سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

پنجشنبه ۱۸ آذر

صفحه رسمی شاعر علی رفیعی وردنجانی


علی رفیعی وردنجانی

علی رفیعی وردنجانی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۷۱

برج تولد:

برج قوس

گروه

:
ترانه ها

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۴

شغل

:
نویسنده

محل سکونت

:
اصفهان

علاقه مندی ها

:
شعر ، نمایشنامه ، داستان

امتیاز

:
۳۱۰
تا کنون 156 کاربر 514 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.

لیست دفاتر شعر


۱

یاد-داشت


اشعار ارسال شده

تااون شعری از علی رفیعی وردنجانی از دفتر یاد-داشت نوع شعر ترانه

ای کاش این دیوار و بر دارن تا حس کنم موهات و رو گونه ام تا حس کنم افسرده ای، پیری باور بکن... ...
این شعر را ۳ شاعر ۴ بار خوانده اند.
میرویس هروی ، عباسعلی استکی(چشمه) ، علی رفیعی وردنجانی
ثبت شده با شماره ۱۰۵۴۱۴ در تاریخ ۲ روز پیش    نظرات: ۲
کفن پوش شعری از علی رفیعی وردنجانی از دفتر یاد-داشت نوع شعر سپید

دیگر برای هیچ کس گریه نمی کنم حتی برای خودم ... ...
ثبت شده با شماره ۱۰۵۳۱۷ در تاریخ ۵ روز پیش    نظرات: ۲

در آستانه پیری ام و هیچ نمی دانم لبخند چیست؟  ...
ثبت شده با شماره ۱۰۵۲۱۰ در تاریخ ۹ روز پیش    نظرات: ۳
نمرود شعری از علی رفیعی وردنجانی از دفتر یاد-داشت نوع شعر غزل

نمرود من نترس لب های ما گونه ای را تر نمی کنند از بوسه عشق زخمی بر چهره داریم وُ ... ...
این شعر را ۲۳ شاعر ۶۸ بار خوانده اند.
علی غلامی ، طوبی آهنگران ، عباسعلی استکی(چشمه) ، آرمان پرناک ، علی رفیعی وردنجانی ، مجتبی شفیعی (شاهرخ) ، امين آزادبخت و ۱۵شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۱۰۵۱۶۳ در تاریخ ۱۰ روز پیش    نظرات: ۹

در سرم جنگلی است ازپروانه های سوخته ... ...
ثبت شده با شماره ۱۰۵۱۳۶ در تاریخ ۱۱ روز پیش    نظرات: ۴

مجموع ۳۵۲ پست فعال در ۷۱ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر علی رفیعی وردنجانی


انگار چند روزه که مُرده ام . حس تنهایی بدی دارم . نه چیزی می بینم ، نه چیزی میشنوم . دیگه سینما مثه بار اولی که «سینما پارادیزو» رو دیدم من و هیجان زده نمی کنه . حالم مثه یه چمدونِ خالیه ،
يکشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۰ ۰۴:۰۳    نظرات: ۱

همیشه در غمگین ترین حالت روانی خود به این نکته فکر می کنم که اگر تکه سنگی بودم وکارگران کوروش در ساخت تخت جمشید از آن استفاده می کردند تا کاخ با شکوه شود چه می شد ؟ . ماده ای که وجود داشت ، بر دوش دیگ
جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ ۱۱:۱۰    نظرات: ۳

زمستان آغوش سرخ بهار به سپیدی جامه فرشتگان و سیاهی طاعون . امسال اما ، از همه سیاه تر ، از همه خونین تر . گاهی یادمان می رود زندگی کنیم وگاه زندگی ما را فراموش می کند . دی ماهی را پشت سر گذاشتیم توام
يکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶ ۰۳:۱۸    نظرات: ۰

 
عبور می کنیم
نویسنده علی رفیعی وردنجانی
*بهار
بهار نزدیک است ، انقدر که زندگی را دوباره شروع کنم ، دوباره با یک گلدان خالی ، یک قاب عکس و کاغذ کادوی بنفش خال خالی زمستان را
چهارشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۶ ۰۲:۵۴    نظرات: ۰

نویسنده : علی رفیعی وردنجانی
بچه محل : راننده تاکسی از اون ادمای پرچونه حوصله سر بر بود و منم اصلا وقتش و نداشتم به حرفاش گوش کنم واسه همین هدفون و از تو کیفم درآوردم و گذاشتم تو گوشم ابراهیم هنو
دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ ۰۲:۱۲    نظرات: ۰
مجموع ۲۹ پست فعال در ۶ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0