سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 مهر 1398
    24 صفر 1441
      Tuesday 22 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        سه شنبه ۳۰ مهر

        قبیــــــــــــــــــــله

        شعری از

        مسعود میناآباد

        از دفتر شعر و شعور نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۷۷۷۱۴
          بازدید : ۱۹۷   |    نظرات : ۵۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مسعود میناآباد

         
        قبیله
        این ها همــــه از قبیـلهء دزدانند
        این را همـه فهمیده و هم میدانند
        شیطان شده شرمنده ز شیطانی خود
        چون دید که استاد تر از شیطانند
        بنشسته سرِ سفرهء گسترده نفت
        هم آخور و باهـــم ، به بده بستانند
        یک جیب نه صد جیب ، هزاران توبره
        بسته اند به پوز و خـرِ خود میرانند
        حالا که به جنگ زرگـری افتاده اند
        درفکر هنر پیشه و کـــارگردانند
        خوردند همه گوشت ، همه پوست ولی
        در فکر شکـم ، روده و اُستُــــخوانند
        یک عده مدیحه گوی بی فضل و خرد
        بنــــگر که چگونه دم همی جنبانند
        گفتند که آب و برق وگاز مجانی
        خود صاحب دخل و صاحب دکانند
        یارانه کند مشکل مارا حـل ؟….. نه
        این بی خردان چنین سخن میرانند !!
        یک عده جماعتی که خوردند فریب
        مستاصل و در مانده و بـس حیرانند
        یک عده به فکر سفــرهء خالی شب
        دنبال دو حبه قند و چـای و نا نند
        تا منجی عالم مــــگر از راه رسد !!
        ویرانــگر و جولان ده این میدانند
        تا ملت ، آلـــوده به خوابند و خمار !!
        اینها ســرِ پُست ، همچنان میمانند
        -------------------- پ نوشت ----------------
        پشت دریاها شهریست ،
        که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است .
        شاعران وارث آب و خرد وروشنی اند .
        پشت دریا ها شهریست ،
        قایقی باید ساخت . سهراب
        ۱۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        ۱۳ روز پیش
        درود ارجمند استاد خندانک

        به قول استاد استکی بزرگوار:

        مبین مشکلات جامعه.

        یارب مددی کن خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        به زندان قفس،
        مرغ دلم چون شاد می گردد
        مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد
        ----------------------------------------------- فرخی یزدی
        قدم رنجه فرمودید بانو
        سپاس .................... خندانک

        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۳ روز پیش
        درود استاد عزیز
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه بود خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        تپیدن های دل ها ناله شد،
        آهسته آهسته
        رساتر گر شود، این ناله ها فریاد می گردد
        -------------------------------------------- فرخی یزدی
        سلام استاد استکی گرامی
        خوش آمدید ..................... خندانک
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        ۱۲ روز پیش
        شیطان شده شرمنده ز شیطانی خود
        چون دید که استاد تر از شیطانند.......................... خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        شدم چون چرخ سرگردان ،
        که چرخ کجروش تا کی
        به کام این جفا جو با همه بیداد می گردد ؟
        ---------------------------------------- فرخی یزدی
        درود بر
        سیده بانو رحیم زاده عزیز ---------- خندانک


