سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 29 شهريور 1400
    13 صفر 1443
      Monday 20 Sep 2021

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

        دوشنبه ۲۹ شهريور

        سکوت واژه ها

        شعری از

        سلطان محمد الهی وردک

        از دفتر گل های پرپر نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۳ آبان ۱۳۹۵ ۲۰:۰۰ شماره ثبت ۵۱۱۰۵
          بازدید : ۳۵۴   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سلطان محمد الهی وردک


        چه کردی با دلم سوی تو بال و پر نمیگیرد
        سراغت را ز باد صبح هم دیگر نمیگیرد
        سوار موج خشمش کرده ای ساحل نشین من
        مکن بیهوده فریاد او دگر لنگر نمیگیرد
        تو بیجا شک نمودی سااقی زیبای شبهایم
        د لم جز تو زکس هرگزهرگزساغر نمیگیرد
        دل یوسف وش مارا رماندی سحر و جادو هم
        زلیخای  زمانم را  عمر  از سر  نمیگیرد
        به زنهار هم اگر آیی زلیخا وار بیهوده ست
        بزندان راضیست راه قصر مضطر نمیگیرد
        سکوت قبل طوفانست سکوت واژه ها اما
        سخن کوته دلم دیگر غزل از سر نمیگیرد
         
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ۱۵:۰۷
        درود گرامی
        زیبا بود
        مزین به نقد نافذ استاد حکیم عزیز خندانک
        عليرضا حكيم
        سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ۰۷:۲۶
        درود گرامی جناب الهی وردک خوشحالم از آشناییتان غزل نسبتن خوبی نوشته ایدچون درخواست نقد شعرتون را دارید چند نکته عرض میکنم.
        چه کردی با دلم سوی تو بال و پر نمیگیرد
        سراغت را ز باد صبح هم دیگر نمیگیرد
        بیت خوبیست و شروعی زیبا
        سوار موج خشمش کرده ای ساحل نشین من
        مکن بیهوده فریاد او دگر لنگر نمیگیرد
        واین بیت هم عاطفی و زیباست
        تو بیجا شک نمودی سااقی زیبای شبهایم
        د لم جز تو زکس هرگزهرگزساغر نمیگیرد
        اما در این بیت مصراع دوم از وزن و هم ازنظر ساختار به هم ریخته است،اینگونه بنویس تا بهتر شود\"دلم دیگر ز دستان کسی ساغر نمی گیرد\"
        و اما بیت زیر
        دل یوسف وش مارا رماندی سحر و جادو هم
        زلیخای زمانم را عمر از سر نمیگیرد
        از نظر وزن و معنی باز ایراد دارد
        پیشنهاد دیگر\"دلم با چشم زیبایت گرفتار هوس گشت و
        زلیخای زمانم من که عمر از سر نمی گیرد
        بیت زیر هم از نظر وزن ایراداتی دارد
        به زنهار هم اگر آیی زلیخا وار بیهوده ست
        بزندان راضیست راه قصر مضطر نمیگیرد
        بیت آخر از نظر وزن ،معنی،ایراد دارد و هم تگرار قافیه دارد اگر به کلی از خیرش بگذری بهتر است خلاصه گرامی دستی به سر و گوشش بکشی غزل قابل قبولی از آب در می آید
        سکوت قبل طوفانست سکوت واژه ها اما
        سخن کوته دلم دیگر غزل از سر نمیگیرد
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ۱۰:۰۷
        سلام
        بسیار زیبا .......
        خندانک خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ۱۳:۳۸
        سلام

        بسیار زیبا ست
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        آخرین نقدهای شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0