سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 24 شهريور 1398
    17 محرم 1441
      Sunday 15 Sep 2019
        امام حسين (ع) فرمود: «شيعه ما كسى است كه دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مكرى پاك است».

        يکشنبه ۲۴ شهريور

        نازنین در عشق خود سنگِ صبورم کرده یی

        شعری از

        احمد محمود امپراطور

        از دفتر شعرناب نوع شعر مسمط

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ ۱۰:۱۰ شماره ثبت ۷۴۸۹۰
          بازدید : ۹۸   |    نظرات : ۱۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر احمد محمود امپراطور

         مخمس احمد محمود امپراطور  نازنین در عشق خود سنگِ صبورم کرده یی  از نمـــاز و روزه و تسبیــــح بدورم کرده یی  سرگران در کوچه های دشت شورم کرده یی  از فـــراقت خانــــــه در بین تنــورم کرده یی  زنـــده ام، میـــــگردم از اهل قبورم کرده یی ------------------------------------------  چون گدایــی گر به پشت کوچه ات در میزنم  گاهی از کلکین،گه از کلکینچه ات سر میزنم  گاه خودم را پاسبـــــــان شهر و عسکر میزنم  گاه طبیب و گــــاهی خود مست قلنــدر میزنم  کوچه گرد و خود سر و دیوانه جورم کرده یی ------------------------------------------  داغ من از لالـــــه و مرغ چمن بگذشته است  نکته ی احساس ما از تو و من بگذشته است  مرده ی صد ساله کارش از کفن بگذشته است  کار من این روز هــا از پیرهن بگذشته است  خود بیـــــا ای یوسف ثـانی که کورم کرده یی ------------------------------------------  لعبتی نیــــــکو سرشــتِ نـــازک اندمی پری  گـــــردِ دامن تو دارد بــــر ســــرم دولتگری  دوش بر تن کرده بودی جامــــــه ی نیلوفری  دست من دیشب به یادت سوخت پهلوی چری  ای سلیمـــــان زمـان جان داده مورم کرده یی ------------------------------------------  دوستان این روز ها گوینـــد که من دیوانه ام  چون که من کمتر روم بیرون و داییم خانه ام  نیست آن کیف و خیـال و خنده یی مستانه ام  نی هوایــی مسجدم باشـــد نـــه از میخانه ام  خود فکر کن جانم از هـر چه دورم کرده یی ------------------------------------------  عشق ما از شمس و مولانــا تو کمتر نشمری  از گــــداز وامق و عـــــذار تو کمتر نشمری  از وفـــــا و یــــاریی لیــــلا تو کمتر نشمری  از علی و حضرت زهــــرا تو کمتر نشمری  پس عزیز من چــــرا پا در غرورم کرده یی ------------------------------------------  در ســــرم شوق سفـر شیراز و تبریزی نبود  در کمنـــد زندگی رهــــواری شبــدیزی نبود  باغ عمـــر رفتــــه را سرو دل انگیزی نبود  کلبــــه ویران من را دفتـــــــر و میزی نبود  ای کلیــم الله روان در کوهی طورم کرده یی ------------------------------------------  ناله ی من تا ابد از سینــــــــه ها بیرون شود  بعــــــد من در عالم امکان بسـی مجنون شود  در صفـــات شعر من گل واژه ها افزون شود  یک جمعِ از دیده خون ریزد جمع میمون شود  پادشــــاه ها صاحب تخت و قصورم کرده یی ------------------------------------------  مدتی من در بدخشـــــــــان شمـــــا جــا داشتم  نالــــــــــه و زاری و استغفــــار شبـــها داشتم  ارتبـــــاطات قــــــوی بــــــا ذات یکتــا داشتم  نــــــــــام زیبـــــا تــــرا در سینــه نجوا داشتم  حالیــــا صحرا نشین در ملک غورم کرده یی ------------------------------------------  تـــا به کی محمـود را بـــــــا دیده تر میکشی  گـــاه از اقلیـــــم خود گاهی ز کشـور میکشی  این مسلمان عجـــــم را بـــــاز کافــر میکشی  از جمــع دلـــــدادگان نیـــک اختــــر میکشی  صد تشـــکر امتحان از طبـع زورم کرده یی ------------------------------------------  چهارشنبه 11 ثور 1398 خورشیدی  که برابر میشود به اول می 2019 ترسایی  سرودم  احمد محمود امپراطور

