سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 1 خرداد 1401
  • روز بهره‌وري و بهينه‌سازي مصرف
  • روز بزرگداشت ملاصدرا، صدرالمتألهين
  • آغاز محاصرة اقتصادي جمهوري اسلامي ايران توسط آمريكا، 1359 هـ ش
22 شوال 1443
    Sunday 22 May 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویسید تا زنده بمانید،هرکه نوشت پادشاه میشود.احمدی زاده (ملحق)

      يکشنبه ۱ خرداد

      پیوند شعر

      شعری از

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      از دفتر چهارپاره ها نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۱۳ شماره ثبت ۱۰۷۵۸۳
        بازدید : ۱۰۳۶   |    نظرات : ۹۹

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مهرداد عزیزیان بی تخلص
      آخرین اشعار ناب مهرداد عزیزیان بی تخلص

      بیمار...

      نبض من را چگونه میگیری؟!
      ردّی از خون درون رگها نیست
      نسخه ننویس، این مُسکن ها
      التیام مریض تنها نیست

      گوشی ات را به سینه ام نگذار
      خانه ای بی صدا و متروک است
      ربع ِ قرنیست از زمین کنده
      چون به حرف ِ زمانه مشکوک است

      در کتاب ِ اصول طب آیا
      شاعران از شعور میمیرند؟
      سطح هُوشیاری ِ غزل ها را
      در مطب ها چگونه میگیرند؟

      قرص ِ وزنی دو وعده کن تجویز
      تا که رُکنی دهد روانم را
      شربتی از تمام تشبیهات
      بلکه شیرین کند زبانم را

      تو پزشکی ببین دچارم به
      درد کم کاری و نداری ِ شعر
      بستری کن مرا همین آن در
      بخش ِ پیوندِ اضطراری شعر...

      پزشک...

      تیم ِ احیای شاعران امشب
      سوژه ای باب امتحان دارد
      مرد موزون ِ ما چهل سال است
      سرطانی بنام ِ جان دارد

      تا همین لحظه هم به لطف غزل
      مانده در نای ِ نادِمش نفسی
      گاه گاهی سکوت و سکته ی شعر
      میکشد دور ذوق او قفسی

      آن زمان هم وجود مضطربش
      میدود در قفس سراغ طبیب
      گرچه با چارپاره ها چندیست
      خورده از این مریضخانه فریب!

      ضربانی در او نمی بینید
      چون درونش سروده ها مخفیست
      رنگ خونش سیاه و محزون است
      در رگش جوی واژه ها منفیست

      توی گوشش کمی بخوانید از
      دفتر ِ چارپاره های حزین
      تا که از خلسه اش به هوش آمد
      ببریدش مجددا به زمین !




      ۲۶
      اشتراک گذاری این شعر
      ۶۴ شاعر این شعر را خوانده اند

      فرهاد احمدیان

      ،

      محمد علی رضاپور

      ،

      مهدي حسنلو

      ،

      اميرحسين علاميان(اعتراض)

      ،

      سارا خوش روش

      ،

      مسعود آزادبخت

      ،

      محسن ابراهیمی اصل (غریب)

      ،

      محمد قنبرپور(مازیار)

      ،

      رضا سعادت نژاد

      ،

      محمد رضا خوشرو

      ،

      سیاوش آزاد

      ،

      آرمین پرهیزکار

      ،

      مجیدنیکی سبکبار

      ،

      آرمان پرناک

      ،

      احسان کریمیان علی آبادی

      ،

      حمید غرب

      ،

      مهرداد عزیزیان بی تخلص

      ،

      مریم کاسیانی

      ،

      مهدی محمدی

      ،

      حمیده قاسمی (اشک)

      ،

      مریم محبوب

      ،

      منوچهربابایی

      ،

      سيد هادی حسینی(هادی)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      مهدیس رحمانی

      ،

      شین بانو

      ،

      ماهور محمدی

      ،

      نیاز ناطق

      ،

      محمد علي واشقاني ( باران )

      ،

      وجیهه رستگاری گل سرخ

      ،

      روح اله سلیمی ناحیه

      ،

      موسی ظهوری آرام(آرام)

      ،

      محمد جواد عطاالهی

      ،

      تکتم حسین زاده

      ،

      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      المیرا قربانی

      ،

      نیما ابراهیمی

      ،

      ژکا گرجاسی

      ،

      لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)

      ،

      مجید خوش خلق سیما

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      علی احمدی (حادثه)

      ،

      مرضیه رضایی (رها)

      ،

      الناز حاجیان (مهربانی)

      ،

      ویهان قسمت پور

      ،

      محمد مرادی (غافل)

      ،

      طوبی آهنگران

      ،

      امیر وحدتی یگانه

      ،

      امین خلیل زاده (امین)

      ،

      احمدی زاده(ملحق)

      ،

      بهزاد بهلولی تخلص بهیاد

      ،

      کورش آزادی

      ،

      مجید آبسالان

      ،

      شعله(مریم.هزارجریبی)

      ،

      آذر مهتدی

      ،

      بهرام معینی (داریان)

      ،

      سید علی کهنگی (واسع)

