سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        این کوتاه ها را با صدای بلند بخوانید

        شعری از

        لیلی

        از دفتر فصل کال نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۱۵:۵۸ شماره ثبت ۳۷۱۴۱
          بازدید : ۵۹۵   |    نظرات : ۱۲۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        پرنده ام
        پر از عطر پریدن
        خودم را به درخت چشم هایت،
        می بندم.
        دو
        به شکار آهو که می آیی
        چشم هایت را ببند!
        پلنگانه چشم هایم،
        شکارت می کند
        سه
        پیراهنت را به سرم ببند!
        برای بودن ات، بوییدن ات
        سرم درد می کند.
        چهار
        رودخانه ای ازخون وعسل
        بر دیوانگی ام، دوانده ای
        سپیدهایم را
        از تو آبستنم!
        پنج
        واژه های سپیدم
        حس یخ ودکا خورده دارد
        آخرین سطر را
        تو! تمام کن.
        شش
        نام من،
        عطرِِپرنده ست
        دهانت را ببند!
        مبادا
        هوس پریدن داشته باشم.
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر
        ۵۵ شاعر این شعر را خوانده اند

        فاطمه ضیاالدینی

        ،

        لـــــــــــــــیلا رنجبران

        ،

        نجمه طوسی (تینا)

        ،

        سيدمحمدمعالي

        ،

        باقر اللهیاری

        ،

        سیده لاله رحیم زاده

        ،

        آرمین بهــــــروزی

        ،

        فاطمه رها

        ،

        سودابه برزگر

        ،

        فاطمه سادات بحرینی

        ،

        فروزان شهبازي

        ،

        سیده نسترن طالبزاده

        ،

        فرحناز راسخ

        ،

        علیرضا کاشی پور محمدی

        ،

        يدالله عوضپور آصف

        ،

        فرهاد مهرابی

        ،

        محسن افشار نادری

        ،

        مونس ارجمندی

        ،

        صفیه پاپی

        ،

        سیدحاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        عباس وطن دوست

        ،

        علیرضا آیت اللهی

        ،

        حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        امیدمرادی

        ،

        رضا نظری

        ،

        علی غلامی

        ،

        ابوالفضل خداوردی پور

        ،

        شرمینه بهاروند

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        جواد مهدی پور ( آزاده )

        ،

        بتول عباسی

        ،

        فاطمه فرمان

        ،

        علی دولتی

        ،

        مریم شجاعی(بشارت )

        ،

        شاعرتنها

        ،

        حسین راستگو

        ،

        خدیجه نصیری (باران)

        ،

        کیوان رادفر

        ،

        سید مصطفی طباطبایی

        ،

        احمد رضایی (پایدار)

        ،

        جعفر جمشیدیان تهرانی

        ،

        رضا جوکار

        ،

        ابراهیم حاج محمدی

        ،

        روحیا لرستانی

        ،

        سمیرا حاجی کمالی

        ،

        امیر محمدی ارکانی (صادق)

        ،

        باقر رمزی ( باصر )

        ،

        فاطمه توکلی

        ،

        حجت اله یعقوبی(سکوت)

        ،

        مصيب اشرف زاده

        ،

        نسيم خسرونژادصبا

        ،

        بانو ابراهیمی(هیما)

        ،

        سجاد ربانی

        ،

        الهه نصیری زاده

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        امارفا - آمارگیر رایگان سایت
        2
        در حال بارگذاری