عاشق چشمان تو هستم , تو اسير چشم يك مستي
در پي دستان تو هستم,دست به دست ديگري بستي
يك تسلسل عاشقي كردي , يك تورم درد ها دارم
من به فكرتو ولي هر بار تو به فكر ديگري هستي
كوچه كوچه ميدوم تا تو,لحظه لحظه پر زدي در من
تو براي عشق رنجورم , انتهاي كوچه بن بستي
مينويسم از دل تنگم , مينويسم عشق مردود است
من هميشه پل شدم در تو,تو به عشق تازه پيوستي
اين غزل تقديم چشمانت,گر چه طعمش اندكي شور است
من براي تو فقط اينم , عاشق _ پست_ دم_ دستي
پ.ن.1:
سیب سرخی که رسید
در دلش وسوسه بيم و امید
چه كسي بود كه زود, نيمه گمشده او را چيد؟
و چه اندوه بزرگي را ديد
طعم مرگي كه چشيد!
پ.ن.2:
به رسم رفاقت از عشق كنار ميكشم
دوباره دل ميكنم و خودم را به دار ميكشم
♥♥♥التماس دعا♥♥♥