        ارسال پاسخ
        سیدبهاقزوینه
        ۱۳ روز پیش
        دست مریزاد آقامسعود .حظ بردم . پوزش که با عروض آشنا نیستم که نقدکنم (معمول ومرسوم شده نقد نکنیم نق بزنیم خندانک ) اگرشاعر رسالت خردورزی وبیان دردوطن نداشته باشد پس کی داشته باشد؟ .درود برشما - اسم شعر رانپسندیدم قبیله منو یاد عهدحاضرومشکلات روز نمیندازه رفتم تا دوران جاهلیت وبرگشتم وشاکرشدم که زنده بگورکردن وبرده داری مرسوم نیست . شعرعالی بود فقط جمع ضمیرغایب را درقافیه مناسب معنا ندانستم .اول شخص فرد بنظرم درسته .میرانم .بستانم .میمانم و...
        چه کنیم این که توگفتی همه ی مردم شهر
        چهل سال است که یک یک همگی میدانند
        آنکه دارد به من و همچو منی ظلم روا
        نه که شیطان . به خداوند همه انسانند
        شود این خانه بسعی من وتو گلشن جان
        ورنه اخبـــــــار غم انگیز همه میٍٍٍــخوانند
        خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        ز اشک و آه مردم
        بوی خون آید، که آهن را
        دهی گر آب و آتش، دشنه ی فولاد می گردد
        ---------------------------------------فرخی
        درود جناب قزوینه عزیز
        خیر عالیجناب ، اگر بودند که بودند ..... خندانک

        ارسال پاسخ
        نسرین حسینی
        ۱۳ روز پیش
        دل به دریا زده ام
        سهراب...
        پشت دریا کوهیست
        از یک غم
        قایقت جا دارد
        منم آن مسافر فردایت
        نسرین_حسینی
        درودها برشما استادگرامی بسیار عالی بود
        رقص قلمتان ماندگار خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        دلم از این خرابی ها بود خوش،
        زانکه می دانم
        خرابی چون که از حد بگذرد آباد می گردد
        ---------------------------------فرخی
        سلام بانو نسرین حسینی ارجمند
        سپاس که به مهر میخوانید ......... خندانک

        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۱۳ روز پیش
        کوروش
        اسوده بخواب
        که ما همه بیماریم.......... خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        ز بیداد فزون،
        آهنگری گمنام و زحمتکش
        علمدار و علم چون کاوه ی حداد می گردد
        ---------------------------- فرخی
        سلام جناب شفیعی گرامی
        سپاس ......................... خندانک
        ارسال پاسخ
        آراز نامی
        ۱۳ روز پیش
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        عـَلـَم شد در جهان
        فرهاد در جان بازی شیرین
        نه هرکس کوهکن شد در جهان فرهاد می گردد
        ======================== فرخی
        سپاس جناب اراز نامی مهربان
        .................. خندانک
        ارسال پاسخ
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        ۱۳ روز پیش
        سلام استاد عزیز بسیار زیبا درودتان باد قلمت زیباست باید خواند لذت برد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        دلم از این عروسی
        سخت می لرزد که قاسم هم
        چو جنگ نینوا نزدیک شد داماد می گردد
        ----------------------------فرخی
        سلام استادم بیدل عزیز
        خوشحالم که همیشه همراهید ...... خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۱۳ روز پیش
        درودبر
        قلمتان
        احساستان
        وشعر زیبایتان
        شاعرواستاد بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        به ویرانی این اوضاع
        هستم مطمئن زان رو
        که بنیاد جفا و جور بی بنیاد می گردد
        ---------فرخی
        درود بر شما
        استاد دزفولی گرانقدر خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد ترکمان(پژواره)
        ۱۳ روز پیش

        ... این قبیله دیگر
        قیامت شان سوخته...

        ... بگذریم سلام آقا مسعود عزیز که میز
        خسته از ریز است و هیز، مالک مادام العمر میز!

        ... بی مرد
        پشت دریا شهری است
        ناوی خواهم ساخت
        زنانش را تا به خاک
        کشم و
        کودکانش را به خون!

        پ...................
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )

        خسرو گلسرخی:
        گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام
        وساقه های جوانم
        ازضربه های تیرهایتان زخم داراست
        باریشه چه می کنید؟
        گیرم که برسراین باغ بنشسته
        درکمین پرنده اید
        پروازراعلامت ممنوع می زنید
        باجوجه های نشسته درآشیان چه می کنید؟
        گیرم که میکشید
        گیرم که میبرید
        گیرم که می زنید
        بارویش ناگزیرجوانه چه می کنید؟