      ،

      پارسا عزیزی

      ،

      دانیال فریادی

      ،

      حسین شفیعی بيدگلی

      ،

      پژمان بدری

      ،

      محمد ترکمان(پژواره)

      ،

      رضا بلالی

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۵:۵۳
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و دلنشین بود
      متفاوت
      دستمریزاد خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۰۷
      سلام بر جناب استکی گرانقدر
      متشکرم از نگاه پر مهرتان بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      رضا بلالی
      رضا بلالی
      دوشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۰ ۰۵:۳۵
      با سلام استاد عزیریان . بسیار زیبا بود .
      👏👏👏👏👏👏
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۰۹:۱۱
      خندانک
      درود برشما جناب عزیزیان خندانک
      بسیارزیبابود خندانک خندانک
      لذت بردم مثل همیشه ازرقص قلمتان خندانک
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۲:۳۶
      عرض ادب خدمت بانو عجم گرامی
      زیبا نگاهید بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۳۱
      عرض ادب و درود.
      اگرچه باید رفت و برای فردا آماده شد . ولی خب چند دقیقه دیر و زود ایرادی ندارد.
      که دوستمان که از استاد گفتن بهشان فراری هستند .
      جناب عزیزیان،

      شعری سروده اند و چه شعر دلچسبی هم سروده اند .
      به نام حق . خندانک

      که هرچه از دوست رسد نیکوست ،

      بارها شاهد این موضوع بوده ام که جناب عزیزیان برای( باریکلا )شعر نمی‌گویند .
      ۱. هدف
      ۲.تحقیق (به میزان لازم )
      ۳.استفاده از قوافی (مورد نظر)
      که نوعی کلاس آموزشی قافیه هم هست ،
      برای سوپر ایگو ی ما (جناب عزیزیان)
      اولویت کار بوده و هست .
      نظر به اینکه این سروده ایشان با بقیه اشعارشان توفیقی فراتر داشت.

      شعری سوالی جوابی...
      بین یک( شاعرِبیمار) و یک (پزشک)
      که در آخر شعر هم، پزشک کاری از دستش بر نمی آید و مرض را رد می‌کند ....
      یا ارجاع برای آمپو تاسیون (قطع عضو)

      بیمار...

      نبض من را چگونه میگیری؟!
      ردّی از خون درون رگها نیست
      نسخه ننویس، این مُسکن ها
      التیام مریض تنها نیست

      نبضم را چگونه میگیری وقتی خونی درون رگهایم نیست . نسخه ای برایم ننویس که تنهایی مرد با نسخه درمان پزیر نیست.

      گوشی ات را به سینه ام نگذار
      خانه ای بی صدا و متروک است
      ربع ِ قرنیست از زمین کنده
      چون به حرف ِ زمانه مشکوک است

      درون سینه ام قلبی نیست پس نیازی به ( گوشی گذاشتم ، برای شنیدن صدای قلب) نیست . پنجاه سالی هست که ...البته در اینجا پنجاه سال استعاره محسوب می‌شود. که منظور نیمی از عمر است .
      که از دنیا بریده چون به کل دنیا مشکوک است .

      در کتاب ِ اصول طب آیا
      شاعران از شعور میمیرند؟
      سطح هُوشیاری ِ غزل ها را
      در مطب ها چگونه میگیرند؟

      در این قسمت سوال های بیمار از پزشک رو می‌بینیم و می‌خوانیم که به زیبایی سوالات کنایه آمیز بیمار از پزشک برای تشخیص چگونه اندازه گیری یِ( قدرت یک غزلِ) مریض بیان شده .
      سطح هوشیاری غزل ها را در مطب چگونه می‌گیرند.
      خندانک
      قرص ِ وزنی دو وعده کن تجویز
      تا که رُکنی دهد روانم را
      شربتی از تمام تشبیهات
      بلکه شیرین کند زبانم را

      برایم قرصی تجویز کن روزی دو وعده
      تا ببینم میتونم به وزن و رکن شعر هایم سر و سامانی بدهم .
      شربتی برایم تجویز کن تا درمان کنه تشبیهاتم در شعر رو یا تصویر سازی هایم در شعر رو

      تو پزشکی ببین دچارم به
      درد کم کاری و نداری ِ شعر
      بستری کن مرا همین آن در
      بخش ِ پیوندِ اضطراری شعر

      تو پزشکی ،دکتر ببین چی بر سرم آمده آیا به درد کم کاری دچار شدم . (حد المقدور شعری به من بده)
      یا که بستری ام کن برای پیوند عضو .حال کدام قسمت باید از شاعر پرسید.

      در قسمت بعد جواب های پزشک رو می‌بینیم.
      پزشک برسی می‌کند و میگوید .

      تیم زنده کردن و باز سازی شاعران امروز یا امشب
      یک سوژه پیدا کرده اند که امتحانی برایشان محسوب می‌شود تو این امتحان باید خودی نشان دهند .
      مرد بیمار ما چهل ساله است و دردی به جان و تن خودش دارد .

