سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 11 تير 1401
  • شهادت آيت الله صدوقي چهارمين شهيد محراب به دست منافقين، 1361 هـ ش
4 ذو الحجة 1443
    Saturday 2 Jul 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      شنبه ۱۱ تير

      شعله و شمع

      شعری از

      رضااشرفی فشی

      از دفتر آواز اساطیر نوع شعر مسمط

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۱۰۳۳۱
        بازدید : ۶۲۰   |    نظرات : ۲۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر رضااشرفی فشی

      شعله و شمع
       
      هر شعله ی او زلف کجی حادثه ساز است
      در هر چه که آویخت پر از سوز و گداز است
      جمعی به پرستش به کنارش به نماز است
      وین شیوه افسونگر او سلسله راز است
      .
      (پروانه صفت سوخت در آن شعله تابان
      هر پنجه که آویخت به آن زلف پریشان)
      .
      آری نشود لاف محبت همه جا زد
      با هر صنمی حقّه و تلبیس و دغا زد
      آن نی که چنین دعوی این ساز و نوا زد
      دیدی که به او شعله چه رنگی ز شَقا زد؟
      .
      (تا برشکند ریشه هر دعوی بطلان
      هر کس که نیارست بماند سر پیمان)
      .
      القصه که شمعی ز سرِ آتش مستی
      بی خود شده از حال و هوای همه هستی
      در مذهب شیدایی و معشوقه پرستی
      زد نعره ی مستانه که آتش همه هستی
      .
      ( افسانه افسونگر ربان و خدایان
      ای شعله رخشنده تابنده ذول الشان)
      .
      من باده پرست خُم مینای تو هستم
      از روز نخست واله و شیدای تو هستم
      دیوانه و سرگشته سودای تو هست
      چون کشته افتاده ی در پای تو هستم
      .
      (ای بر همه خوبان جهان حُسن تو رجحان
      در بزم دل انگیز تو ام مست و سر افشان)
      .
      پروانه نَیَم عاشق هر شعله و نوری
      پیمانه نَیَم در کف هر مست و خموری
      چَغانه نَیَم ملعبه هر شر و شوری
      چون باده نَیَم محرم هر جشن و سروری
      .
      (شمعم به دلم آتش عشق تو فروزان
      گر جرم من عشق است بسوزان و بسوزان)
      .
      با زلف کجشش شعله آسیمه در آمیخت
      صد غلغله در بزم و شب و شعر برانگیخت
      هر جا که پری بود به آن شعله درآویخت
      از وصلت آن عاشق و معشوقه فروریخت
      .
      (تاریکی ظلمانی شبهای شبستان
      جمعی به فراخور به طواف سر ایشان)
      .
      آری بَرِ ما مذهب مستی همه این است
      در شعله فتد هر که طریقش به چنین است
      با آتش و پروانه و پیمانه قرین است
      سوزانده شود هر که به این عشق عجین است
      .
      (ای دل اگرت هست هوایی به چنین سان
      شمعی شو و ملزوم شب تار زمستان)
       
       
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و هنرمندانه بود
      موفق باشید خندانک
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود و عرض ادب جناب استکی بزرگوار، مفتخر فرمودیدجناب استاد. خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      ۲ هفته پیش
      درود مجدد و تقدیم احترام
      مایلم در بازخوانی شعر زیبای جناب اشرفی فشی گرانمهر ، شرح کوتاهی در خصوص سورئالیسم و تشابه اشعار صوفیانه و سورئال داشته باشم ، و از تیک نقداستفاده میکنم ازین باب که شاعران جوان ما ، اندکی بر تضاد ذهنیشان در مورد سبکهای کهن و نو فایق آیند و فرصتی باشد برای شاعران معزز سایت که این اثر خاص و ژرف استاد گرامی ارج را از دیده بگذرانند..