        ----------
        سلام بر استاد قلم و اندیشه
        محمد ترکمان عزیز و گرامی
        بودنت موجب سر افرازی است ... خندانک
        ارسال پاسخ
        وحيد سخايي
        ۱۳ روز پیش
        کاش در ساحل آن درياها ،مردمانش همه آدم باشند ، ......
        درود خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        دلم از این خرابی ها بود خوش،
        زانکه می دانم
        خرابی چون که از حد بگذرد آباد می گردد
        ---------------------------------فرخی
        سلام و سپاس وحید جان
        ---------------------- خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        فروغ فرشیدفر
        ۱۳ روز پیش
        عالی ..‌قلمتون روان ازبیان⚘

        پشت دریاها جنگ است
        همه جا آشوب است
        بال میخواهم من
        که کنم پرواز
        ازین شهر ودیار
        قایق نساز سهراب
        قایق نساز.....
        ......
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        ز اشک و آه مردم
        بوی خون آید، که آهن را
        دهی گر آب و آتش، دشنه ی فولاد می گردد
        ---------------------------------------فرخی
        سپاس بانو
        ................... خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        ۱۲ روز پیش
        سلام استاد میناباد عزیز
        محشــــــــــــــــری ............ خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        ز اشک و آه مردم
        بوی خون آید، که آهن را
        دهی گر آب و آتش، دشنه ی فولاد می گردد
        ---------------------------------------فرخی

        درود بر هنرمند عزیز
        علی جان سپاس ........ خندانک
        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        ۱۲ روز پیش
        درود بر شما بزرگوار
        احسنت بر شما
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        به زندان قفس،
        مرغ دلم چون شاد می گردد
        مگر روزی که از این بند غم آزاد می گردد
        ----------------------------------------------- فرخی یزدی
        قدم رنجه فرمودید بانو باغبان ارجمند
        سپاس که به مهر میخوانید .................... خندانک


        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۷ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        ترانه ماندگار
        ۱۲ روز پیش
        یک عده جماعتی که خوردند فریب
        مستاصل و در مانده و بـس حیرانند
        یک عده به فکر سفــرهء خالی شب
        دنبال دو حبه قند و چـای و نا نند
        تا منجی عالم مــــگر از راه رسد !!
        ویرانــگر و جولان ده این میدانند
        تا ملت ، آلـــوده به خوابند و خمار !!
        اینها ســرِ پُست ، همچنان میمانند
        زیبا و دردناک
        درود استاد خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        ز اشک و آه مردم
        بوی خون آید، که آهن را
        دهی گر آب و آتش، دشنه ی فولاد می گردد
        ---------------------------------------فرخی
        سپاس بانو ماندگار ارجمند
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۷ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        کبری یوسفی
        ۱۲ روز پیش
        سلام ودرودخدا برشما استاد بزرگوار
        احسنت خانه ات آباد بسیار عالی می سرایید درودتان
        موفق باشید ودرپناه حق با خانواده آمین خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک


        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        شدم چون چرخ سرگردان ،
        که چرخ کجروش تا کی
        به کام این جفا جو با همه بیداد می گردد ؟
        ---------------------------------------- فرخی یزدی
        سلام و عرض ادب بانو یوسفی عزیز
        درود خدا بر شما ...........
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۷ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        امیر مسعود شفیق
        ۱۱ روز پیش
        شیطان شده شرمنده
        ز شیطانی خود
        چون دید که استاد تر از شیطانند
        بنشسته سرِ سفرهء گسترده ی نفت
        هم آخور و باهـــم ، به بده بستانند

        بسیار عالی
        درود استادم .......... خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        تپیدن های دل ها ناله شد،
        آهسته آهسته
        رساتر گر شود، این ناله ها فریاد می گردد
        -------------------------------------------- فرخی یزدی
        سلام شاعر جوان با ذوق شفیق عزیز
        خوش آمدید ..................... خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۷ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        ۹ روز پیش
        هزاران هزار آفرین
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد
        مسعود میناآباد
        ۸ روز پیش
        سپاس
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        ۷ روز پیش
        خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0