سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        میوه ی شب

        شعری از

        م فریاد(محمدرضا زارع)

        از دفتر اي پروانه ها كاري كنيد(غزلها) نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۳۱ تير ۱۴۰۱ ۱۸:۳۵ شماره ثبت ۱۱۱۹۳۰
          بازدید : ۵۲۷   |    نظرات : ۳۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        می خراشد چهره ی ناز ِ زمین را بیم ِ شب
        خنجری دارد درون ِ آستینش نیمه شب

        تار و پودش زور و زَر، رنگش دو رنگیّ و فریب
        بوی خون دارد همیشه پهنه ی جاجیم ِ شب

        می کُشد سلولهای روشنی را دم به دم
        لشکری تاریک دارد غدّه ی بدخیم ِ شب

        حُرمت ِ نور است و در بیت الحرام ِ جمجمه
        مانده تنها سنگی اَسوَد در پی ِ تحریم ِ شب

        بر سر ِ اندیشه افتاده ست سنگ ِ سایه ها
        میوه اش جهل است و غفلت، شاخه ی تعلیم ِ شب

        رعد و برق افتاده بر جان ِ درخت ِ زندگی
        اتّصالی کرده گویا آسمان با سیم ِ شب

        قرعه، ما را روبروی تیم ِ شب انداخته
        داور ِ گیج ِ زمین گُل می کند تقدیم ِ شب

        با وجود ِ غیبت ِ کبرای کاپیتان ِ روز
        می بَرَد جام ِ جهانی را همیشه تیم ِ شب
        .
        .
        .
        سرو ِ فریادم! نشو خَم! عاشق و آزاده باش!
        وای بر سَروی که تن داده ست بر تعظیم ِ شب

        یادمان باشد تمام ِ لاله ها جان باختند
        تا مبادا صبح ِ آزادی شود تسلیم ِ شب

        (م. فریاد)

        پی نوشت:

        جاجیم: فرش ِ باریک و درازی که غالباً برای فرش کردن راهروها مورد استفاده قرار می گیرد. 
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1