میتوان برداشت کرد از: آیههای حق، چنین:
از تباری پاک، میمانَد صفا، روی زمین
.
همچنین، لازم برای جوششِ یک نسلِ پاک
آبِ عفّت هست و خاکی بس نکو وُ، اصلِ پاک
.
ریشه دارد یک درختِ طیّبه، در قلبِ خاک
شاخههایش سر به افلاکست و پُرمیوهست و پاک
.
گر درختی باشد از ریشه، خبیثه، بیگمان
هرگز آن را، نیست یارا؛ تا بماند پُرتوان
.
از صفای اصلِ نیکو، پای میگیرد نهال
بی وجودِ بذرِ خالص، هست، سرسبزی، محال
.
چون که باشد یک پدر، اهلِ کمالاتی زلال
ایبسا؛ فرزند او هم هست، دارای کمال
.
همچنین، گر مادری باشد زنی خوب و، عفیف
از وفای دامنش، روید گلی سرخ و، لطیف
.
پرورش مییابد از: قلبِ گلستان، بوی ناب
میکند رفعِ صداع از جان، نمِ پاکِ گلاب
نیست هرگز باعثِ دردِ سری، فرزندِ نیک
سرفِرازی میدمد، از کوششِ دلبندِ نیک
.
آب اگر، سرچشمهاش، آلوده باشد، در مسیر
میکند، آلودگی را منتقل؛ بالا و زیر
.
آبِ پاک امّا، طراوتبخشِ بستانِ صفاست
جوششِ آن، باعثِ سرسبزیِ دنیای ماست
.
جملهی پیغمبران از نسلِ نابی بودهاند
در زلالیِ نهانی، مثلِ آبی بودهاند
.
جملهی فرعونیان از بطنِ شر، زاده، شدند
باعثِ آزارِ مردانِ دلآزاده، شدند
.
بس نکو اَست این؛ اگر باشد، همآواییِ ما:
«رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ» نسلِ خوب و، باخدا
.
من دعا دارم به پایان، قلبتان، گلشن شود
چشمتان، با مهرِ فرزندانِ مَه، روشن شود
.
از نژادِ پاکتان، روید گلستانِ صفا
حس بگیرد نایتان از: نغمههایی، جاننوا
.
چون که رخت از: این جهان، بُردید بیرون، یادتان
در دلِ دنیا بماند؛ با ثنایی بیکران
.
بر شما همواره باشد، صد درود و، صد سلام
از شما باقی بماند، نسلِ نابی... والسّلام
با توجّه به برخی از دیدگاههای پست جاری، به احترام دیدگاه و سوال ذهنی مخاطب، توضیح نکاتی را ضروری دانستم.
چنانکه دکتر حسینزادهی عزیز نیز در دیدگاه ارزشمندشان اشاره نمودند، مثنوی جاری بر اساس آیات و احادیث سروده شده است.
البته در عالم هستی، جز پروردگار متعال، هیچ مطلق دیگری نیست و در هر چیزی ممکن است استثنایی نیز وجود داشته باشد؛ کما اینکه پیرامون تاثیر پاکی والدین در تربیت فرزند، مواردی نادر هم پیدا میشود که چنین نباشد؛ مانند پسر نوح که: «با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد.»
در مثنوی «درخت طیّبه» نیز، قید «ای بسا»، در بیت:
چون که باشد یک پدر، اهلِ کمالاتی زلال
ایبسا؛ فرزند او هم هست، دارای کمال
نشان میدهد که حکم کلی صادر نشده و بیان شده است که در اکثر موارد اینگونه است.
به هر روی، ذیلا پارهای از تلمیحات سرودهی جاری آورده میشود؛ امید که مفید باشد!
🌿🌺🌿
_ ریشه دارد یک درختِ طیّبه، در قلبِ خاک
شاخههایش سر به افلاکست و پُرمیوهست و پاک
گر درختی باشد از ریشه، خبیثه، بیگمان
هرگز آن را، نیست یارا؛ تا بماند پُرتوان
اهمیت دودمان و تبار، به گونهی تمثیل، در آیات ۲۴ تا ۲۶ سورهی ابراهیم آمدهاست:
ترجمه:
آیهی۲۴:
آیا ندیدى چگونه خداوند «کلمهی طیّبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزهاى تشبیه کرده که ریشهی آن (در زمین) ثابت و شاخههای آن در آسمان است؟!