      ا همین لحظه هم به لطف غزل
      مانده در نای ِ نادِمش نفسی
      گاه گاهی سکوت و سکته ی شعر
      میکشد دور ذوق او قفسی

      تا همین لحظه هم به لطف غزل زندست و نفسی می‌کشد
      گاه و بیگاه سکته ی شعری روح و روانش را به هم می‌ریزد
      خندانک

      آن زمان هم وجود مضطربش
      میدود در قفس سراغ طبیب
      گرچه با چارپاره ها چندیست
      خورده از این مریضخانه فریب

      که هرموقع این سکته های شعری گریبانش رو میگیره خودش رو به درمانگاه میرسونه
      گرچه چندوقتی ست با چهارپاره سر خودش رو گرم کرده ...

      ضربانی در او نمی بینید
      چون درونش سروده ها مخفیست
      رنگ خونش سیاه و محزون است
      در رگش جوی واژه ها منفیست

      پس چرا ضربانی در بدنش نمیبینید
      لابد نتوانسته سروده های مخفی در بدنش رو روی کاغذ بیاره ...
      رنگ خون بیمار کِدِر و اندوهگین شده
      در وریدهایش خون برعکس عمل میکنه
      (جوی واژه ها منفیست)


      توی گوشش کمی بخوانید از

      توی گوشش کمی بخوانید از
      دفتر ِ چارپاره های حزین
      تا که از خلسه اش به هوش آمد
      ببریدش مجددا به زمین !

      داخل گوش بیمار از چهار پاره های غمگین و اندوهگین زِمزِمه کنید .
      تا که از خلسه خارج شود و بهوش بیاد و مجددا به زندگی (زمین) ....برگردد.
      جناب عزیزیان سروده ی زیبایی بود .
      موفق باشید و تمامی مطالبی که نوشتم کاملا نظر شخصی بود .
      ولا غیر ...



      در پناه حق مؤید باشید .
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۴
      عرض ادب خدمت جناب خوشروی گرامی
      تشکر میکنم که وقت گرانبهایتان را در صفحه ی بنده صرف کرده اید 🙏🙏🙏
      تشکر دیگر بابت تشریح شعر است که بند به بند به آن پرداخته اید 🙏🙏🙏
      و صرفا به یک نکته ی بسیار کوچک اشاره میکنم که در نقد شما دیدم
      ربع ِ قرنیست از زمین کنده

      شاعر داستان ما به استناد حرف پزشک، ۴۰ سال دارد
      و ربع قرنیست از زمین کنده به استناد حرف خودش یعنی ۲۵ سال است از زندگی خود را جدا کرده.
      اما چرا ۲۵ سال؟ مکر پزشک نمیگوید او ۴۰ سال دارد؟
      چون شاعر داستان ما تا ۱۵ سالگی را جزو عالم بی خبری میداند! و از ۱۵ سالگی به بعد که اندک اندک اندک عقل شروع به تکامل میکند دردهای او نیز شروع میشود و لاجرم از زندگی میبُرد.
      متشکرم از نگاه مهربانتان 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۴۷
      سلام و درودها.
      جناب عزیزیان بزرگوار.

      بله درست فرمودید نمی‌دانم چه شد چشمم ربع قرن را نیم قرن دید یا خواند .

      خودم هم شک کردم که سن شاعر مریض چهل سال اعلام شده در انتهای شعر و پنجاه سالی که من نوشتم منطقی نبود .
      در هر صورت ببخشید ‌.
      حق با شما بود .
      ممنونم .


      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۳۳
      بزرگوارید ✋✋🙏🙏
      سیاوش آزاد
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۲۲
      سلام
      قاعدتا گروه خونی من با این اثر سازگاری ندارد تفاوت گویی تفاوت بین +AB و -O است

      مطالبی که قاصر به ذهن علیلش رسیده است

      الف)بیمار... پزشک ... کاش این دو در بافت اثر بود

      ب)التیام مریض تنها نیست
      به دو نحو می توان خواند
      التیام مریض(کسره) تنها نیست
      التیام مریض، تنها نیست
      و این از محاسن اعراب و علامت ننهادن است

      پ)گوشی ات را به سینه ام نگذار
      من سابق در مورد ضمایر متصل توصیه میکردم متصل بنویسند مثلا در مورد شما گوشیت ولی یکی از بزرگواران اشاره به نیم فاصله نمودند :
      در مورد نگارش ضمایر متصل به کلماتی که به – ی ختم می‌شوند؛ آخرین شیوه‌نامۀ نگارش فرهنگستان، جدا‌نویسی با نیم‌فاصله را پیشنهاد کرده است: نهانی‌ام، می‌کشانی‌ام و …
      همچنین در این شیوه‌نامه، در نسخه‌های چاپی به دلیل صرفه‌جویی به درخواست ناشران «ی» در جایگاه کسرۀ اضافه به صورت ۀ نوشته می‌شود.
      ولی در نسخه‌های الکترونیکی نوشتن به صورت «ی» با نیم‌فاصله ارجح است مثل: شعله‌ی
      پایان نقل

