سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        اشعار مجالس ختم و ترحیم

        شعری از

        رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

        از دفتر نوای دل ساقی نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ ۲۱:۴۵ شماره ثبت ۷۴۵۰۱
          بازدید : ۱۴۲۳   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

        اشعار مجالس ختم و ترحیم
        تشییع جنازه و خاکسپاری
        -----------------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        با نام خدا کام تو شیرین گشته
        غرق کرمِ آن یارِ دیرین گشته
        با نام کسی که خالق عالم بود
        مسرور ز نامش دل غمین گشته
        ------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        جسم خاکی مرا در خاک پنهان کرده اند
        بعد فوتم جسم من را لخت و عریان کرده اند
        راهی قبر است این جسم و دلم در تاب و تب
        روضه می خوانند پشت این جنازه روز و شب
        اندرون خاک بگذارند تن بی جان به سوز
        ناله از نی می رسد ای نی بیا جانم بسوز
        -----------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        فلک آ تش زدی باغ و بهارم
        ز دوریش ببین جانا که زارم
        امان از درد دوری ،درد دوری 
        به فریادم بِرَس من بی قرارم
        ---------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        فلک دار و ندارم رفته در خاک
        فلک حِسْ بهارم رفته در خاک
        درون خاک جسمی گشته پرپر
        همۂ کس و کارم رفته در خاک
        ----------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        وقتی که جسمت را درون خاک دیدم
        آ ه بلندی از جگر هر دم کشیدم
        دانم تو رفتی تا خدا ای روح احساس
        من غیر تو از هر کسی که دل بریدم
        -----------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        تو آ مده ای تا به بالا بروی 
        تا عرش خدا ، حد اعلا بروی
        تو قیمتی و گران بها روی زمین
        پر عیار باید که به  عقبا بروی
        -----------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        آ مدی تا که دگر طعمه کرکس نشوم
        بهر حاجات گدای کس و ناکس نشوم
        به تن و جان من غمزده تو تابیدی
        جز در خوان کریمانه سوی کس نشوم
        ---------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        اشک من بارید و بستر خاک شد
        جسم پاک تو پدر بر پهنه افلاک شد
        دیده ام بارانی و دل غرق خون
        از غمت بابا ببین  صد چاک شد
        ---------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        شیشه عمر مرا تو بشکستی تقدیر
        به غم و آه و مصیبت بنمودی درگیر
        نازنینم ،همه ی دار و ندارم در خاک
        عشق را با سفرش تو بنمودی تفسیر
        ----------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        فروغ دیدگانم رفته در خاک
        همان بابای خوبم گوهر پاک
        بزن بر سینه و سر داد بی داد
        ز داغ او دلم گردیده صد چاک
        ------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        ای روشنی و چراغ خانه مادر
        ای پاک ترین واژه به روح و پیکر
        از رفتن تو شدم غمین و محزون
        ای معنی عشق شمع سوزان سحر
        -------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        بیا با هم از این ماتم بگیریم
        ز دوریش در این عالم بگیریم
        تنش در خاک روحش حد اعلا
        بیا محزون و زار هر دم بگرییم
        -------------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        شب جمعه شده و کرب و بلا می خواهم
        از عنایات حسین حال دعا می خواهم
        روضه در بین حرم های حسین و عباس
        گریه و بغض زِ داغ شهدا می خواهم
        --------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        پنجمین خورشید در زیر کسا هستم حسین
        کشته و ذبح القفا در کربلا هستم حسین
        با لب عطشان، تن عریان، به زیر سم اسب
        حافظ دین و شریعت، سر جدا هستم حسین
        ---------------------------
        شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
        شمع وجودم از فراقت بین خموش است
        با آن همه درد و مصیبت ها به هوش است
        خالیست جایت بین ما یادت گرامی است
        اشک دو چشمانم چو دریا در خروش است
        »»»»»»»»»»»««««««««««««
        شاعر و مداح اهل بیت کربلایی رسول چهارمحالی(ساقی)
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۸:۵۵
        درود بزرگوار خندانک


        روح اموات شاد خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ۲۲:۳۸
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و شورانگیز بود ند
        جسارتا بهتر نبود سروده آیینی جدا گانه ارایه میشد؟ خندانک
        رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
        رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)
        جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸ ۱۲:۱۲
        با عرض سلام
        خدمت استاد عزیز باید یاد آ وری کنم مجالس ختم باید مجلس مدح و مرثیه اهل بیت باشد نه تعریف و تمجید ناروا،ما باید با تذکار و پند و مدح اهل بیت توشه ای جهت اموات بفرستیم از نظر شما استاد گرانقدر ممنون هستم
        ارسال پاسخ
        همایون طهماسبی (شوکران)
        سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۸:۲۸
        درودتان
        خندانک خندانک خندانک
        لیلا امریاس(پریسا)
        سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ۰۹:۱۰
        درود بر شما
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ۱۸:۳۴
        درودبرشما

        خندانک خندانک خندانک
        فاطمه غیبی پور
        سه شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۸ ۲۱:۴۹
        درود خندانک .. باآرزوی رحمت ومغفرت برای همه درگذشتگان وعزیزانی که بین مانیستند خندانک
        در پناه حق.
        منوچهر منوچهری (بیدل)
        جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۹۸ ۱۶:۰۴
        درود بر شما استاد الهی تنت سلامت باشه پدر چه خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1