سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 14 تير 1401
  • روز قلم
7 ذو الحجة 1443
  • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
Tuesday 5 Jul 2022

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    سه شنبه ۱۴ تير

    با پا چرا

    شعری از

    امیر وحدتی یگانه

    از دفتر بوستان نوع شعر غزل

    ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۰۷:۴۰ شماره ثبت ۱۰۷۷۴۳
      بازدید : ۱۰۲   |    نظرات : ۲۲

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر امیر وحدتی یگانه

    بیاد استاد شهریار(۱)
              استقبالی از غزل حالا چرا
                          با پا چرا
    رو بتابانی ز من ای گوهر یکتا چرا
    می کنی در پرده باز آن صورت زیبا چرا
    بی خبر ترک دیار آشنایی می کنی
    دیگران را گاه گاهی ترک کن ما را چرا
    باز دل بی یاد تو نامهربانی می کند
    این دل سرگشته را تیمار کن دعوا چرا
    دل شده افسون تار طره مشکین تو
    در شب تارم کشی دنبال خود هر جا چرا
    در کنار چاه زیبای زنخدان گشته ام
    تشنه یک بوسه اما این همه اما چرا
    می زنی بر سر دلم را می گذاری زیر پا
    قیمت کالای خود را می بری بالا چرا
    انتظارت می کشیدم دستها بگشائیَم
    ناگشودی دستهایم بسته ای پا را چرا
    می کشی با دست هر دم میزنی با پای، پس
    می کشی با دست اما می زنی با پا چرا
    ما جوانی را فدای زندگانی کرده ایم
    (دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا)**
    سینه ام دریای درد و دامن مواج تو
    می کند با موج خود آشوب این دریا چرا
    زلف افشانت پریشان می نماید زخم دل
    می کنی بر زخم دل انگشت بی پروا چرا
    در فراقت چشم و تن از خواب و خور
     افتاده است
    خورد را کردی دریغ از من بگو رویا چرا
    گریه ها کردم بسی اندر فراقت بی وفا
    آمدی بی سوی چشمم سوی من حالا چرا
    تو غزال تیز پایی من ز پا افتاده ام
    (بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا)**
    حال که افتاده ام از پا مزن زخم زبان
    بد زبانی از زلیخای چنین زیبا چرا
    تیر آن چشمان شهلا در دلم بی من نشست
    اندرین ویرانه گشته میهمان تنها چرا
    در دلی آباد باید پا گذارد میهمان
    بر گزیده کلبه  ویرانه را ماوا چرا
     نام من بی نام تو از زندگانی محو شد
    بی نشانم کرده ای جانا دگر رسوا چرا
    تا برفتی از کنارم اعتبار از دست رفت
    می کنی با نام رسوایم همی سودا چرا
    محو شد یاد "یگانه" گوئیا از یادها
    می نیاید بر زبانها یاد آن یکتا۱ چرا
    در مسیر زندگانی شهریاران دیده ام
    یاد نام "شهریار" است این غزل از ما چرا

    تقدیم به روح بزرگ استاد شهریار
    از غزل حالا چرا ، استاد شهریار **
    ۱- خداوند
    ۶
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۱:۵۶
    درود استاد عزیز
    بسیار زیبا و دلنشین بود
    روح استاد شهریار عزیز شاد خندانک
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۲۴
    درود و سپاس جناب استکی که به
    مهر می خوانیم.
    بزرگوارید. خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مهرداد عزیزیان  بی تخلص
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۷
    درود
    تقدیمی زیباییست
    حاوی ابیاتی شیرین
    موفق باشید 👏👏🌺🌺
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۲۵
    درودها جناب عزیزیان.
    بیکران سپاس.
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    نسرین حسینی
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۰:۳۵
    درود وعرض ادب جناب یگانه عزیز و گرامی

