سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

يکشنبه 17 فروردين 1404
    8 شوال 1446
      Sunday 6 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        زنان به خوبی مردان می توانند اسرار را حفظ كنند، ولی به یكدیگر می گویند تا در حفظ آن شریك باشند. داستایوسکی

        يکشنبه ۱۷ فروردين

        یلدا

        شعری از

        تاراز (امین افضل پور)

        از دفتر سقط جبین نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۳ ۱۴:۰۳ شماره ثبت ۳۲۸۹۱
          بازدید : ۵۱۶   |    نظرات : ۳۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب تاراز (امین افضل پور)

        یلدا هر سال
        یک دقیقه سکوت می کند
        تا هیاهوی انسان ها
        به گوش برسد
        ................................................................
        وقتی بر بوم باران
        خورشید
        رنگین کمان می کشد
        اشک هایت را نسرایم
        ................................................................
        وقتی که ابرها
        با عصای صاعقه جلو می آیند
        مرگ
        زیر پا له می شود
        ............................................................
        به کجا خواهی رسید
        که این همه تاول زده ای رود
        در تنگ هم
        ماهی نفس خواهد کشید
        ...........................................................
        پرنده
        پس گردنی زد
        از آسمان سواری گرفت
        ..........................................................
        زمانی توانستم
        فعل رفتن را صرف کنم
        که پشت سرم را نگاه نکردم
        ..........................................................
        به قیچی عقربه ها هم بسنده نمی کند
        مرگ
        پارچه ی روح را اندامی دوخته است
        ...........................................................
        مادرم می گفت:
        از همان ابتدای ازدواجم خوشبخت شدم
        زمین که از پدرت گرفتند
        موهایش جوگندمی شد
        ..............................................................
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1