آیهی۲۵:
هر زمان میوهی خود را به اذن پروردگارش مىدهد و خداوند براى مردم مَثَلها مىزند، شاید متذکّر شوند (و پند گیرند).
آیهی۲۶:
و «کلمهی خبیثه» (و سخن ناپاک) را به درخت ناپاکى تشبیه کرده که از زمین ریشهکن شده و قرار و ثباتى ندارد.
آنگونه که در برخی منابع شیعه و سنت آمده، مراد از شجرهی طیبه، دودمان عترت است که پیامبر(ص) ریشهی این درخت است و حضرت علی(ع) فرع آن و حضرت زهرا (س) بدنهی درخت است و فرزندان فاطمه، میوهی آن و شیعیان علی(ع) برگهای آن هستند و در روایت دیگر، از پیامبر(ص) آمده است که مردم از درختان متفاوت آفریده شدهاند و من و علی از یک درخت هستیم.
در مقابل، مقصود از شجرهی خبیثه، در روایات، دودمان بنیامیه مطرح شدهاند.
🌿🌺🌿
_ همچنین، گر مادری باشد زنی خوب و، عفیف
از وفای دامنش، روید گلی سرخ و، لطیف
بیگمان، نخستین مورد برای داشتن نسلی پاکیزه، همسرگزینی و انتخاب همسری پاکدامن است؛ چرا که: مادر نقش بزرگی در تربیت فرزند دارد. حضرت محمد (ص) فرمودند:
«بنگر فرزند خود را در کجا قرار میدهی که تبار، اثرگذار است.»
🌿🌺🌿
_ جملهی پیغمبران از نسلِ نابی بودهاند
در زلالیِ نهانی، مثلِ آبی بودهاند
در بخشی از آیهی۳۴ سورهی آل عمران
آمده است:
«ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ»
(آل ابراهيم و آل عمران) ذريّه و فرزندانى هستند كه پارهاى، از نسل پارهی ديگر بهوجود آمدهاند (در فضل و مزايا بعضى شبيه به بعض ديگراند و خوبانى هستند که از خوبان منشعب گشتهاند؛ به عبارتی دیگر، همهی پیامبران از یک ذريّه و خاندان پاک هستند.)
_ قرآن کریم در مقابل دودمان پاک، از دودمان ناپاک نیز، به عنوان مظهر شر یاد میکند؛ همانند دودمان فرعون که قوم بنیاسرائیل را به انواع عذاب، شکنجه میکردند.
(بقره، ۵۰_۴۹ و نیز اعراف، ۱۳۰ و ۱۴۱)
و با توجّه به انتهای آیهی ۵۴ از سورهی انفال، همهی فرعونیان، اشخاصی ستمگر بودند: «وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ.»
سخن پایانی، نکتهای است پیرامون کاربردِ فعلِ «هست» از مقدّمهی کتاب آوای احساس:
«توضیح مفصّل درخصوص کاربردِ فعلِ «هست» را مجالی فراختر میطلبد؛ در دستور زبانهایی که برای زبان فارسی نوشته شدهاست، برای مفهومِ فعلِ «هست» بیشتر به معنای «وجود داشتن» اشاره شده است؛ در اینجا تنها به نکتهای که، _شاید در کتابهای دستور زبان، کمتر بدان پرداخته شدهاست،_ اشاره میشود:
گاهی کاربردِ فعلِ «هست» رسانای مفهومی اسنادی است و برای نوعی تاکید، پیرامونِ مطلبی خاص کاربردمییابد؛ مانند این بیت از نظامی:
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
و یا این بیتِ شاهنامهی فردوسی:
تهمتن چنین پاسخ آورد باز
که هستم ز کاووس کی بینیاز
و نیز این بیت از شاهنامهی حکیم طوس:
خداوند کیوان و بهرام و هور
که هست آفرینندهی پیل و مور
و نمونههای دیگری که از این مفهوم در ادبیات فارسی؛ بهویژه شاهنامهی فردوسی وجود دارد.»
زهرا حکیمی بافقی، مقدمهی کتاب آوای احساس (۲۶۰ غزل همراه با معرفی اشعار سرخابی) اصفهان: نشر نقش نگین، ۱۳۹۸.
✍ کاربرد فعل «هست» در مفهوم مورد اشاره را در ابیات ۲، ۵ و ۶ سرودهی «درخت طیّبه» نیز میتوان یافت.