      البته نیم فاصله هم دردسر های خود را دارد فغان از قصه پرغصه نگارش زبان فارسی

      ت)نداری را کسره نهادید ولی اضطراری را نه
      یک وحدت رویه امریست نکو
      دو چون قافیه هستند و مشابهت شکل نوشتاری مهم است

      ث)همین آن مرسوم نیست همین الان

      ج) بیمار معمولا نسبت به پزشک با ضمیر مفرد خطاب نمی کند و برای احترام جمع می بندند
      البته من دوست داشتم چون مفرد به وحدت نزدیک تر است ملاک احترام ، جمع که به کثرت نزدیک ترست نبود

      چ)معادل سوژه چیست؟

      ح)ضمیر مفرد برای تیم گرچه جایزست ولی دارند بیشتر احساس می کنم تناسب داشته باشد

      خ)بنام معنای متفاوتی با به نام دارد

      د) محزون بودن رنگ خون انتزاعی و تصورناپذیر نیست؟

      ذ)اثر مملو است از اصطلاحات شعر که سابق نیز شاهد بودیم
      غم نیز
      اصطلاحات پزشکی نیز افزوده گردید
      ببریدش مجددا به زمین
      اگر مقصود از زمین به خاک سپردن باشد که سنگ تمام نهادید ولی من دوست دارم امیدوارانه بنگرم فرمود
      حَتَّى إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ
      لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ ۚ كَلَّا ۚ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا ۖ وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ
      در آیه شریفه بازگشت به زمین را منتفی می داند و حق نیز چنینست
      ولی در فضای شعر اجازه رجعت داده می شود چون شاعر قدر زمین که طربکده است را ندانست فرصتی مجدد که مابقی مصروف شادی گردد

      هر دم از عمر می رود نفسی
      چون نگه می‌کنم نمانده بسی

      ای که پنجاه رفت و در خوابی
      مگر این پنج روز دریابی

      خجل آن کس که رفت و کار نساخت
      کوس رحلت زدند و بار نساخت

      خواب نوشین بامداد رحیل
      باز دارد پیاده را ز سبیل

      هر که آمد عمارتی نو ساخت
      رفت و منزل به دیگری پرداخت

      وآن دگر پخت همچنین هوسی
      وین عمارت بسر نبرد کسی

      یار ناپایدار دوست مدار
      دوستی را نشاید این غدّار

      نیک و بد چون همی بباید مرد
      خنک آن کس که گوی نیکی برد

      برگ عیشی به گور خویش فرست
      کس نیارد ز پس ز پیش فرست

      عمر برف است و آفتاب تموز
      اندکی ماند و خواجه غرّه هنوز

      ای تهی دست رفته در بازار
      ترسمت پر نیاوری دستار

      هر که مزروع خود بخورد به خوید
      وقت خرمنش خوشه باید چید
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۳۵
      سلام بر جناب آزاد نازک اندیش و ریز بین
      متشکرم از پنجره ی سبزتان
      معادل سوژه اکثرا واژه های عربیست و فارسی اش گرهی از شعر بنده وا نمیکرد متاسفانه
      در ثانی مجدد عرض میکنم زبان ما بسیار ممزوج شده با دیگر زبان ها
      در نظر بگیرید بعد از سوژه که اصالتا فرانسوی است ، باب،امتحان، دو واژه ی عربی هستند.
      این هم خوردن زبانی را چه کنیم عزیز؟
      از من فردوسی شدن بر نمی آید ، بگذارید با بی تخلصی خود سر کنم عزیز
      مجدد تشکر میکنم
      این نکته در نقدتان حتما نیاز به جواب داشت
      که سریع عرض کردم
      مابقی را اجازه دهید در خلوت دوباره بخوانم و اگر گرهی بود چشم🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      فرهاد احمدیان
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۴۰
      سلام و عرض درود خدمت جناب عزیزیان شعری بسیار دلنشین و زیبا سرودید پاینده باشید
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۵
      عرض ادب خدمت جناب احمدیان گرامی
      متشکرم از حضورتان 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۵۷
      سلام و درود

      تیم احیای شاعران خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      سلام بر سرپرست تیم احیا جناب رضاپور گرامی
      🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۵۷
      سلام و درود
      بزرگوار!

      دعوتید به کارگاه شعر اجتماعی(در راه پیشرفت ایران)
      لطفاً به قسمت مطالب نشر شده در بالای سایت نگاه بیاندازید!
      (کارگاه شعر اجتماعی- در راه پیشرفت ایران)

