سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        تقدیر

        شعری از

        رویا ادیب (نازبانو)

        از دفتر نیمای من نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۵۲ شماره ثبت ۱۱۲۷۳۵
          بازدید : ۲۷۵   |    نظرات : ۱۵

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر رویا ادیب (نازبانو)
        آخرین اشعار ناب رویا ادیب (نازبانو)

        بارها عشق مرا، وابستگی تفسیر کرد
        در گلویم بغض درد آلودی  از غم گیر کرد
        چشم بستم روی عقل هرگز ندیدم غیر او
        چشم هم نامرد شد، ازچشم او تحریرکرد
        دیدم وگفتم :حُسنُ الخالقین اینگونه است
        مفتخرگشته مرا، چون بنده ای  تصویر کرد
        گاه ارجم داده وگاهی زعشق بیچاره خواند
        حالتش یکسان نشد، هر لحظه را تغییر کرد
        خواستم راضی شود هر لحظه کوتاه آمدم 
         هرچه کوتاه آمدم حق با من است تعبیر کرد
        اوشکست دل را بسانِ خوردن یک جرعه آب
         خاطرم آزرده کرد و عُذرها تقصیر کرد
        گفتمش نشکن مرا، من را شکسته روزگار
        شانه را بالا زد و عمداً مرا  تحقیر کرد! 
        هرچه از اندوه بود، یکباره برجانم بریخت
        هِی نمک زد زخم دل از جان شیرین سیر کرد
        آنکه میآید سرش، می فهمد از غمهای من
        بستی از جور وجفا بر قلب من زنجیر کرد
        من که  ترسیدم ز بازیِ فلک، ای روزگار
        حسرت و درد و بلا بر قسمتم تقدیر کرد
        نازبانو
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1