سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 8 مهر 1401
  • روز بزرگداشت مولوي
5 ربيع الأول 1444
    Friday 30 Sep 2022
    • روز جهاني ناشنوايان
    • روز جهاني دريانوردي

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    جمعه ۸ مهر

    غروب

    شعری از

    محمد حسنی

    از دفتر حیا نوع شعر شعرناب

    ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۱۲۹۴۹
      بازدید : ۱۴۴   |    نظرات : ۳۵

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر محمد حسنی

     
    زمان تنگ می شد
     
    و کلاغ ها
     
    هر چه بال می زدند
     
    محو تر می شدند
     
    ناگزیر بود
     
    سهل رود ..
     
    برای کسی  مثل من
     
    که از اذان صبح تا اذان شب
     
     دست و پا می زند!
     
    چه فرقی می کند
     
    زمان
     
    *
     
    اما ارزش دارد
     
    برای کسی که،
     
     از اول ساعت اداری
     
    روزنامه و جدول اش برپاست
     
    از اول وقت شرعی
     
     نماز اش بر پاست!
     
    بعد، نهار با سالاد و سس اضافه
     
    و در کنار خانواده
     
    زندگی اش بر پاست!
     
     
     
    راستی
    او کَی دست و پا خواهد زد!
     
     
     
    محمدحسنی
     
     
     
    ۹
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بزرگوار
    بسیار زیبا و پر معنی است
    مبین مشکلات جامعه
    دستمریزاد خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود جناب استکی و سپاس
    اگر دوست داشتید
    نظرم را در پاسخ به آقای احسانی مطالعه کنید خندانک
    ارسال پاسخ
    حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام محمد جان
    چقدر ملموس است این محتوا!!!

    نیم ساعت مانده به اذان می روند برای تجدید وضو، صلوات های نذری شان را در نمازخانه اداره می فرستند. نماز می خوانند. بعد از نماز هم تعقیباتی بسیار عریض و طویل همراه با استغفار.
    اما وقت نماز مغرب، چنان نماز می خوانند که می توان از شتاب ایشان برق تولید کرد(فیزیک بلدم! فقط خواستم اغراق کنم)

    می رسد عزیز. زمان دست و پا زدن ایشان هم خواهد رسید. دست و پا زدنی ابدی!
    خندانک خندانک خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود جناب احسانی فر
    لطف دارید خندانک
    شاید عزیزانی فکر کن منظور من از این نگارش جلب توجه است
    ولی نه به نوعی درد دل است
    زمانی که در اداره کار می کردم بسیار شاهد این گذر ناگزیر زمان ها بودم!
    یادم است با خانومی همکار بودم ایشان نیم ساعت نه، عطش داشت
    یک ساعت قبل اذان می رفت و وضوع میگرفت و اماده نماز می شد و گاها تا یک ساعت بعد هم در دفتر حضور پیدا نمی کرد ..
    با خیال آسوده‌.. چون ایشان استخدام رسمی اداره بود ..
    البته کار زیادی هم نداشتند و اغلب در اتاق بغلی با همکار مشغول بگو بخند و غیبت بودند..!
    اما من و چند تا از همکاران که شرکتی بودیم همیشه یک خلوار پرونده روی میز پیاده می شد ..
    و آنقدر سرمان شلوغ می شد نماز که چه عرض کنم گاها چایی که آبدارچی می آورد فراموش و سرد می شد..
    موارد دیگری ست اگر بگویم شکه می شوید که چه کج کاری هایی در این نهاد های دولتی انجام مشود
    اما به همین بسنده می کنم..

    بنده هم تا حدی با فیزیک آشنام و میدانم که زمان چطور تند یا کند می گذزد..
    زمان یک چیز قرادادی و عموما به حرکت و سرعت بستگی دارد و اکنون که ما در این فضا و زمان زندگی می کنیم در اثر جرخش زمین به دور خود به دور خورشید حرکت منظومه شمسی، که در کیهان در یکی از چرخه هاست!..
    اگر این حرکت و سرعت کمی تغییر کند (یعنی کم یا زیاد شود) دیگر ما نه این زمان را خواهیم داشت نه این منظره از هستی را!

    پس از این موضوع ما می توانیم به یک مسئله مهم گام های زمانی پی ببریم!
    که به حرکت و سرعت بستگی دارد که هر چه سرعت حرکت بیشتر شود گام های زمانی بلند تر و هر چه کمتر شود گام های زمانی کوتاه تر شود...
    در بلندی گام های زمان، زمان حتی می توان به صفر میل کند یعنی اگر سرعت به حدی نزدیک یا به سرعت نور برسد زمان متوقف می شود
    انیشتین به این موضوع پرداخته بود البته او میدانست سرعت نور نزدیک ۳۰۰۰۰۰ کیلومتر در ثانیه است..
    یک روز که او با اتوبوس از میدان اصلی شهر دور می شد ساعتی در وسط میدان قرار داشت
    او با خود فکر کرد اکنون عقربه ثانیه شمار به ۱۲ میل میکند نور از عقربه ساعت با سرعت ۳۰۰ هزار کیلومتر به سمت من می آید اگر اتوبوس ۳۰۰ هزار کیلو متر شتاب بگیرد جه اتفاقی می افتد؟
    زمان در ساعت ۱۲ متوقف می شود
    یعنی گام های زمانی اتوبوس به بلندی ست (یک گام) که زمان صفر می شود
    از این موضوع به نسبیت خاص انیشتین عنوان می شود..
    نسبیت عام هم می گوید اجسام در حال حرکت در سرعت مختلف به هم زمان های مختلف دارند..