      سپاس
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      چشم.در اولین فرصت
      ولی نه گمانم با سروده ای جدید 🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      مهدي حسنلو
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۳۲
      سلام
      جناب عزیزیان
      مهرداد عزیز
      بی نهایت لذت بردم از شعر
      بکر بود وجذاب
      خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۵۹
      عرض ادب خدمت جناب حسنلوی گرامی
      خیلی خوشحال شدم 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      سارا خوش روش
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۳۴
      درود جناب عزیزیان، قوهٔ تخیل و تفکرتان واقعا قابل ستایش است،بدیع ،جذاب و منحصر بفرد،بسیار لذت بردم،عالی خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۰
      عرض ادب خدمت بانو خوش روش گرامی
      لطف دارید به بنده 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰ ۲۳:۳۷
      درود جناب عزیزیان عزیز
      چه خوب که این ذات پاک شعر هست
      تا این روزگار تلخ حتی شده کمی شیرین بشود البته بنظر من اینگونه است شاید هم درست نباشد و این تلخی به این راحتی شیرین بشو نیست.
      قلمتان سبز خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۰
      عرض ادب خدمت جناب علامیان گرامی
      بله این ذات پاک هنر است 👏🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محسن ابراهیمی اصل (غریب)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۰۵
      درود مهرداد عزیز خندانک خندانک خندانک
      بسیار بسیار عالی بود خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۱
      سلام بر محسن خان ابراهیمی عزیز
      متشکرم 🌺🌺🙏🙏
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۰:۱۵
      سلام و درود
      کارگاه شعر اجتماعی
      چشم به راه شماست خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۱
      سلام جناب رضاپور گرامی
      حتما ✋🌺🌺
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۳:۱۰
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۲
      بار دیگر سپاس جناب خوشرو🙏🙏🌺
      ارسال پاسخ
      آرمین پرهیزکار
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۴:۰۷
      درود جناب عزیزیان عزیز
      بسیار زیبا بود
      دستمریزاد خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۲
      سلام جناب پرهیزکار گرامی
      زیبا نگاهید بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      رضا سعادت نژاد
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۴:۲۱
      درود بر مرد بزرگ جناب عزیزیان مهربان که همیشه اشعارشان بهترین انتخاب برای خواندن است خندانک خندانک
      چهارپاره ای متفاوت از چهارپاره های قبلی شما خواندم و بی شک لذت بخش ترینشان
      محاوره ای بین بیمار و پزشک شکل گرفت که خیلی جالب بود و اقای خوشرو کاملا شرح دادند اثر بینظیرتان را
      در مطب شعرتان فیض بردم خندانک خندانک خندانک خندانک
      موفق و تندرست باشید خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۴
      سلام جناب سعادت نژاد گرامی
      متشکرم عزیز، محبت دارید
      البته این دکتر قلابیست، مواظب باشید زیاد به مطبش سر نزنید 🙏🌺🙏
      ارسال پاسخ
      آرمان پرناک
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۷:۲۹
      درود بر جناب عزیزیان عزیز
      چارپاره ی بسیار زیبا و هنرمندانه ای سرودید
      قلمتان همیشه سبز خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۵
      سلام بر جناب پرناک گرامی
      زیبا نگاهید بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      حمید غرب
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۸:۲۷
      درود بر مهرداد عزیز و نیک اندیش

      این بار نیز با طراوت و نگاهی دیگر مارا به مهمانی واژه های بدیع و گیرا دعوت کردی و مزمونی نو با پرداختی به شیوه جدید برایمان تحفه آوردی و در سرودی رشک برانگیز به زیبایی حال شاعر را توصیف کرده ای

      حق اقتضا می کند که تو را یکی از بهترین های سایت بدانم

      دستمریزاد و خدا قوت

      کلامت ماندگار و ذوق جوشانت پایدار
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۰۹:۰۶
      سلام بر استاد گرامی جناب غرب 🌺🌺🌺
      قطعا شما به بنده لطف دارید بزرگوار
      خوشحالم از حضور پر مهرتان 🙏🙏🙏🙏
      ارسال پاسخ
      احسان کریمیان علی آبادی
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۰:۲۲
      درود
      دقیقا همینگونه است حال دل شاعران . سرودن شعر همچون مسکن است برای روحشان
      شاد و پیروز باشید بزرگوار
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۴۶
      عرض ادب خدمت جناب کریمیان گرامی
      متشکرم از حضورتان بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      مسعود آزادبخت
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۳۵
      سلام و احترام مهرداد عزیز
      بدون شک ترسیم فضا و گفتمان پزشکی ادبی بسیار کار سختی است،البته بهتراست بگویم ادبی پزشکی ،،،، و نیز خلاقیت تان در این باره ستودنیست،
      نکته ای حائز اهمیت در مورد اشعارتان اینست که حرف دل و احساس را میزنی و جالب اینکه این احساس مخاطب پسند است
      با تشکر از تشریحات خوشروی ادیب
      لذت بردم
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۴۷
      سلام بر مسعود خان آزادبخت عزیز ✋
      متشکرم از حضور پرمهرت بزرگوار
      🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      مریم کاسیانی
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۱:۳۷
      سلام
      بسیار عالی و بدیع بود،از خواندن لذت بردم
      با جناب غرب موافقم شما یکی از بهترین های سایت هستید
      موفق باشید ومانا
      👏👏👏👏
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۲:۴۸
      عرض ادب خدمت بانو کاسیانی گرامی
      البته شما به بنده لطف دارید بزرگوار 🌺🙏🙏
      ارسال پاسخ
      مریم محبوب
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۳:۳۷
      خندانک خندانک خندانک

      سطح هُوشیاری ِ غزل ها را
      در مطب ها چگونه میگیرند؟

      مثل همیشه عالی

      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۳۴
      عرض ادب خدمت بانو محبوب گرامی
      متشکرم از حضورتان بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۴:۳۲
      عالی عالی عالی