    خیرمقدم میگم به جمع ناب خوش آمدید
    تقدیمی ارزشمندی بود زیبا وخواندنی
    قلمتون ماندگار🌺🌺🌺❤❤
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۲۷
    درودها مهر بانوی عزل سرکار خانم حسینی.
    رشته ای بر گردنم افکنده دوست
    می کشد هر جا که خاطر خواه اوست
    سپاسگزارم.
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محمد علي واشقاني ( باران )
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۲:۱۷
    درود شاعر گرامي جناب آقاي وحدتي يگانه خندانک خندانک
    گمانم دومين شعري ست كه از شما مي خوانم . در دو قالب متفاوت . بسيار زيبا و دلنشين خندانک خندانک خندانک
    قلم افكارتان چون خورشيد تابنده و گرمابخش خندانک خندانک
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۴
    عرض سلام و سپاس استاد گرامی
    جناب واشقانی. از بذل توجهتان
    کمال امتنان
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مسعود آزادبخت
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۴:۰۳
    سلام و احترام جناب وحدتی ادیب
    بسیار عالی بود تقدیمی تان
    روح استاد شهریار در آرامش
    خندانک خندانک خندانک
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۵
    درودها جناب آزاد بخت.
    از نگاه زیبایتان سپاسگزارم
    ارجمندم
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    سیاوش آزاد
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۱۶
    سلام بر جناب وحدتی
    غزل ۲۱ بیت ظاهرا بود احسنت
    ان شاء الله یاد یگانه از یادها محو نخواهد شاد
    روح استاد شهریار شاد
    زنده باشید
    امیر وحدتی        یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۶:۳۸
    درود و سلام من بر جناب سیاوش آزاد
    که از تیغ تیز قلمش همی زنم فریاد.
    سپاس بزرگوار که اینبار تخفیف
    داده اید.
    سعی میکنم تعداد را به ۱۶ کاهش
    دهم، اگر بتوانم.
    خندانک خندانک
    تکتم حسین زاده
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۴۷
    درود خندانک خندانک روح استاد شهریار شاد و یادشان گرامی🌹
    عالی بود
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۱۷
    درودها بر شما بانوی ادیب سرکار
    خانم حسین زاده. سپاس از همراهی تان
    بانوی ارجمند.
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    قربانعلی فتحی  (تختی)
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۰۰
    درود برشما شاعر گرامی

    بسیار عالی بود و خندانک
    روح استاد شهریار شاد انشاالله خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۱۸
    سلام و درود بر شما بزرگوار
    جناب فتحی.
    سپاس بیکران
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    محمدکریمی (پویا)
    پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۰۰:۳۰
    درود واحسنت استاد نازنین از این غزل زیبا به یاد استاد شهریار لذت بردم خندانک
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    پنجشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۱۶
    درود بیکران و سپاس از حضور
    ارزشمندتان جناب کریمی.
    ایام بکام. خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مجیدنیکی سبکبار
    جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۳۰
    با سلامی گرم و با صدها درود
    آمدم، خواندم من این زیبا سرود
    مهر آن بر دل نشاندم همچو رود
    آفرین بر شاعرش
    ======================
    منتظر اورا که پاید دفترم
    با حضورش بر نهد منت سرم
    خواند او شعرم فزاید باورم
    نقد هم سازد چه خوب
    ======================
    یک ستارک چون که هستی، شاعری
    یک ستارک گر به خواندن حاضری
    کسری از آن سه که گوید قادری
    برسرودن شعر ناب
    ======================
    این سروشم مثل کارتی مشترک
    راه جو بر هرگلی چون شاپرک
    کو کشد بر هر سرودی نو سَرَک
    گر دل آزارت شده گو برکَنَم
    ======================
    * خندانک * خندانک * خندانک
    امیر وحدتی        یگانه
    امیر وحدتی یگانه
    جمعه ۶ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۵۰
    سلام و سپاس بیکران از سروش تقدیمی تان
    جناب سبکبار:
    آمدی خیلی سبکبار آمدی
    باغ و بستان مرا بار آمدی
    بر یگانه یار و همکار آمدی
    خوش آمدی

    فرصتی شد باز گویم راز دل
    یافتم نیکی تو را همراز دل
    تا سرایم من غزل آواز دل
    با ساز دل
    خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    مجیدنیکی سبکبار
    مجیدنیکی سبکبار
    شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۰ ۰۴:۱۰
    خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
    سيد هادی حسینی(هادی)
    يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۰۷:۰۵
    بسیار زیباست
    درود بر شما
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0