سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

شعری سراسر دوستت دارم

شعری از

محمد جواد خردمند خرم دستان

از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۶ آبان ۱۴۰۳ ۰۰:۴۵ شماره ثبت ۱۳۳۳۸۹
  بازدید : ۱۴۸   |    نظرات : ۲

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر محمد جواد خردمند خرم دستان
آخرین اشعار ناب محمد جواد خردمند خرم دستان

الا ای ترک شیرازی؛ به جان؛ من دوستت دارم
به دست داری دل من را؛ بدان؛ من دوستت دارم

به خال هندویت هستم ؛چو پروانه به گرد شمع
چو بنویسم سلامم را؛ بخوان؛ من دوستت دارم

سمرقند و بخارا را؛ تو گر گویی همه عالم
نثارم بر قدوم تو؛ چنان؛ من دوستت دارم

نباشم حافظ و لیکن؛ منم رندم؛ خراباتی
تو چون ذکری به لبهایت ؛ بِران؛ من دوستت دارم

گره کرده دو دستان را؛ به دور قامتت عقلم
که عشقت بر دلم باشد ؛ گران؛ من دوستت دارم

ز هجرانت به تنگ آمد؛ همه فکر و دل و روحم
به سر کی آید این هجران؛ فغان؛ من دوستت دارم

اگر روزی میان جمع؛ رسد دستان به دستاتت
کشم تنگت به آغوشم ؛ عیان؛ من دوستت دارم
۲
اشتراک گذاری این شعر
نقدها و نظرات
طاهره حسین زاده (کوهواره)
دوشنبه ۷ آبان ۱۴۰۳ ۱۹:۱۵

سلام و درود
تضمین زیبایی است زنده باشید

عباسعلی استکی(چشمه)
دوشنبه ۷ آبان ۱۴۰۳ ۲۰:۴۷
درود بزرگوار
بسیار زیبا و دلبود
یاد حضرت حافظ را گرامی داشتید
موفق باشید خندانک
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
محمد حسنی

هر سوی پریدن است شعر که هدهد به سهراب وارد شد و از باران سپهری در جنگل بزرگ شعر او پرید
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0