        مخمس احمد محمود امپراطور

        نازنین در عشق خود سنگِ صبورم کرده یی

        از نمـــاز و روزه و تسبیــــح بدورم کرده یی

        سرگران در کوچه های دشت شورم کرده یی

        از فـــراقت خانــــــه در بین تنــورم کرده یی

        زنـــده ام، میـــــگردم از اهل قبورم کرده یی
        ------------------------------------------

        چون گدایــی گر به پشت کوچه ات در میزنم

        گاهی از کلکین،گه از کلکینچه ات سر میزنم

        گاه خودم را پاسبـــــــان شهر و عسکر میزنم

        گاه طبیب و گــــاهی خود مست قلنــدر میزنم

        کوچه گرد و خود سر و دیوانه جورم کرده یی
        ------------------------------------------

        داغ من از لالـــــه و مرغ چمن بگذشته است

        نکته ی احساس ما از تو و من بگذشته است

        مرده ی صد ساله کارش از کفن بگذشته است

        کار من این روز هــا از پیرهن بگذشته است

        خود بیـــــا ای یوسف ثـانی که کورم کرده یی
        ------------------------------------------

        لعبتی نیــــــکو سرشــتِ نـــازک اندمی پری

        گـــــردِ دامن تو دارد بــــر ســــرم دولتگری

        دوش بر تن کرده بودی جامــــــه ی نیلوفری

        دست من دیشب به یادت سوخت پهلوی چری

        ای سلیمـــــان زمـان جان داده مورم کرده یی
        ------------------------------------------

        دوستان این روز ها گوینـــد که من دیوانه ام

        چون که من کمتر روم بیرون و داییم خانه ام

        نیست آن کیف و خیـال و خنده یی مستانه ام

        نی هوایــی مسجدم باشـــد نـــه از میخانه ام

        خود فکر کن جانم از هـر چه دورم کرده یی
        ------------------------------------------

        عشق ما از شمس و مولانــا تو کمتر نشمری

        از گــــداز وامق و عـــــذار تو کمتر نشمری

        از وفـــــا و یــــاریی لیــــلا تو کمتر نشمری

        از علی و حضرت زهــــرا تو کمتر نشمری

        پس عزیز من چــــرا پا در غرورم کرده یی
        ------------------------------------------

        در ســــرم شوق سفـر شیراز و تبریزی نبود

        در کمنـــد زندگی رهــــواری شبــدیزی نبود

        باغ عمـــر رفتــــه را سرو دل انگیزی نبود

        کلبــــه ویران من را دفتـــــــر و میزی نبود

        ای کلیــم الله روان در کوهی طورم کرده یی
        ------------------------------------------

        ناله ی من تا ابد از سینــــــــه ها بیرون شود

        بعــــــد من در عالم امکان بسـی مجنون شود

        در صفـــات شعر من گل واژه ها افزون شود

        یک جمعِ از دیده خون ریزد جمع میمون شود

        پادشــــاه ها صاحب تخت و قصورم کرده یی
        ------------------------------------------

        مدتی من در بدخشـــــــــان شمـــــا جــا داشتم

        نالــــــــــه و زاری و استغفــــار شبـــها داشتم

        ارتبـــــاطات قــــــوی بــــــا ذات یکتــا داشتم

        نــــــــــام زیبـــــا تــــرا در سینــه نجوا داشتم

        حالیــــا صحرا نشین در ملک غورم کرده یی
        ------------------------------------------

