سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

پنجشنبه ۲۵ تير

آشکار شدن

شعری از

شبنم حکیم هاشمی

از دفتر مسمط نوع شعر مسمط

ارسال شده در تاریخ شنبه ۶ بهمن ۱۴۰۳ ۲۳:۰۵ شماره ثبت ۱۳۵۴۷۵
  بازدید : ۱۲۸   |    نظرات : ۰

رنگ شــعــر
رنگ زمینه

آشکار شدن... (در قالب مسمط مخمس)
.‌‌..
 
بگو چه حادثه‌ای بود ناگهان افتاد
بگو چه ولوله‌ای بود در جهان افتاد
شهاب بود که بر موج بی‌کران افتاد
و حرف بود شعرواره بر زبان افتاد
که راز قصه همین بود؛ آشکار شدن
...

نهفته بود صدا پیش از آن درون خودش
نهفته بود بلوغ زمان درون خودش
چقدر گم شده و بی‌نشان درون خودش
فشرده بود تن آسمان درون خودش
که اوج حادثه شد موج انفجار شدن
..‌.

نه مثل بمب که در جنگ منفجر بشود
نه مثل کینه که از ننگ منفجر بشود
نه مثل بغض که در سنگ منفجر بشود
به شوق نور که در رنگ منتشر بشود
رسیده لحظه‌ی گسترده‌ی دچار شدن
...

دچارِ لحظه‌ی با خویش روبه‌رو بودن
که با تمام جهان مست گفتگو بودن
و عاشقانه پر از نبض آرزو بودن
و در سکوت پر از درک های و هو بودن
که هر دقیقه شده وقت بی‌قرار شدن
.‌‌..

نه بی‌قراری تلخی که جنس سرسام است
نه مثل غصه و آشوب بی‌سرانجام است
نه مثل آنکه اسیر است و خسته در دام است
نه مثل آنکه به ظاهر همیشه آرام است
که شوق و شور گذشت از غم مهار شدن
...

نمی‌شود که بماند همیشه پشت زمان
که‌ مثل چشمه‌ی خشکی بیفتد از جریان
نمی‌شود که بگندد بدون هر سیلان
نمی‌شود که بماند تلاطمش پنهان
که راز عشق همین است؛ آشکار شدن
...
 
 
شبنم حکیم هاشمی
۸
اشتراک گذاری این شعر

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

ه باز هم جنوب ااا جایی که خاک تفتیده اش بیش از آنکه به باران بهار تشنه باشد به خون جوانانی تشنه است که در مسلخ بی تدبیری سر بریده می شوند ااا هر سربازی که در گمنامی سنگرها به خاک می افتد تنها یک تن نیست تکه ای از جان این سرزمین است که زیر چرخ دنده های بی مسئولیتی مسئولان له می شود ااا آنچه این داغ را به سوگی بی پایان بدل کرده است نه فقط مرگ که قباحت سکوت متولیانی است که در تالارهای عافیت نشسته اند و مرگ جوانان را با واژه ی مصلحت معامله می کنند ااا دیگر پنهان نمی توان کرد ااا این خستگی ملی حاصل زخمی است که هر روز به بهانه ای تازه سر باز می کند ااا وقتی جان انسان در قاموس حاکمان ارزان تر از نان و اعتبار صندلی هایشان باشد دیگر از اعتماد چیزی باقی نمی ماند ااا این نه یک سوگواری ساده که طغیان وجدان های بیدار است علیه کسانی که اقتدار را در بی تفاوت بودن به خون فرزندان این خاک معنا کرده اند ااا نرگس زند
میکائیل نجفی(سراب )

تیر کینه در چله ی شیطان و قلب انسان هدف ااآه ه ه از این غفلت که پی در پی شکاریم اا بداهه
بِه آفرید

در همه عالم کسی نیست که راه مهر را نداند لیکن نیکی به مردم کار مردان خداست
طاهره حسین زاده (کوهواره)

فخرِ عوالِم که به اِذنِ خدا ااا موقعِ زیبایِ ظهورش رسد ااا یارَبم از منتظرانش بدان ااا جان و دلم تا به حضورش رسد ااا بداهه د
سید موسوی (نوریان)

نه نمیاد داداش اا نه مسیح رستاخیز داره و نه امام زمان اا پشت این حکمت خداست و می دونم درکش ممکن نیست اا سوره انبیاء آیه صد و پنج اا سوره قصص آیه پنج اا سوره ابراهیم آیه پنج اا سوره هود آیه هشت اا هیچ جای قران گفته نشده اا اصلا چرا بخواد بیاد تو این دنیای کثیف
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
1