سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 29 بهمن 1398
  • قيام مردم تبريز به مناسبت چهلمين روز شهادت شهداي قم، 1356 هـ ش
25 جمادى الثانية 1441
    Tuesday 18 Feb 2020
      قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي ۖ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ عرض کرد: بار الها، به لطف و کرمت از خطای من در گذر و مرا ملک و سلطنتی عطا فرما که پس از من احدی را نسزد، که تو تنها بخشنده بی عوضی. 35 سوره ص

      سه شنبه ۲۹ بهمن

      عسل چشم

      شعری از

      نیروانا دوست

      از دفتر من کلاغ ها را زیسته ام نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۵۷ شماره ثبت ۷۷۰۸۳
        بازدید : ۹۹   |    نظرات : ۶

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر نیروانا دوست

      عسل چشم می دانی !
      چگونه تا مغز استخوانم 
      دچار جنون آبی نگاهی ست 
      که اقیانوس آرام بود
      از آخرین دوست دارم ات
      سالها می گذرد
      فقط صدایی گنگ 
      چون بوقی ممتد
      از سیگنال های الکن گفته هایت 
      در دالانهای مغزم انعکاس دارد
      و تنها صداست که می ماند 
      عسل چشم می دانی !
      ضجه های احساسم خاموش شد 
      میان کاغذهای باطله
      چِرک نویس های پُر شده از 
      اَشکال کج و معوج
      و نامه هایی که هیچ گاه پست نشد
      رقص آتش و الکل 
      در بداهه ی چشمان پر التهابم 
      مسحور عشقی ست نامیرا
      بگذار دستانم را در دستانت 
      گره ای کور زنم 
      تا معمایی باشد 
      تا ابد باز نشدنی 
      عسل چشم می دانی !
      دخیل بسته ام به اطلسی قامت اَت 
      تا شاید سربازی باشم تبعیدی
      به برمودای آغوش اَت 
      جایی برای ماندن 
      جایی برای مردن 
      راستی 
      پیراهن اَت را باد لکاته برد 
      همان که لای خاطرات مخملین اَت
      پیچانده بودم 
      همان که آخرین بازمانده
      از عطر بلو شنل اَت بود
      بازگرد
      از همان کوچه ی خاکستری 
      با ساختمانهای صد ساله اش 
      از همان نقطه مبهم آغاز 
      در اولین باران مارچ
      وصدای سوت قطار
      بازگرد عسل چشم
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۵۳
      درود بانو
      به شعر ناب خوش آمدید خندانک
      منوچهر منوچهری (بیدل)
      دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸ ۱۶:۵۶
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۸ ۰۰:۱۹
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مجنون ملایری
      چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۱۳
      خندانک خندانک
      مسعود میناآباد ( مسعود م )
      چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۲۰

      سلام


      گفتی كه گنه کنی به دوزخ برمت
      این را به كسی گو كه تو را نشناسد

      ﮔﻔﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ، ﻋﺬﺍﺏ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩ
      ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﺠﺒﻢ، ﮐﻪ ﺩﺭﮐﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ!

      ﺁﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ، ﻋﺬﺍﺏ ﺁﻥ ﺟﺎ ﻧَﺒُﻮَﺩ .
      ﺁﻥﺟﺎ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ، ﮐﺠﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ؟

      ______________________________ﺍﺑﻮﺳﻌﯿﺪ ﺍﺑﻮﺍﻟﺨﯿر
      خندانک
      هنری داودیان
      جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۸ ۱۵:۵۴
      خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0