درود و سپاس از مهر کلامتان مریمبانوی فرهیخته؛ شاعر ترکیبساز؛ اصطلاحپرداز و مفهومآفرین.
با نهایت افتخار، شکوه حضورتان در کلبهی شاعرانهام را میستایم.
🌺🙏❤️🙏🌺
درود و عرض خیر مقدم به همراهان همیشه ناب.
🌺❤️🌺
با توجه به طولانی بودن سرودهی صفحهی جاری، برای اینکه دوستان بزرگوار بتوانند آسانتر وارد صفحه بشوند، انشالله دیدگاههای ارزشمندتان بعدا به نمایش گذاشته خواهد شد.
بیکران سپاس از مهر حضور شریفتان!
🌺🙏❤️🙏🌺
با عرض سلام و عرض ادب و احترام بر استاد بانوی عزیز استاد حکیمی مثنوی زیبا و پر محتوایی را به اشتراک گذاشتید از خوانش آن بسیار بهره مند شدم مثل همه ی اشعارتان مملو از احساس ناب و زیبا دست مریزاد
سلام چو دیدم نوح را پیغمبری آن پسر کرد با او دشمنی نوح را کشتی بسازد آینده را آن پسر در عمق دریا ناپدید دیگری را صبح بهر کاری میرود دخترک را معشوق میخواهد همی دیدهام بس مادرانی با حجاب آن پسر کرده است آنرا هلاک این جماعت را بدان درگیر نان دیگری لب بر لب جام شراب آن یکی موعظه گر اندر ثواب این یکی همراه اختلاس کلان در هم و بر هم جدایی ناپذیر جملگی را زالطاف الاهی بپذیر.
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست . استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
به نام یگانهی دانا و هستیبخش
با توجّه به برخی از دیدگاههای پست جاری، به احترام دیدگاه و سوال ذهنی مخاطب، توضیح نکاتی را ضروری دانستم.
چنانکه دکتر حسینزادهی عزیز نیز در دیدگاه ارزشمندشان اشاره نمودند، مثنوی جاری بر اساس آیات و احادیث سروده شده است.
البته در عالم هستی، جز پروردگار متعال، هیچ مطلق دیگری نیست و در هر چیزی ممکن است استثنایی نیز وجود داشته باشد؛ کما اینکه پیرامون تاثیر پاکی والدین در تربیت فرزند، مواردی نادر هم پیدا میشود که چنین نباشد؛ مانند پسر نوح که: «با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد.»
در مثنوی «درخت طیّبه» نیز، قید «ای بسا»، در بیت:
چون که باشد یک پدر، اهلِ کمالاتی زلال
ایبسا؛ فرزند او هم هست، دارای کمال
نشان میدهد که حکم کلی صادر نشده و بیان شده است که در اکثر موارد اینگونه است.
به هر روی، ذیلا پارهای از تلمیحات سرودهی جاری آورده میشود؛ امید که مفید باشد!
🌿🌺🌿
_ ریشه دارد یک درختِ طیّبه، در قلبِ خاک
شاخههایش سر به افلاکست و پُرمیوهست و پاک
گر درختی باشد از ریشه، خبیثه، بیگمان
هرگز آن را، نیست یارا؛ تا بماند پُرتوان
اهمیت دودمان و تبار، به گونهی تمثیل، در آیات ۲۴ تا ۲۶ سورهی ابراهیم آمدهاست:
ترجمه:
آیهی۲۴:
آیا ندیدى چگونه خداوند «کلمهی طیّبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزهاى تشبیه کرده که ریشهی آن (در زمین) ثابت و شاخههای آن در آسمان است؟!
آیهی۲۵:
هر زمان میوهی خود را به اذن پروردگارش مىدهد و خداوند براى مردم مَثَلها مىزند، شاید متذکّر شوند (و پند گیرند).
آیهی۲۶:
و «کلمهی خبیثه» (و سخن ناپاک) را به درخت ناپاکى تشبیه کرده که از زمین ریشهکن شده و قرار و ثباتى ندارد.
آنگونه که در برخی منابع شیعه و سنت آمده، مراد از شجرهی طیبه، دودمان عترت است که پیامبر(ص) ریشهی این درخت است و حضرت علی(ع) فرع آن و حضرت زهرا (س) بدنهی درخت است و فرزندان فاطمه، میوهی آن و شیعیان علی(ع) برگهای آن هستند و در روایت دیگر، از پیامبر(ص) آمده است که مردم از درختان متفاوت آفریده شدهاند و من و علی از یک درخت هستیم.
