سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین


»
فائزه طاهری(ملکه یخی)
» ابوالقاسم کریمی(فرزندزمین)
» رضا زمانیان قوژدی خلو دخو

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 26 آبان 1397
    10 ربيع الأول 1440
      Saturday 17 Nov 2018
        من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

        شنبه ۲۶ آبان

        جهان بینی

        شعری از

        فرزادالماسی بردمیلی

        از دفتر شعرناب نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۶۸۵۹۲
          بازدید : ۳۴   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرزادالماسی بردمیلی

        در جهان بینی تو عشق که پرشور نبود
        شاید از چشم تو افتاده و مقدور نبود
         چِقَدَر تلخ تر از اینکه  بفهمی دیروز
        زندگی پیچ و خَمَش جز گِرِهی کور نبود
        و خدایی که تو گفتی به همه نزدیک است
        تاکنون این همه از خاطرما دور نبود 
        شرح یک مذهب اگر قصه ای از آزادیست
        کاش در نحوه ی فهماندن آن زور نبود
        به همان خنده ، همان خنده ی بی وقفه ی ما
        چشم در حالت مستی پیِ منظور نبود
        در غم انگیز ترین خاطره، حق من و تو
        بردن شوق رهایی به  تَهِ گور نبود
        فرزادالماسی بردمیلی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۳ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و موثر بود
        مبین مشکلات اجتماعی خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        ۱۳ روز پیش
        درود هااا برشما استاد ارجمند
        زیبا سروده اید خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        ۱۳ روز پیش
        شرح یک مذهب اگر قصه ای از آزادیست
        کاش در نحوه ی فهماندن آن زور نبود
        درودتان جناب بردمیلی گرامی
        بسیار زیبا و دلنشین
        خندانک خندانک خندانک
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        ۱۳ روز پیش
        چِقَدَر تلخ تر از اینکه بفهمی دیروز
        زندگی پیچ و خَمَش جز گِرِهی کور نبود
        و خدایی که تو گفتی به همه نزدیک است
        تاکنون این همه از خاطرما دور نبود
        شرح یک مذهب اگر قصه ای از آزادیست
        کاش در نحوه ی فهماندن آن زور نبود

        بسیار زیبا امیدوارم اشعاری زیباتر از شما بخوانم خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.