سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 27 دی 1398
  • شهادت نواب صفوي، طهماسبي، برادران واحدي و ذوالقدر از فداييان اسلام، 1334 هـ ش
23 جمادى الأولى 1441
    Friday 17 Jan 2020
      * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»آلبرت انیشتن

      جمعه ۲۷ دی

      یادداشت

      شعری از

      سیده نسترن طالب زاده

      از دفتر خمیازه های رستیک، مادرزادیند نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ ۲۱:۰۵ شماره ثبت ۷۶۳۷۸
        بازدید : ۲۷۷   |    نظرات : ۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      نگاه کن
      چقدر گامهای مکرر محض
      بر قانون مُردگی های قوز کَرده میریزد
      آیینه ها
      بیشک، حسرتبار شکایت تصویرند
      و ضخامت مقعری فلج، برای بودن.. 
      من تا هنوز 
      برای انعکاس، در ابریشم  تکامل دیوارها
      برای آوای گداخته ی سوارکاران بیتای عرب
      و برای آهنگهای آبیفام  مزامیر، آمده ام
       
      برای اسطوره بودن
      افسانه شدن
      برایِ فرسنگهای دور آمده ام
       
      من برای ریختن برفنده ی خیال 
      در کالبد معنی
      برای رؤیاهایِ شیرین
      شکافتن
      شُعله کشیدن
      و برای دوست داشتن آمده ام
      برای پَرسه ی طلاییِ نهنگ ها در بشارت صبح..
      برای بودن
      برای نواختن گرم عاشقانه ها
      برای سپردن اشک ها، 
      عطرها و فنجانهای مِهر به دریایی مواج
      و برای شنیدن
      راس ساعتهایِ گس آمده ام
       
      من با قرنهای سپید در نیایش
      برای وِلگردها
      سایه های درازقامت حاشیه ی گود
      برای غمگین ترین بداقبالی خیابانهای متروکِ در انتظار 
      و برای آمرزش، 
      آمرزش آمده ام.. 
      من برای حجم ویرانگرِ مخملهایِ پیراهن سُربین جنگلها
      برایِ تمام اِنگاره های معشوق بودن
      برای رهایی
      و برای خاموشی هَر شبِ در زنجیر
      برای کلام استخوانی بعد، 
       تعبیر عصیانِ آتش
      و رجعت آسمان_ اقیانوس هایِ خون آمده ام
       
      برای خِش خِش قلم
      کتاب
      برای آنگاه که شُعاع  ناشناخته ی نور بود، 
      و دیگر هیچ نبود
      و برای بیگاهی که نباید تناسُلرا در مُرداب ها زوزه کرد
      من برای جست و جویِ گورکن هایِ مایوس
      برای نانوشته ها
      آدمیزاد ها، 
      فرشته ها!! 
      برای همه ی سیارک هایی که دیر میراث میبرند
      برای دستانِ کوچک تنهایی های بزرگ
       نبوغ سِترون معبود بودن
       
      برای تکثیر شهوتناک بنفشه ها، در خاک
       و برای بارانی زیبا، در کویر آمده ام
       
      من برای آتشِ سیگارهای پرقهوه ی شعر 
      و تراواترین کنیاک کبود آزادی در رگها
      من 
      برای پالوده ترین الماس بودن
      نفیس ترین تنفس بیپایان زیستن آمده ام
       
      برایِ ساقه های سَخت وداع
      برایِ سترگ کودکانه خندیدن
      مادر بودن
      برای تابوت هایی که کسی برایشان گریه نکرد
      من در عصر تعفنهای عور، 
      برای مریمانه رویاندن
      برایِ لرزش نسیم زار پگاه بر اندام کوهستانهای بکر
      و خواندن
      برای خوابی در کشتیهای سرگردان سیماب
      برای آخرین بودن
      نخست بودن،
      من قرون بسیاریست
      از بیپایانی برای حسرت انسانها آمده ام... 
      1396
      ۶
      اشتراک گذاری این شعر

      تازه ترین نقدها

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0