سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        سیاه و سفید(6)

        شعری از

        سیده نسترن طالب زاده

        از دفتر "مرواریدهای باروک" نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۵ تير ۱۴۰۳ ۲۱:۵۴ شماره ثبت ۱۳۱۰۵۲
          بازدید : ۱۲۶۶   |    نظرات : ۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        تابستان
        با طیلسان آبی اش
        تابستان
        با پیراهن زرتور چیناچین
        به کال -گپ غراب و مَرغزار می پیچد،
        آه...
        ستاره ای ندارم و دارم! 
        به بازوان تَرک خورده
        به پنجره های بسته
        _در عطر شوق_ انبوه زندگی_
        نوازش سازی دارم غمگین
        پرسه ی کودکانه ای تنها،
        و خون گرم زمرد
        به انزوای رویاها میریزم... 
        تابستان
          با تبسم تنک رودها
        و التهاب توت فرنگی و بوسه
        با سینه پهلوی هزاران سال سرد
        و گچ  لیمویی سواره نظام ها
        ...
        تابستان
        با گلهای خشخاش موج های ابریشم
        و دریاباد خنک
        به خانقاه خسته ام می اید،
        غزلخانه ی من
        چون گام های شهریور زیباست
        .
        .
        .
        گربه ی سیاه کوچکم
        رز سفید پشت خانه ام ،
        و شمعی که در امام زاده ها روشن کرده ام،،،، 
        خوشبختم می کند
        بی رجعت انبوه زخم
        در براده های اتش و دود.. 
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1