در مقابل، مقصود از شجرهی خبیثه، در روایات، دودمان بنیامیه مطرح شدهاند.
🌿🌺🌿
_ همچنین، گر مادری باشد زنی خوب و، عفیف
از وفای دامنش، روید گلی سرخ و، لطیف
بیگمان، نخستین مورد برای داشتن نسلی پاکیزه، همسرگزینی و انتخاب همسری پاکدامن است؛ چرا که: مادر نقش بزرگی در تربیت فرزند دارد. حضرت محمد (ص) فرمودند:
«بنگر فرزند خود را در کجا قرار میدهی که تبار، اثرگذار است.»
🌿🌺🌿
_ جملهی پیغمبران از نسلِ نابی بودهاند
در زلالیِ نهانی، مثلِ آبی بودهاند
در بخشی از آیهی۳۴ سورهی آل عمران
آمده است:
«ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ»
(آل ابراهيم و آل عمران) ذريّه و فرزندانى هستند كه پارهاى، از نسل پارهی ديگر بهوجود آمدهاند (در فضل و مزايا بعضى شبيه به بعض ديگراند و خوبانى هستند که از خوبان منشعب گشتهاند؛ به عبارتی دیگر، همهی پیامبران از یک ذريّه و خاندان پاک هستند.)
🌿🌺🌿
_ جملهی فرعونیان از بطنِ شر، زاده، شدند
باعثِ آزارِ مردانِ دلآزاده، شدند
_ قرآن کریم در مقابل دودمان پاک، از دودمان ناپاک نیز، به عنوان مظهر شر یاد میکند؛ همانند دودمان فرعون که قوم بنیاسرائیل را به انواع عذاب، شکنجه میکردند.
(بقره، ۵۰_۴۹ و نیز اعراف، ۱۳۰ و ۱۴۱)
و با توجّه به انتهای آیهی ۵۴ از سورهی انفال، همهی فرعونیان، اشخاصی ستمگر بودند: «وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ.»
🌿🌺🌿
_ بس نکو اَست این؛ اگر باشد، همآواییِ ما:
«رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ» نسلِ خوب و، باخدا
اشاره دارد به آیهی ۳۸ از سورهی آل عمران:
«هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ۖ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ»
آنجا [بود كه] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت: پروردگارا از جانب خود فرزندى پاک و پسنديده به من عطا كن؛ كه تو شنوندهی دعايى.»
🌿🌺🌿
-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*
سخن پایانی، نکتهای است پیرامون کاربردِ فعلِ «هست» از مقدّمهی کتاب آوای احساس:
«توضیح مفصّل درخصوص کاربردِ فعلِ «هست» را مجالی فراختر میطلبد؛ در دستور زبانهایی که برای زبان فارسی نوشته شدهاست، برای مفهومِ فعلِ «هست» بیشتر به معنای «وجود داشتن» اشاره شده است؛ در اینجا تنها به نکتهای که، _شاید در کتابهای دستور زبان، کمتر بدان پرداخته شدهاست،_ اشاره میشود:
گاهی کاربردِ فعلِ «هست» رسانای مفهومی اسنادی است و برای نوعی تاکید، پیرامونِ مطلبی خاص کاربردمییابد؛ مانند این بیت از نظامی:
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
و یا این بیتِ شاهنامهی فردوسی:
تهمتن چنین پاسخ آورد باز
که هستم ز کاووس کی بینیاز
و نیز این بیت از شاهنامهی حکیم طوس:
خداوند کیوان و بهرام و هور
که هست آفرینندهی پیل و مور
و نمونههای دیگری که از این مفهوم در ادبیات فارسی؛ بهویژه شاهنامهی فردوسی وجود دارد.»
زهرا حکیمی بافقی، مقدمهی کتاب آوای احساس (۲۶۰ غزل همراه با معرفی اشعار سرخابی) اصفهان: نشر نقش نگین، ۱۳۹۸.
✍ کاربرد فعل «هست» در مفهوم مورد اشاره را در ابیات ۲، ۵ و ۶ سرودهی «درخت طیّبه» نیز میتوان یافت.
-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~*´¨¯¨*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨*•~-.¸.....*
آدینهتان سرشار از:
عشق و انتظار🙏🌺🙏