سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید |
|
|||||||||||||||||
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است. |
سلام و درود و احترام خدمت یکایک نابیان ارجمند
با کسب اجازه از محضر شریف مدیر عزیز سایت
استاد سیّدفکری احمدیزاده گرانقدر
چون خودتان درخواست نقد ادبی نمودید ؛
چند سطری خیلی خلاصه می نویسم خدمت تان .
چه دلی ( دهم ) به دنیا ؛ که ( دهد به من ) وفا را
چه سری زنم به صحرا ؛ که ( دهد به من) صفا را
به کجا سفر نمایم .. به جز از دیارِ باقی
که دهندم این تلاقی .. سرِ رشته ی بقا را
دل از ( هر چه بوده ) برکن، بشنو عریضه از من
نکند که در نیابی ( ثمری بَر ِ ) دعا را
زندَم زمین همین من، عجبم از این تهمتن،
چه کنم که از قفایش ( زند آهِ ) لا فَتی را
سر و دست ( و دل که ) شُستم، (من همی به ترکِ دنیا)
نکنم رجوعِ دیگر .. به حرامِ نارَوا را
شب و روز ، لابه کردم ؛ ( به خدا ) اِنابه کردم
که ( به چشمِ یارِ ) غایب .. ( بدهد بهجان ) شفا را
غلامرضا مهدوی
غزل تان الحق زیباست ؛ بالاخص به لحاظِ محتوایِ پایانبندی ، تفکّر خوبی دارد ؛ ولی گاه به تلمیحاتی نهچندان مستند روی آورده است . دنیا آفریده ای زیبا از آفریدگانِ بی انتهایِ یگانه خداست و مکرّم است ؛ چنانکه در دعای دلپسندِ یَستشیر هم میخوانیم :
... وَ لَا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ یَسْتَشِیرُ ...
خدا دنیا را بی آن که با آفریده ای از بندگانش اندکمشورتی نماید؛ به تنهایی ، زیبا آفرید .
البته به دلیل ضیق وقت ، نمیخواهم که درین مورد
و درباره ریشهشناسی کلمهی دنیا ، بحثی داشته باشم .
مولوی می گوید :
چیست دنیا : از خدا غافل شدن
نه قُمار و نَقده و میزان و زن .
و منظورِ مولوی هم از حیطهی ذکرِ آرایهی ادبیِ مجاز ، واژهی دنیا را گفته و دنیاپرستی را اختیار و اراده نموده است . چرا که خود ِ دنیا به مثابه ی مخلوقی شگرف از خلاقیتِ الهی ، هیچ اشکالی ندارد بلکه دنیا با افتخارِ تمام ، محلّ ِ هستی و حیات و نعمت و رحمت و برکتِ الهی برای جهانیان است ( من نکردم خلق تا سودی کنم / بلکه تا بر بندگان جودی کنم ) و در واقع این ساکنانِ رنگارنگ و گاه ناشُکرِ حاضر در دنیا هستند که با پندار و گفتار و کردارهای اغلب ناشایست و جنگطلبانه و جنایتکارانه ، دنیای همواره جوان و زیبا را به اَسَف و تباهی کشانده اند .
در حقیقت این دنیاست که از ما بایست شاکی باشد نه ما از دنیا آن هم به ذکر القابِ نه چندان خوشایند .
- و اما به جهت ساختاری ، دلگویهی شما در بحر دُوریِ - فَعِلاتُ فاعِلاتُن - است و در اکثرِ ابیاتِ شعر زیبایتان نوسان ِ هجایی و هجاهای اضافی داشت و از سریعنویسیتان بسی رنج می بُرد.
- واژه گزینی در شعر خیلیخیلی مهم است بویژه در اشعار عرفانی
که به حضرت صاحب الزمان ( ع) ختم می شوند .
- از لحاظ جملهبندی و کارکردِ نقشِ دستورزبانی : آوردن دو حرفِ ( را ) آن هم هر دو در جایگاهِ نشانهی مفعول ، ناصحیح بود .
- با وجودِ تنوعِ واژگان ، کلماتی مثل : من و دل و .... را
بسیار در اثنای کلام ، به شکلی تکراری آورده بودید . صنعت ادبیِ تکرار اگر نمودِ تقابل و ملاحتِ کلام باشد ؛ آنگاه زیباست .
قلمتان جاودان نویسا
امیدوارم همواره سلامت و دلشاد و سربلند باشید