      سورئالیسم ، قرنها پیش از پیدایش خود در غرب ، نمودهای بارزی در ادبیات ما داشته است.
      تشابهاتی میان مولفه های سورئال و مشی فکری و هنری عارفان ایرانی چونان مولانا و عین القضات و ..وجود دارد.
      برخی ویژگی های هفت گانه ی هنر سورئال ، گاه به صورت ناآگاهانه ،و بر مبنای موقعیت زمانی و مکانی و تعارضات اعتقادی عرفا در آثار ایشان قابل دریافت است که براین اساس ، در شعر شعله و شمع به برخی ازین موارد اشاره خواهم داشت..
      فراواقع از مهمترین مکاتب تاثیرگذار ادبی هنری سده ی بیست میلادی بوده است و به رهبری آندره برتون بر پایه ی اصالت ضمیر ناخوداگاه و رویا در فرانسه شکل گرفت .به رغم تفاوتهای ژرفی چون دنیا محوری غرب و اله محوری عرفان شرق، ژرفکاوی در تشابهات این دو مباحثات جالب توجهی را به دست می دهد ..
      سورئالیسم را میتوان نقطه ی انحلال تضادها وتناقض ها در هم در نظر گرفت، شاعر این اثر با نگاه کبریایی خویش به نقطه ی اتحاد هستی و پروردگر اشاره دارد، نگاه صوفیه در ادبیات کهن ما ، هماره سرشار از تصویرسازی های سورئال بوده است و دوایر گسترده ی تاریخی و جغرافیایی را شامل میشود .
      درک آنات و قلمروی شهودی عرفا، در اشعارشان برای مخاطبان قابل دسترس نمیباشد، بنده در نگاشت پیشرو ناگزیر به غور در سخنان و تجارب نگاشته شده هستم ،و ازین منظر از شاعر بزرگوار عذرخواهم که احتمالا مکتوباتم با منویات حقیقی ایشان تناقضاتی داشته باشد.
      یکی از مولفات سورئال در اثر پیش رو ، که برایم جالب بود ،نگارش خودکار است .نگارش خودکار در سورئال رهایی ذهن و گذر از مرزهای عادات و روزمرگی هاست. نگاشت شعری ، بدون موضوعی از پیش طراحی شده ، بدون نظارت منطق وملزمات حیطه ی امکان .محققان بسیاری تجربه ی نگارش خودکار سورئالیسم را همسنگ شطحیات صوفیه دانسته اند.
      تاثیر شطحیات صوفیه اساسا ، در قلمروهای هنری بین نقیضی و پارادوکسی وشکست عادات زبانی مورد بررسی قرار می گیرد ، تصاویر سورئال نیز ،شکوفایی زبانی شاعر و اختلال حواس پنجگانه را به همراه دارد و سیطره ی عقل و کلام منطقی را در می نوردد و از عادات مالوف زبانی پا فراتر می گذارد :
      "
      هر جا که پری بود به آن شعله در آویخت"
      و یا

      "هر شعله ی او زلف کجی حادثه ساز است "



      مولفه ی دیگر که در نگاهم در سرایه ی پیش رو پررنگ است، تصادف عینیست.

      تصادف عینی در هنرمندان سورئال مجموعه ای از پدیده هاییست که حضور امور خارق العاده را در زندگی روزمره بررسی میکند ، در جریان شناسی عرفان اسلامی نفس ناطقه ی روحانی امور خارج از قوه های نفسانی را کشف میکند و حقایق مکتوم و اسرار غیب را آشکار احساس خواهد کرد، به عبارت دیگر اشراف بر ضمایر و خواطر و پیشگویی رویدادهای به وقوع نپیوسته نمونه ای از نمود تصادف عینی و ذهنی سورئالیستی است.
      در شعر جناب اشرفی فشی ارجمند :
      "القصه که شمعی ز سر آتش مستی ،
      بی خود شده از حال و هوای همه هستی "


      در آخرین مقال از مولفه های سورئال در اشعار صوفیه ، خاصه شعر شعله و شمع ،
      به المان جنون میپردازیم ، سورئالیست ها، عقل را قادر به درک حقایق نمی دانند ،لذا قدرت شهود عقلانی کردن هنر و عناصر عقلانی را مردود میداند،اینجاست که جنون و دیوانگی جایگاه ارزنده ای در این مکتب می یابد، متعاقبا باید عرض کنم عرفان نیز هماره از ناتوانی عقل سخن میگوید و معرفت ناب را در کشف و شهود می داند آنجا که حجاب های نفسانی و عقل معاش اندیش کنار می رود و عارف خود را دیوانه می نامد :

      "دیوانه و سرگشته ی سودای تو هستم "

      در آخرین مجال،به اصالت مستی در شعر شعله و شمع اشاره دارم که حالت مستی و بیخویشی عرفا، وجهی نمادین دارد وغلبه ی عشق پروردگار و طغیان جذبه ی الهیست وازین منظر شراب مادی به شدت رد میشود ..