      فعلا همین تا اولین فرصت خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۵:۳۵
      سلام بر مازیار گرامی
      همین هم برایم کفایت میکند عزیز 🙏🙏
      بله حتما منتظرم🌺🌺
      ارسال پاسخ
      مهدیس رحمانی
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۸:۵۵
      سلام و احترام استاد عزیزیان ارجمند خندانک
      بسیار زیبا بود
      قلمتان سبز خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۱۹
      عرض ادب خدمت بانو رحمانی گرامی
      زیبا نگاهید 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      شیما جریده (شین بانو)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۱۹:۴۷
      سرطانی به نام جان 👏🌹
      لذت بردم جناب عزیزیان مهربان ♥️
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۱۹
      عرض ادب خدمت بانوی گرانقدر
      خرسند شدم 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      نیاز ناطق
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۱:۳۱
      حظ کردم
      درود خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۰ ۲۲:۲۰
      عرض ادب خدمت بانو ناطق گرامی
      لطف دارید 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      روح اله سلیمی ناحیه
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۰۲:۱۱
      درود بر شما
      بسیار لذت بردم از این شعر ⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩⁦👏🏼⁩🌺🌺🌺⁦👇🏼⁩
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۰۸
      عرض ادب خدمت جناب سلیمی گرامی
      متشکرم از حضورتان 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد جواد عطاالهی
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۳:۴۰
      سلام جناب عزیزیان گرامی
      بسیار زیبا سرودید
      روایتی جذاب بود با استعاراتی تازه
      درود فراوان
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۰۸
      سلام بر جناب عطاالهی گرامی
      زیبا نگاهید بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      تکتم حسین زاده
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۴:۱۶
      درود و عرض ادب جناب عزیزیان خندانک چندین بار خواندم و لذت بردم خندانک احسنت و دستمریزاد خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۰۸
      عرض ادب خدمت بانو حسین زاده گرامی
      متشکرم از حضورتان 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      امیررضا خانلاری (وکیل الشعرا)
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۴:۳۳
      سلام و درود
      هر دو شعر عالی بودند
      چهار پاره فوق العاده ای بود شعر اول
      در دفتر گزیده اشعار خودم در تلفن همراهم ذخیره کردمش برای روزی که به مطب پزشکی مراجعه کنم خندانک
      دست مریزاد
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۱۰
      عرض ادب خدمت جناب خانلاری گرامی
      امیدوارم در صحت و سلامت اوقات را سپری کنید و گذرتان به مطب پزشک نیفتد 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      موسی ظهوری آرام(آرام)
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۵۲
      سلام
      بسیار عالی
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۰۵
      عرض ادب خدمت جناب ظهوری گرامی
      متشکرم از حضورتان🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      المیرا قربانی
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۱۴
      ...........فعلا جای این مطلب خالی بماند تا چند ساعت دیگر
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۱۱
      عرض ادب خدمت بانو قربانی گرامی
      سپاسگزارم از حضور پرمهرتان
      و زحمت بسیاری که متحمل شده اید
      بی شک این از خوش اقبالی بنده و التفات ویژه شما بزرگوار بوده است
      بابت این برگردان
      بی نهایت سپاسگزارم سرکار خانم 🙏🙏🙏🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      نیما ابراهیمی
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۰۴
      به به
      به به
      درود بر شما شاعر گرامی و این شعر بسیار زیبا و منسجم
      بسیار از خواندنش لذت بردم
      بسیار عالی
      قلمتان نویسا شاعر خوش قلم
      خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۴۷
      عرض ادب خدمت جناب ابراهیمی گرامی
      خرسند شدم بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد علی رضاپور
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۰:۴۵
      سلام و درود و خداقوت
      تا جایی که از شما مستمرا خوانده ام،
      به گمانم در این شعر، بسیار امروزی تر
      سروده اید و این یکی از محاسن اثر است.
      پیروز و بهروز باشید در پناه خدا خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۴۸
      سلام‌مجدد خدمت جناب رضاپور گرامی
      زبان دیروز رفیق صمیمی بنده شده
      ولی گاهی با ماشین زمان به امسال می آیم 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      ژکا گرجاسی
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۲۲
      درود بر جناب عزیزیان عزیز
      یاد ندارم اثر پایین رتبه ای از شما خوانده باشم
      از بس تاپ می سراید و به حق جزو برترین های سایت
      هستید
      بمانید به مهر و بسرایید از شادی ها و عشق
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۴۹
      عرض ادب خدمت جناب گرجاسی گرامی
      شما به بنده لطف دارید بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد رضا خوشرو (مریخ)
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۳۸
      درود ها جناب عزیزیان یک مقدار ترجمه شعر مورد داره و اشکال داره چند مطلب را من باید برای خانم قربانی اول توضیح دهم و بعد ایشان ترجمه کنند
      با اجازه شما برگشت به انگلیسی پاک می‌شود و چند ساعت بعد سر فرصت مجددا نوشته خواهد شد .
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۵۰
      بزرگوارید جناب خوشروی گرامی
      صلاح با شما و بانو قربانیست بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      لیلا گماری ( مأنوس شده با قلم)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۰۲:۳۸
      درودتان باد جناب عزیزیان گرانقدر و محترم