        تـــا به کی محمـود را بـــــــا دیده تر میکشی

        گـــاه از اقلیـــــم خود گاهی ز کشـور میکشی

        این مسلمان عجـــــم را بـــــاز کافــر میکشی

        از جمــع دلـــــدادگان نیـــک اختــــر میکشی

        صد تشـــکر امتحان از طبـع زورم کرده یی
        ------------------------------------------
        چهارشنبه 11 ثور 1398 خورشیدی
        که برابر میشود به اول می 2019 ترسایی
        سرودم
        احمد محمود امپراطور
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۵ تير ۱۳۹۸ ۲۲:۴۳
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا بود خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۱۰
        فاضل اندیشمند، شاعر و نویسنده گران سنگ جناب محترم عباسعلی استکی(چشمه) درود ها و تحیات قلبی من نثارشما.! از حضور سبز و پر بار شما کهکشانهای معانی ممنونم. رستگار باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مریم محبوب
        چهارشنبه ۵ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۳۰
        درود بر شما خندانک

        مخمس زیبایی سروده اید خندانک

        جسارتا مروری بر شعر بفرمایید بعضی جاها اشتباه تایب پیش آمده که از زیبایی شعر کاسته خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۰۰
        بانوی اندیشمند و سلحشور محترمه مریم جان محبوب از شما ممنونم خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        رضا سلطان
        چهارشنبه ۵ تير ۱۳۹۸ ۱۱:۳۷
        سلام و درود
        کرده ای فکر میکنم صحیح تر و اهنگین تر باشه
        زبان نوشته هاتون رو دوست دارم خندانک
        پایدار خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۰۱
        شاعر ارجمند آقای محترم رضا سلطان درود های من نثار شما.! بسیار تشکر حتمن درستش میکنم. ممنون حضور سبز شما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        چهارشنبه ۵ تير ۱۳۹۸ ۱۶:۴۳
        بسیار زیبا درودتان باد امپراطور عزیز خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۰۴
        درود به مرد از تبار آزادی و همدلی جلالتمأب منوچهر منوچهری ( بیدل ).! از حضور سبز و خردمندانه شما کهکشانهای معانی ممنونم. طول عمر و سلامتی کامل شامل حال همیشگی تان باشد. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        چهارشنبه ۵ تير ۱۳۹۸ ۱۷:۵۰
        درودتان
        زیبااااا
        قلمتان جاری
        خندانک خندانک خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۰۵
        شاعر گرانقدر جناب محترم همایون طهماسبی (شوکران) درود های من نثار شما.! از پُست پر محبت و حضور بهاری شما ممنونم. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        یدالله عوضپور    آصف
        چهارشنبه ۵ تير ۱۳۹۸ ۲۰:۱۲
        جناب امپراطور عزیز درودها برشما
        خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۰۹:۰۸
        فاضل دانشمند جلالتمأب محترم یدالله عوض پور آصف شاعر از تباری آزادگی و خرد درود های من نثار شما.! از نوازش و مهرورزی شما ممنون و مشکورم. طول عمر و سلامتی کامل شامل حالتان باد. بهروز و سبز کلام باشید. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه غیبی پور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۱۲:۱۱
        آفرین خندانک بسیار عالی... عالی بود جناب محمود خندانک طبع شعرتان بی نظیر وستودنیست خندانک خندانکحال وهوای اشعار کهن و وزین فارسی رو برای ما به ارمغان آوردید خندانک درود بر شما.

        جسارتا فکر میکنم نحوه نگارش واژه ها به دلیل برخی تفاوت ها در رسم الخط فارسی ایران وافغانستان باشه؟؟اگر اشتباه میکنم راهنمایی کنید.. سپاسگزارم خندانک
        احمد محمود امپراطور
        احمد محمود امپراطور
        پنجشنبه ۶ تير ۱۳۹۸ ۱۵:۳۳
        بانوی ارجمند فاطمه غیبی پور درود و مهر من نثار شما.! از تحسین و مهرورزی شما تشکر میکنم. شاید من زیاد ادبیاتی ننوشتم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1