      برتون ، آندره/ سرگذشت سورئالیزم ترجمه ی کوثری

      هنرمندی ، حسن/ از رمانتیسم تا سورئالیسم
      آل احمد ، مصطفی / سورئالیسم ، انگارهی زیبایی شناسی هنری ، تهران :شبانه

      با مهر
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      ۲ هفته پیش
      با عرض سلام و ادب خدمت بانوی واژگان ناب و ترکیبهای بدیع، با تشکر از نقد مفصل و زیبای شما باید اضافه کنم که عشق که به قول قدما وصفش به هر زبان نامکرر است دریایی است بی پایاب که جستجو در ژرفای این بحر عظیم در هوس کشف گوهر وجود ، مرد راه طلب می کند و غواص گوهر شناس.
      اما چرا آتش؟ و چرا شمع ؟
      آتش ملزوم زندگی ست ، می سوزاند ، ترکیبات را تغییر می دهد ، می کشد ، می پروراند و باز می رویاند ، گرم است مانند عشق ، سوزاننده است مانند عشق و... .
      قلب بدون شعله عشق، یخبدانی ست بی حاصل ، ماشینی ست بی احساس ، قلبی که عشق را تجربه نکند، تنها تپنده است نه زنده .
      شمع پارافینی نرم و ضعیف است اما وقتی در مقام پیوند با شعله بر می خیزد، نه دیگر پارافین بلکه روشنایی ست، نور است ، جمال است ، چیزی کمتر از آتش نیست ، در اینجا این وصلت، دگرگونی از خویش و یکی شدن با معشوق را بیان می کند،(باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شو‌‌ی...) باید از خویش گذشت تا در جانان ،جان شد، زیر منی کردن جدایش است و تمایز بین (ما )، در مقام بالاتر( ما )نیز وصله ایی نا بجا در مقام( او) شدن ... .
      سخن بسیار است و زبان ما الکن .اما در باب سوررئالیسم فرمایشات شما کامل بوده و جایی برای بحث بیشتر نیاز نیست .
      از نظر من وقتی از منظر عشق (کمال گرایانه) به جهان بنگریم به خارق عاده بودن او بیشتر اگاه می شویم، رضا به اندازه ظرف خویش می فهمد و به حد تشنگی و ولع ضمیر ، از دریای حضرتش می نوشد. قصور و کوتاهی قلمش را به بزگی و گذشت خود ببخشایید. خندانک
      ارسال پاسخ
      سیده نسترن طالب زاده
      حدود ۱ ماه پیش
      درودتان
      جناب اشرفی گرانمهر ، برادر نیکوخصال
      بسیاار عالیست ، بسیار زیباست ..
      منشی صوفیانه و تلفیق واژگانی با بسامد بالا ٫ سرایه ی خاصی را رقم زده است ، که خوانشگر باید با گذار از نمادواژگان عارفانه ، به مدلول مورد نظر شاعر ارجمند برسد ..
      پس از مدتها تحفه ی نازنینی از قلمتان خواندم ...
      بهره ها و لذت بردم گرامی
      رضااشرفی فشی
      حدود ۱ ماه پیش
      عرض ادب و درود حضور استاد واژگان بدیع سرکارخانم طالب زاده گرامی، مفتخر فرمودید رضا را بانو.
      شمع سوخته است،دلداده است ،مفتونی است در فتنه دلفریب آتش ، هم سالک است و هم راهنما در مسیر عشق و رهنمون وادی فنا. آیین پرستش او هرچند با سوختن همراه است اما روشن می کند مسیر را . شمع بی صداست ، بی هیا هو است نه چون نی دعوی نستی دارد(که به قول مجذب تبریزی :دعوی بی معنی‌ات را سوختم ...)، نه چون پروانه دعوی سوختن، تنبور است ساده اما عمیق ، هم ساز خلوت است هم نوای انجمن .
      و اما آتش ، حضرت آتش ، هم عابد است و هم معبود، گاهی استعاره از معشوق و گاهی تمثیلی از عاشق، هر کس را یاری همراهی او نیست اما بدون او هم زندگی امکان پذیر نخواهد بود . سرشتش سوزاندن است و خاصیتش روشنایی و گرما ( کاش معشوق زعاشق طلب جان میکرد) در محضر آتش لاف عشق خطا ست (آری نشود لاف محبت همه جا زد...) دست از جان شستن است.
      اما وقتی با شمع امیخته شود هردو یکی شوند نه شمع است و نه آتش، هم نور است و هم جسم ، هم نرم است هم سوزنده و ... .
      زیاده گویی رضا با ببخشید حرف زیاد است ، سخن به درازا کشید. خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود آقای اشرفی گرامی خندانک
      شعری زیبا و فاخر و پربار خندانک خندانک خندانک
      جسارتاً در بند چهارم سهوالقمی رخ داده و (م) جا افتاده
      و نیز در مصرع دوم همان بند، یک هجای اضافه وزن را مخدوش کرده:
      (از روز نخست واله و شیدای تو هستم)
      در انتهای واژه ی (نخست) یک هجای کوتاه اضافی هست به دلیل کشیده بودن هجای (خُست)، اگر واژه ی دیگری مثل (ازل) یا هر واژه ی دیگری که شامل یک هجای کوتاه و یک هجای بلند باشد و خود صلاح میدانید، وزن درست میشود:
      (از روز ازل واله و شیدای تو هستم)

