سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

چهارشنبه ۲۰ خرداد

توفیری نداشت

شعری از

علی معصومی

از دفتر در کوچه های انتظار نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴ ۲۱:۳۹ شماره ثبت ۱۳۶۸۹۹
  بازدید : ۹۷   |    نظرات : ۵

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

توفیری نداشت 
خاطر افسرده را لبخند توفیری نداشت
مثل ازادی که با دربند توفیری نداشت
سر بروی صخره با حال پریشان خفته را
موج کارون بوده یا اروند توفیری نداشت 
قحطی باران که باشد سال و ماه ننگ را
ماه فروردین یا اسفند توفیری نداشت
برگ و بار رفته بر تاراج توفان را ببین
سوز و ساز ریشه و آوند توفیری نداشت
بسکه دیوارست و دشوارست این ره کوره ها
استخوان با درد و زانوبند توفیری نداشت
گو نیفتد بر زمین و نشکند که گفته اند:
چینی بشکسته را پیوند توفیری نداشت
صد خراسان از دیار باشتین جامانده ایم
اهل ترشیزیم یا ریوند توفیری نداشت 
گرچه صد آتش میان سینه روشن مانده است
از دماوندیم یا الوند توفیری نداشت 
♤♤♤
۳
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ ۱۹:۴۵
درود استاد عزیز
بسیار زیبا و دلنشین بود خندانک
شاهزاده خانوم
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ ۲۲:۵۹
درود استاد گرامی خندانک
بسیار زیباست و عالی خندانک خندانک
محمد باقر انصاری دزفولی
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ ۰۹:۵۲
با سلام وارادت
بزرگوار
سرودی نا ب بامعنا خواندم
هزاران درودتان باد
خندانک خندانک خندانک
علیرضا حاجی پوری باسمنج راوی عشق
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ ۱۱:۲۵
درود بر شما استاد معصومی گرامی 🌺🌸🌺
بسیار عالی

قحطی باران که باشد سال و ماه ننگ را
ماه فروردین یا اسفند توفیری نداشت

واقعاً لذت بردم آفرین به شما 🌺 🌺 🌺
فرامرز عبداله پور
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۴ ۱۴:۴۶
درود
مثل همیشه
زیبا و دلنشین
سروده اید
⚘⚘⚘⚘
رقص قلمتان ابدی
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
علی قاسمی تونه ای

ندارم از تو بجز تو نه خاطری نه خیالی ااا نشسته ام سر راهی شکسته ام به چه حالی اااا به اشتیاق نگاهی در ارزوی وصالی ااا خداکند که بیایی در این هوا و حوالی اااا خداکند که بریزم به پات خون حلالی اقا جانم
شاهزاده خانوم

در آزاد شو از بند خویش زنجیر را باور نکن ااا اکنون زمان زندگیست تاخیر را باور نکن ااا حرف از هیاهو کم بزن از آشتی ها دم بزن ااا از دشمنی پرهیز کن شمشیر را باور نکن
بهروز چارقدچی (مجنون)

روم به شهر خود و شهریار خود باشم اااا با صفا باشید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0