    هدف از پرداختن به این موضوع، یک این بود که زمان یک چیز قراردادی و قابل تغییر..
    و موضوع نوشته کارمندان خطا کار نهاد ها که سعی در وقت گذرانی و تلف کردن وقت به نفع دارند..
    ایشان فکر میکنند که همه جیز همین جا تمام می شود ولی نمی دانند که خدا (که فاقد زمان است ) جزای آنها را از همین حال داده!
    نمی دانند و نخواهند دانست چون شعور آن را ندارند..

    دسترسی خدا (خدای بی زمان ) به هر نقطه از زندگی انسان چیز ساده ای ست
    کما که او در قران از حبوط اعمال و تبدیل سیئات به حسنات سخن می گوید!
    خب این موضوع چطور اتفاق می افتد!
    این موضوع بخاطر بی زمان بودن خدا و برتری و دسترسی او به لحظه لحظه زندگی انسان هاست حتی نه فقط انسان ها که هستی ست..
    اما بصورت سمبلیک یه چیزی قاعده شده تا انسان متوجه جیز هایی ست شود..
    و الا کار خداوند به همان کُن فیکون انجام می شود
    یعنی به محض اراده خلق به محض اراده نیست می شود

    برای خدا اینطور است..
    این مسیر الیه راجعون، (بازگشت) از نظر خدا تمام شده است
    اما برای ما چون داخل زمان هستیم ادامه دارد..
    از این دید یک آدم نیکوکار در بهشت کار های خود..
    و یک آدم خطا کار در حهنم کار های خود..
    از همین اکنون است..!!!

    ببخشید زیاد حرف زدم
    فقط خواستم موضوع را کمی باز کنم
    که ایشان از هم اکنون در حال دست و پار زدن هستن..
    و خود نمی دانند

    سپاس از شما و توجه تان
    در پناه خدا خندانک

    ارسال پاسخ
    شاهزاده خانوم
    شاهزاده خانوم
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک خندانک خندانک
    حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
    از شما چه پنهان محمد جان
    بنده هم سالهاست با این جماعت دم خور شدم. شرایط ادارات دولتی را کاملا می دانم چگونه است.
    منظور از «فیزیک بلدم» این بود که می دانم شتاب باعث تولید برق نمی شود؛ بلکه حرکت باعث تولید برق می شود.
    مواردی که گفتید کاملا درست است محمد جان.
    خود ما دانی که عزیزی خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    شاهزاده خانوم
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر جناب حسنی متفکر اجتماعی خندانک

    خوشمان آمد خندانک
    دست مریزاد خندانک خندانک
    مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد خندانک
    هویجوری نوشتم ربطش به بی‌ربطیه خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود شاهزاده
    شاعر توانا
    سپاس خندانک
    نظرم را در پاسخ به آقای احسانی مطالعه کنید
    ارسال پاسخ
    شاهزاده خانوم
    شاهزاده خانوم
    حدود ۱ ماه پیش
    خواندیم و استفاده بردیم خندانک خندانک
    سارا رحیمی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما بزرگوارجناب حسنی
    امید که روی ارامش روزی نصیب همه مردم بشه
    موید باشید عالی بود خندانک خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    دردد شاعر گرامی رحیمی عزیز
    سپاس از شما و حضور پر مهرتان
    نظرم را در پاسخ به آقای احسانی مطالعه کنید خندانک
    ارسال پاسخ
    سارا رحیمی
    سارا رحیمی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود مجدد جناب حسنی
    خواندم وبهره بردم خندانک
    تکتم حسین زاده
    حدود ۱ ماه پیش
    درود برشما
    حقیقت تلخی را بیان کردید
    احسنت⚘
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما شاعر حسین زاده عزیز
    برای ما دیگر عادی شده این تلخی ها
    سپاس از شما
    نظرم را در پاسخ به آقای احسانی مطالعه کنید خندانک
    ارسال پاسخ
    تکتم حسین زاده
    تکتم حسین زاده
    حدود ۱ ماه پیش
    خواندم ، همینطور که در کامنت هم خدمتتون گفتم متاسفانه حقیقت تلخی است
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    خندانک خندانک
    ابراهیم کریمی (ایبو)
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام
    ای بابا چه اشکالی دارد مگر چت و لایک و روزنامه خواندن و حضور نوکر رجوع و تماشای پشت در بسته نشسته را خواه ناخواه یکی دو ساعتی در سنگر هستند این عالی مشربان ولی گیر دادن به ریش به جای ریشه دردی را درمان نمیکند خانه از پای بست ویران است نازنین
    خندانک خندانک خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما جناب کریمی عزیز
    سپاس از شما
    دلخور نیستم و مسائل حقیقی را کم و بیش می دانم
    فقط دلم می سوزد برای این درجه آدمی
    امید به روز های بهتر
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد باقر انصاری دزفولی
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام شاعرواستادعزیز
    قوالعاده زیبا بود
    قلمتان همیشه توانا
    درپناه خدا
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود استاد انصاری عزیز
    سپاس از شما
    و مهر حضورتان
    ..نورید
    و نزدیک شما
    سیاهی ما آشکار
    بزدایید
    تا نور علی نور شود
    حضور ها
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    فرهاد احمدیان
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام و عرض درود خدمت جناب حسنی بسیار عالی قلمتان ماندگار
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود جناب احمدیان عزیز
    لطف دارید
    سپاس از شما
    مهرتان افزون
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد گلی ایوری
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما جناب حسنی نکته سنج
    تذکر به جا و درخور سیستم مریض اداری و رفتار بعضی از پشت میز نشینان ادارت بود خندانک
    نماز یک فریضه شخصی الهی ست و کاری که باید برای ارباب رجوع صورت بگیرد یک امری ست که بابت آن مزد دریافت می شود.
    اگر دقت بفرمایید در همین عالم به دست و پا می افتند ولی در حلقه پنهانی زندگی می باشد .

