رفتی اما پشتت اینبار ظرف آبی چپ نشد
رفتی اما هیچ دلی از رفتنت پرپر نشد
شهر در امن و امانست بیخیاله بیخیال
حاله هیچ جُنبَنده ای از آنچه بود بدتر نشد
پر زدی دیده برایت دیگر اما تر نشد
پرزدی رخت سیاه از رفتنت بر تن نشد
بیتو بهتر مینشیند بر مزاجم زندگی
رفتی دیگر روزگار هرگز به کامم زهر نشد
رفتی اما پشتت اینبار ظرف آبی چپ نشد
رفتی اما هیچ دلی از رفتنت پرپر نشد
شهر در امن و امانست بیخیاله بیخیال
حاله هیچ جُنبَنده ای از آنچه بود بدتر نشد
پر زدی دیده برایت دیگر اما تر نشد
پرزدی رخت سیاه از رفتنت بر تن نشد
بیتو بهتر مینشیند بر مزاجم زندگی
رفتی دیگر روزگار هرگز به کامم زهر نشد
درود بر شما درد دلی ست شنیدنی وقابل احترام انا اگرهمین درد دل ها بی نقص تر بیان تر شود،بیشتر به دل می نشیند آب پشت سر مسافر ریخته می شود به امید،برگشتن او اما پشت سرت ظرف آبی چپ نشد نمی تواند زیبا باشد
اگر شعر بخواهد،غزل باشد،باید از قوانین غزل تبعیت کند یعنی قافیه ی مصراع اول با تمام قافیه های زوج بیت های،دیگر هم خوانی داشته باشد که در شعر شما در مصراع اول رعایت نشده چپ نشد با ترنشدو..ـقافیه نیست زهرو تن هم قافیه نیستند
هم چنین در وزن هن مسملاتی هست که فعلا درباب آن صحبتی نمی کنم
پیش،نهاد.
عروض وقافیه ی شمیسا
روزنه ی محمد کاظم کاظمی می تواند برایتان سودمند باشد