سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 15 فروردين 1404
    6 شوال 1446
      Friday 4 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        جمعه ۱۵ فروردين

        بد فرم

        شعری از

        حوریا صفایی نسب

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸ ۰۱:۵۳ شماره ثبت ۸۰۴۲۹
          بازدید : ۷۸۴   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حوریا صفایی نسب

        از خنده های زورکیِ  بد فرم
        از چرت و پرت گفتن تو ماشین 
        از خواب و هفت رب کم ساعت ها
        و از صدای مسخره ی دین دین !
        میرم که گوش هام و بچرخونم
        هی پر کنم تشر بزنم ...دختر !
        میرم که کور و کر بشم از دنیا 
        میرم به سنگ و لنگ فقط نفرین !
        از من به چشم های خودم... لعنت 
        از کفش من به پای خودم ... لعنت 
        از مادرم به جای خودم لعنت 
        از بوسه ها به جای شما مورفین !
        آغوشت و پیاله ی دریا کن 
        آبی آب از تن من بهتر 
        بخت لبای هردوی ما شوره
        شوریِ آب از قدغن بهتر !
        با شعر های مسخره بازی کن 
        با حد و مرز و تبصره بازی کن 
        با موی من که یکسره بازی کن !
        چی از حصار کردن زن بهتر ؟!
        من پشت پلک های تو مصلوبم 
        لختیده خون به قوطی مشروبم 
        من هرچقدر هم بخورم خوبم !
        زن هرچقدر گیج و خفن بهتر ! 
        چشمات ... آخرین سفر من بود 
        دستات ... جای هر دفه مردن بود !
        پاهای من برای رسیدن بود 
        حتی برای باقی طوفان ها 
        شب .... انتهای روشنی مقصد ...
        شب .... مغز های خونی از دم رد 
        شب می‌شود ...و گریه ی  بیش از حد ...
        تسلیم واضحی ست به پایان ها .!..
         
         
         
        #حوریا_صفایی_نسب
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۸ ۱۵:۴۰
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک
        سید احسان موسوی ( سام )
        پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸ ۱۱:۳۱
        خیلی خیلی خوب حوریا خانم خندانک
        مسعود میناآباد  مسعود م
        جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۸ ۲۱:۱۰
        سلام :

        درود بر شما ...
        -------------------------- خندانک
        اعظم قارلقی
        شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ ۰۳:۰۸
        درود مهربانو خندانک
        حوریا صفایی نسب
        شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۸ ۲۳:۴۹
        ممنون از توجه همه دوستان خندانک
        سعید فلاحی
        سه شنبه ۲۴ دی ۱۳۹۸ ۰۵:۳۲
        درودها

        احسنت
        خندانک

        موفق و موید باشید
        خندانک
        محمد قنبرپور(مازیار)
        جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۸ ۱۲:۵۹
        خندانک
        عیسی نصراللهی ( سپیدار )
        چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۹ ۰۱:۵۳
        هرگز این دست شعرها را نمی خوانم و احتمالا نخواهم خواند.باور کنید شاید نخستین بار است که کمی دقت کردم و تا انتها خواندم( بحث علاقه است که فعلا در من شورانده نشده).بوجود نیامده.
        ولی برای سلیقه ی شما و طرفداران این نوع سفارشات و سرایشات احترام قائل هستم.( اگر هدفمند و تأثیرگذار باشند). اجتماع و زن و نابرابری و آنارش و وندالیسم و سایکوپات و هکذا... سوژه هایی اند که در این شقوق، بیشتر بارز هستند.


        و از صدای مسخره ی دین دین !

        یک ایهام ( صدایِ دین دینِ زنگِ ساعت)
        صدایِ « هُرمِ ناجدی و بی اهمیتِ دین _ مذهب_ » ایهام خوبی بود.



        شوریِ آب از قدغن بهتر !


        آبی دریا ، قدغن
        شوق تماشا ، قدغن
        عشق دو ماهی ، قدغن
        با هم و تنها ، قدغن
        برای عشق تازه ،
        اجازه بی اجازه...
        پچ پچ و نجوا ، قدغن
        رقص سایه ها ، قدغن
        کشف بوسه ی بی هوا
        به وقت رویا ، قدغن
        برای خواب تازه ،
        اجازه بی اجازه...
        در این غربت خانگی
        بگو هرچی باید بگی
        غزل بگو به سادگی
        بگو ، زنده باد زندگی
        برای شعر تازه ،
        اجازه بی اجازه...
        از تو نوشتن ، قدغن
        گلایه کردن ، قدغن
        عطر خوش زن ، قدغن
        تو قدغن ، من قدغن
        برای روز تازه ،
        اجازه بی اجازه


        شهیار قنبری


        * موفق باشی
        حوریا صفایی نسب
        جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹ ۰۲:۴۶
        سپاسگزارم از توجه تون آقای سپیدار ....چقدر حالم خوب میشه وقتی یکی ایهام شعرامو متوجه میشه
        حوریا صفایی نسب
        جمعه ۲۱ آذر ۱۳۹۹ ۰۲:۴۷
        حس میکنم رسالتم به پایان رسیده 😅
        مجتبی رضائی
        پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ ۰۷:۵۱
        گنگ شعرهات بالاست شاعر مهربونی ها...
        با آرزوی بغل بغل موفقیت برای شما....
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1