      با خواندن اثر زیبایتان ناگهان دلم خواست این مطلب را اینجا بنویسم

      نباشد عضوی برای پیوند با این مرد بااخلاص
      تا کند او را از جمله ی این افکار خلاص
      فقط دارد یکی چاره در این لحظه ی حساس
      که سلول بنیادی دهندش اختصاص


      بل اینگونه از روی این سلولها
      بسازند شعری برایش با همان گلبولها
      ولیکن امید دارم بعد از صرف این شعر
      خودش سازد شعری با همان پیش فرمولها

      جسارتم را ببخشد که نوشته های بی وزنم را شعر نامیدم فقط صرفا به دلیل نداشتن لغت جایگزین واژه ی شعر را آوردم.

      با آرزوی موفقیت های روزافزون شما شاعرِ خوبِ وطن خندانک

      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۲۸
      عرض ادب خدمت بانو گماری گرامی
      بسیار هم متشکرم از محبت شما
      امیدوارم موفق و پیروز باشید 🙏🙏🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد مرادی (غافل)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۴:۱۴
      کم‌نظیر سروده‌اید..
      تبارک الله..
      خندانک
      در کتاب اصول طب آیا
      شاعران از شعور می‌میرند؟!!
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۱۵
      عرض ادب خدمت جناب مرادی گرامی
      لطف دارید بزرگوار🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد علي واشقاني ( باران )
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۱۲
      درود بر جناب عزيزيان عزيز شاعر دوست داشتني و با اخلاق كه هم در كلامش و هم در آثاري كه از ايشان در همين مدت كوتاه آشنايي ديده ام ذره اي ترديد ندارم . خندانک خندانک
      نمي دانم آيا به اين مطلب و صفحه نظرات واردشده ام يا خير ؟؟؟؟
      حقيقتا وقت و حوصله گشتن و خواندن مطالب را نداشته و ندارم .
      اما آنچه كه در اين اثر يافت مي شود گذشته از نوسان سينوسي ، در مجموع حدود بالا بر حدود پايين مي چربند و اين بسيار ارزشمند است . خندانک خندانک
      توضيح اينكه : شعر شما زبان نويني دارد و ريتم و آهنگ دروني آن ، خود از نقاط قوت شعرتان مي باشد . خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۱۷
      عرض ادب خدمت جناب واشقانی گرامی
      متشکرم از شما که در صفحات دوستان و البته بنده نظراتی بلند و مشروح مینویسید.
      و البته در مورد نظرتان عرض کنم که شما به بنده لطف دارید
      🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      امیر وحدتی        یگانه
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۴۵
      درود بیکران بر جناب عزیزیان ، شاعر
      پر توان. بسیار زیبا و شیوا قلم زده اید
      ارجمند.
      مرد موزون ِ ما چهل سال است
      سرطانی بنام ِ جان دارد
      تیم احیای شاعرانه ما
      شاعری چون عزیزیان دارد
      🌷👏👏🌷
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۱۸
      عرض ادب خدمت جناب وحدتی یگانه
      متشکرم از بداهه ی پرمهرتان
      زیبا نگاهید 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      المیرا قربانی
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۲۲:۵۹
      بیمار...
      Patient

      نبض من را چگونه میگیری؟!
      How do you catch my pulse
      ردّی از خون درون رگها نیست
      There is no trace of blood inside the arteries
      نسخه ننویس، این مُسکن ها
      Do not write prescriptions,these painkillers
      التیام مریض تنها نیست
      It is not enough to cure the patient

      گوشی ات را به سینه ام نگذار
      Do not put your stethoscope on my chest
      خانه ای بی صدا و متروک است
      It is a quiet and abandoned house
      ربع ِ قرنیست از زمین کنده
      A quarter of a century has been dug up from the ground
      چون به حرف ِ زمانه مشکوک است
      Because he is suspicious of the word of the time

      در کتاب ِ اصول طب آیا
      In principles of Medicine, do
      شاعران از شعور میمیرند؟
      Poets die of consciousness
      سطح هُوشیاری ِ غزل ها را
      How are the level of consciousness of sonnets
      در مطب ها چگونه میگیرند.
      Measured in offices

      قرص ِ وزنی دو وعده کن تجویز
      Prescribe two servings of pills
      تا که رُکنی دهد روانم را
      To give a pillar to my psyche
      شربتی از تمام تشبیهات
      A syrup of all similes
      بلکه شیرین کند زبانم را
      But rather sweeten my tongue

      تو پزشکی ببین دچارم به
      You are doctor and I suffer
      درد کم کاری و نداری ِ شعر
      From lack of work and lack of poetry
      بستری کن مرا همین آن در
      Admit me to the emergency
      بخش ِ پیوندِ اضطراری شعر...
      Link section of the poem

      پزشک...
      Doctor.....

