بچه‌های انقلاب خون و اعدامیم
        باید که سهممونو از این سفره برداریم

        شاید نذاشتن این روزا رو پیش من باشی
        بی هم پر از غصه ولی از هم نمی‌پاشی
        که استوار آماده‌ی تکلیف فردا شی
        تا توف کنی تو صورت قاضیِ پرونده
        باید قویتر شی واسه فردایی که هیچکس
        با بی‌همه‌چیزی، به گریه‌هات نمیخنده
        یکروز تقاص آرزوهامونو میگیریم
        یادت همیشه باشه اینجا سرزمین ماست
        "روزی که واسه کفترامون دونه میریزیم"
        و اسلحه مابین ابروهای قاضی‌هاست

        #شهرام_سدیدی
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹ ۲۳:۱۲
        بسیار زیبا و غمگین بود
        مبین مشکلات جامعه
        دستمریزاد خندانک
        دانیال شریفی ( دادار تکست )
        چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۳:۱۴
        خندانک خندانک درود بر شما خندانک خندانک
        لایک شد شعرتون👍🌹
        علی پورحبیبی
        چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۵۵
        خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1