پنجشنبه ۹ اسفند
تاراج شعری از حسین گودرزی تشنه
از دفتر شعرناب نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ ۲ روز پیش شماره ثبت ۱۳۶۱۲۶
بازدید : ۵ | نظرات : ۰
|
دفاتر شعر حسین گودرزی تشنه
آخرین اشعار ناب حسین گودرزی تشنه
|
زهره ی جان عهد به خود بسته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
گشته ای و رشته جانگشته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
هردل آگاه به ناز نگاه ، جام شناس است ومحکمی زند
جفت رکاب دل دل خسته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
رخصت بر دل شده ات گر دهی تا که سراید زنگاهت غزل
مهر کسان را تو ز دل شسته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
از دم آغاز یک یک که شد مستِ نگاهم به نگاه تو جلو
ساعت و روز همه ی هفته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
واژه به شعرم همه دم مست شد تا سخن چشم تو آمد میان
گل به دل باغ تو بنشسته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
جرم من این است که عاشق شدم جرم به از این به کجا دیده ای
حضرت جان نیز تو آغشته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
دست دلم رو شده پیشت اگر حکم به دیدار مجدد نما
راز نهان ،مخفی و نا گفته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
از همه دل کنده شد این دل چو شدمحو تمنای تماشای تو
اینکه تو هم مثل من آشفته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
نیست بهایی که بپردازمش ناز تو قیمت که ندارد گلم
گنجبه ویرانه ی دل خفته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
یاد تو دائم به دل تشنه ام یاد از این به خدا نیست نیست
بر دل وجان عشق تو بنشسته ای غارت و تاراج بلد گشته ای
#حسینگودرزی"تشنه"
۱۴۰۳/۱۲/۰۶
|
|
نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.