سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        خاطره بازی

        شعری از

        جواد هندویی

        از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۸ ۱۳:۱۶ شماره ثبت ۸۱۷۳۷
          بازدید : ۴۵۸   |    نظرات : ۱۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر جواد هندویی
        آخرین اشعار ناب جواد هندویی

        کم کمک شب شد...
        نم نمک زد بر دلم باران تنهایی...
        غم دل از زیر خاکستر قلبم، همچو گلبرگ بهاران بشکفت...
        در دلم ولوله افتاد برود...
        روح از بدنم، دزدکی پر زد، مثل پرواز پرنده...
        راست رفت به سر خانه معشوق در زد...
        قلب معشوقه من هری ریخت...
        چون صدای تق تق در زدنش را، خوب خوب میدانست...
        در که باز شد دگر، همه چی بود...
        شب مهتابو، منو، یک دل لرزانو، نهان خانه دوست...
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ ۲۱:۴۲
        زیبا و جالب بود خندانک
        جواد هندویی
        جواد هندویی
        پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۳:۳۵
        سپاس استاد...ممنون از توجهتون🙏🙏
        ارسال پاسخ
        یدالله عوضپور    آصف
        چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۸ ۲۱:۳۶
        جناب هندویی عزیز درودبرشما
        خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۸ ۱۶:۱۴
        سلام :
        درود بر شما ...

        --------------------------- خندانک
        باز باران ، بی ترانه خستگی برجا گذاشت
        باز داغی بر دلِ مجنون این لیلا گذاشت

        باز سر شد روزهای بی تو ...بی چتر و کلاه
        باز هم یلدا گذشت و عشق را تنها گذاشت ----؟!
        جواد هندویی
        جواد هندویی
        يکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۵۹
        سپاس از شما...ممنون از توجهتون🙏🙏
        ارسال پاسخ
        جواد هندویی
        شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۸ ۱۳:۴۹
        سپاس جناب عوضپور گرامی...ممنون از توجه شما🙏🙏🙏
        مرتضی قربان نژاد(واپسین)
        جمعه ۹ اسفند ۱۳۹۸ ۱۲:۱۰
        درود
        زیبا بود خندانک خندانک
        جواد هندویی
        جواد هندویی
        چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸ ۱۸:۴۰
        ممنونن...تشکر از شما دوست عزیز🙏🙏
        ارسال پاسخ
        مهدی ملکی الف
        پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ ۱۴:۳۶
        زيباست
        جواد هندویی
        جواد هندویی
        دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸ ۲۰:۰۶
        سپاس دوست عزیز
        ارسال پاسخ
        صابرخوشبین صفت
        يکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ ۱۷:۱۸
        درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        جواد هندویی
        جواد هندویی
        دوشنبه ۲۵ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۰۸
        سپاس🙏🙏
        ارسال پاسخ
        زینب بویری (خزان)
        پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸ ۰۴:۲۷
        درود برشما خندانک خندانک
        جواد هندویی
        جواد هندویی
        دوشنبه ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ ۱۵:۴۰
        سپاس
        ارسال پاسخ
        مجتبی شهنی
        يکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۹ ۱۸:۴۵
        درود خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        یدالله عوضپور آصف

        باز با درد تو می خوابم و برمی خیزم در همه حال به دامان تو می آویزم
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1