      تیم ِ احیای شاعران امشب
      Poets revival team tonight
      سوژه ای باب امتحان دارد
      There is an exam subject
      مرد موزون ِ ما چهل سال است
      Our rhythmic man has had a cancer
      سرطانی بنام ِ جان دارد
      Called Life for forty years

      تا همین لحظه هم به لطف غزل
      So far, thanks to the lyric
      مانده در نای ِ نادِمش نفسی
      Remained in the trachea of his breathless breath
      گاه گاهی سکوت و سکته ی شعر
      Occasionally silence and stroke of the poetry
      میکشد دور ذوق او قفسی
      Pulls away his taste cage

      آن زمان هم وجود مضطربش
      At that time, his anxious existence
      میدود در قفس سراغ طبیب
      Runs to the doctor in the cage
      گرچه با چارپاره ها چندیست
      It has something to do with quatrains though
      خورده از این مریضخانه فریب!
      He was deceived by this hospital

      ضربانی در او نمی بینید
      Doctor doesn\'t see a beat in him
      چون درونش سروده ها مخفیست
      Because the poems are hidden inside
      رنگ خونش سیاه و محزون است
      His blood color is black and sad
      در رگش جوی واژه ها منفیست
      In his vein, words are negative

      توی گوشش کمی بخوانید از
      Read a little in his ear
      دفتر ِ چارپاره های حزین
      The book of sad castanets
      تا که از خلسه اش به هوش آمد
      Until he regained consciousness from his ecstacy
      ببریدش مجددا به زمین !
      Take him back to the ground
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۴۶
      عرض ادب مجدد خدمت بانو قربانی گرانقدر
      بسیار سپاسگزارم از شما
      که در این هجمه ی مشغله ها و تنیدگی حواشی زندگی روزمره وقت و تخصص ارزشمندتان را به بنده و این شعر اختصاص داده اید
      از شما بزرگوار و جناب خوشروی گرامی کمال تشکر را دارم
      پاینده باشید 🙏🙏🙏
      🌺🌺🌺
      ارسال پاسخ
      مجید آبسالان
      سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۱۷:۰۷
      عرض سلام و ارادت ادیب گرانقدر
      بسیار زیبا درود
      بر شما و قلم توانمندتان بزرگوار
      همواره شاد و تندرست باشید

      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      عرض ادب خدمت جناب آبسالان گرامی
      متشکرم از نگاهتان بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      شعله(مریم.هزارجریبی)
      سه شنبه ۳ اسفند ۱۴۰۰ ۲۱:۲۶
      درود استاد عزیزیان گرانقدر
      چهارپاره ای دلنشین و زیباخواندم از قلم زیبانویستان
      عالی چون همیشه
      برگ زندگیتان همیشه سبز خندانک خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۰۸:۵۸
      عرض ادب خدمت بانو هزار جریبی گرامی
      زیبا نگاهید بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      آذر مهتدی
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۱:۰۲
      درود جناب عزیزیان گرامی
      بسیار زیبا
      از آن اشعاری ست که برایم ماندنی ست
      قلمتان سبز و مانا
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک
      خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۱۶
      عرض ادب خدمت بانو مهتدی گرامی
      خرسندم از حضور پرمهرتان 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      بهرام معینی (داریان)
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۴:۴۱
      درود های فراوان جناب عزیزیان ادیب فرزانه وگرانقدر
      بسیار شیوا ودلنشین
      قلمتان مانا
      مسرور ومستدام
      در پناه حق
      🌷🌷🌷
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۱۶
      عرض ادب خدمت جناب معینی گرامی
      متشکرم از لطف شما بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      سید علی کهنگی (واسع)
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۱۹
      عرض سلام و ادب حضور شما شاعر توانای همشهری،دمتان گرم،احسنت
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۱۷
      عرض ادب خدمت استاد کهنگی گرامی
      متشکرم قربان 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      پارسا عزیزی
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۸:۲۲
      بسیار زیبا و منسجم بود جناب خندانک خندانک
      ابتدای حضورم است و نمی خواهم جسارت کنم ولی اگر فرصتی شد نقد کوتاهی بر ان دارم خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      چهارشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۰ ۱۹:۱۸
      عرض ادب خدمت جناب عزیزی گرامی
      خوش آمدید به شعر ناب
      در این صفحه کسی از نقد نمیرنجد بزرگوار 🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      پژمان بدری
      يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۲۲:۲۹
      سلام مهرداد جان
      اگه گوشمو نمیپیچونی که چرا در محفل ادبی از واژه ی کمرشکن استفاده کردم😁😁
      پاره سوم شعرت خیلی کمرشکن بود
      مخلین خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      مهرداد عزیزیان بی تخلص
      يکشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۰ ۲۳:۰۷
      سلام بر پژمان عزیز✋
      نگو که هنوز اون روز در ذهنت مونده
      ممنونم از توصیفت
      نه کمرشکن منافاتی با محفل ادبی نداره پژمان عزیز🌺🙏🌺
      ارسال پاسخ
      محمد ترکمان(پژواره)
      دوشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۰ ۰۰:۴۵

      ... احسنت...............
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0