    در پناه حق باشید خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود جناب ایوری عزیز
    سپاس از شما
    خنده های مصنویی
    افسرده گی در اوج ثروت و..
    نمونه ای از دست و پا زدن است
    شعور میخواهند بفهمند
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    زلیخا رامیار،امید سحر
    حدود ۱ ماه پیش
    درود شاعر توانا خندانک
    دست وپا خواهد زد خندانک
    کمی دیر تر یا زودتر خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما گرامی
    سپاس از شما
    و نظر ارزشمندتان
    سایه تان مستدام
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    امید کیانی (امید)
    حدود ۱ ماه پیش
    درودها خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما
    و سپاس از حضورتان
    دل تان شاد یاد خدا
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    آذر مهتدی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود جناب حسنی گرامی
    شعرتان را دوست داشتم اما در مورد بعضی کارمندان ۵۰ پنجاه موافقم چون من در طول عمرم هم کارمند بودم هم کار آزاد و هم دبیر هم معاون و .... اما این را می دانم دست و پا زدن نشان نارضایتی شغلی ست من حتی گاه کار دیگران را هم تقبل می کردم و انجام می دادم و جالب این بود کسانی اعتراض می کردند فلانی باید سهمی از کار ما هم بعهده بگیره و چنان حرص می خوردند که برای من قابل هضم نبود اما از آن جا که دلم نمی خواست کوچکترین دلخوری در محیط کارم باشد چون آرامشم را دوست داشتم به آنها هم کمک می کردم خواستم این را بگویم آدمها با وجدان کاری و علاقه به شغلشان می توانند دنیای اطراف را گلستان کنند و برای خودشان هم آرامش بخرند. شما کار خودتان را با علاقه بیشتر انجام بدهید خواهید دید چقدر همه چیز خوب می شود. البته منکر تبعیض و بی عدالتی نیستم.
    خندانک خندانک خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    حدود ۱ ماه پیش
    درود بر شما
    و سپاس از نظر خوبتان
    خلاصه و کامل فرمودید

    وجدان خیلی خوب است
    زمانی که تعریف دقیق را بدانیم
    مثلا فردی که وارد سیستمی می شود
    بداند راندمان کاری اش چقدر است
    و چقدر حقوق می گیرید
    و اگر نمی داند نشود
    چون اینطور، خود، پای خود را
    به تبعیض و بی عدالتی باز می کند
    حال یا به نفع یا به ضرر
    من کاری با این ندارم
    که خود سرمایه گذار ها
    اکثرا نهاد ها را بر اساس بی عدالتی پایه گذاری میکنند!
    به قول یکی از دوستان، مقصر اصلی شخص است
    چون اگر شعور دارد وارد نمی شود
    و حواس او به نانی که میخواهد بخورد هست
    سپاس مجدد از شما
    در پناه خدا خندانک


    ارسال پاسخ
    سید هادی محمدی
    حدود ۱ ماه پیش
    سلام جناب حسنی

    نوشته ی دغدغه مندی بود

    قلمتان نویسا

    بمانید به مهر و بسرایید

    خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    ۲ هفته پیش
    درود بر شما استاد عزیز
    سپاس از حضورتان
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    حدود ۱ ماه پیش
    درود برشما شاعر ارجمند جناب حسنی

    بسیار عالی و
    جزاب بود خندانک

    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    محمد حسنی
    محمد حسنی
    ۲ هفته پیش
    درود بر استاد فتحی عزیز
    سپلس از شما
    بر قرار باشید
    در پناه خدا خندانک
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0