      باز هم سپاس برای این اثر زیبا خندانک
      سلامت و سربلندباشید خندانک
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      حدود ۱ ماه پیش
      درود جناب زارع گرانقدر سپاس بیکران از حضور و تذکر بجای شما دقیقا در ان مصراعیی که ذکر فرمودید کلمه صحیح ازل است که اشتباها نخست ذکر شده است(شاید در اثر تکرارکلمه پیش خودم).ممنونم بابت توجه وظریف بینیتان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      سارا رحیمی
      حدود ۱ ماه پیش
      پروانه نَیَم عاشق هر شعله و نوری
      پیمانه نَیَم در کف هر مست و خموری
      چَغانه نَیَم ملعبه هر شر و شوری
      چون باده نَیَم محرم هر جشن و سروری
      .
      (شمعم به دلم آتش عشق تو فروزان
      گر جرم من عشق است بسوزان و بسوزان)
      درود بر شما بزرگوار جناب اشرفی
      شعر زیبایی از قلمتان خواندم
      دستمریزاد
      موید باشید وتندرست خندانک خندانک
      رضااشرفی فشی
      حدود ۱ ماه پیش
      سپاسگزار از حضورتان سرکار خانم رحیمی. خندانک خندانک خندانک
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما جناب اشرفی .فشی.

      بسیار عالی وزیبا و

      هنرمندانه بود خندانک

      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      حدود ۱ ماه پیش
      سپاس از حضورتان جناب فتحی خندانک خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      ۲ هفته پیش
      درود جناب اشرفی گرامی
      شعر زیباییست👏👏🌺🌺
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      ۲ هفته پیش
      سپاس از حضورتان جناب عزیزیان ، لطف عالی مستدام، بنده نوازی کردید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      ۲ هفته پیش
      درود برشما جناب اشرفی و دستمریزاد
      همچنین بهره مند شدم و لذت بردم از نقد بانوی ادیب و توانا سرکار خانم نسترن طالب زاده و پاسخ جالب شما همه چیز عالی
      خندانک خندانک خندانک
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      ۲ هفته پیش
      درود جناب مزینانی ، اوقات بکام، مرحمت فرمودید ، در توانایی و نبوغ سرکار خانم طالب زاده هیچ حرفی نیست ، اما سپاس که نوشته های بنده را به دید لطف بزرگواری از نظر گذراندید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      علیرضا شفیعی
      ۲ هفته پیش
      درود بر جناب اشرفی گرامی
      اثری بسیار زیبا و هنرمندانه با مفاهیمی جذاب است
      سلامت باشید و پایدار
      خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      ۲ هفته پیش
      درود جناب شفیعی عزیز، سپاسگزار از اینکه نوشته های رضا را قابل دیدید و به دید لطف از نظر گذراندید خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      حسین رضایی
      ۲ هفته پیش
      سلام و درود شعر زیبایی بود موفق باشید 🌹🌹🌹🌹
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      ۲ هفته پیش
      سلام و عرض ادب، سپاس از حضورتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      رقیه یاوری زاده(ازل)
      دیروز
      سلام وضمن عرض ادب

      بسیار زیبا

      مانا و موید باشید
      🌼🌻🍂
      رضااشرفی فشی
      رضااشرفی فشی
      ۱۷ ساعت پیش
      سلام سرکار خانم یاوری زاده ، سپاس از حضورتان خندانک خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0