سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 11 آذر 1400
  • شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي، 1300 هـ ش
28 ربيع الثاني 1443
    Thursday 2 Dec 2021

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      پنجشنبه ۱۱ آذر

      هم نفس

      شعری از

      فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب

      از دفتر انسانم آرزوست نوع شعر غزل

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۰۴۱۹۱
        بازدید : ۱۲۸   |    نظرات : ۱۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
      آخرین اشعار ناب فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب

      اگر چه نیست به کوی تو هم نفس ما را
      غمت رها نکند چو شحنه و عسس ما را
      بنای جور تو از گریه های من پیداست
      زمانه خوار گرفته به چشم خس ما را
      وفای اهل دلی جُستم از قفای عمر 
      به داد کس نرسد آزموده بس ما را
      به خال گوشه ی آن لب نماز بگذارم
      که در جهان نشناسند بوالهوس ما را
      جماعتی به نگار خود اقتدا کردند
      چه اقتدا که ز کس نیست ملتمس ما را
      به قول شاه و گدا نیز اعتباری نیست
      به شیخ و شحنه بگو چیست دسترس ما را؟
      فرید باده حسرت به یاد یاران نوش
      که نیش اهل زمان است بهره بس ما را
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا و شورانگیز بود خندانک
      فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
      سلام و درود استاد استکی عزیز و بزرگوار . از عنایت حضرتعالی سپاسگزار و ممنونم . در پناه مهر خداوند پاینده باشید
      ارسال پاسخ
      امين آزادبخت
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام استاد

      با سپاسمندی برایِ این غزل زیبا و توانمندتان

      به ولله که این بیتت،دلم را از جا کند و اشکم ناخودآگاه سرازیر شد
      چه میکنی استاد
      به قول شاه و گدا نیز اعتباری نیست
      به شیخ و شحنه بگو چیست دسترس ما را؟

      دقیقا معیارهای زیبایی و مفهوم و محتوا و صنایع ادبی را ،انصافا در این غزل با یک ظرافت خاص،شانه به شانه هم دنبال کرده اید و مخاطب را تا نقطه آخر،تشنه یِ شعر نگه داشته اید.این غزل ،به حد انصاف، در این قسمت از زمان،الگویِ نابیست از یک غزل کامل...شعر ناب به تو خواهد بالید،با علم به اینکه می دانم اساتید گرانقدری در این صفحه ی ادبی تاریخی ناب،قلم به شعر می چرخانند .قلم به خلق آثاری ناب...

      استادم با سپاسمندی برایتان که هستید و می سرایید خندانک خندانک خندانک
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      درود بر هر دو جناب آزادبخت گرامی
      بله حق با شماست. ایشان از چیره دستان شعر کلاسیک هستند 👏👏👏
      این غزل هم که حال و هوای خاص خودش را داشت و ما را با خود به کوی اخوان برد
      اگر رها کند ایام از این قفس ما را
      سبوی باده و گلبانگ چنگ بس ما را
      شکوفه ها بشکفتند و باغ پرگل شد
      ولی به برگ گلی نیست دسترس ما را
      🌺🌺👏👏
      به گمانم بیت اول و بخصوص مصرع دوم کمی نیاز به واکاوی وزنی دارد 🙏
      ارسال پاسخ
      فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
      سلام و درود برادر بزرگوار و شاعر و ادیب فرهیخته جناب استاد آزادبخت عزیز ؛ از عنایت کریمانه حضرتعالی بسیار ممنون و متشکرم . در پناه مهر خداوند پاینده باشید استاد و برادر ارجمندم .
      ارسال پاسخ
      فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
      سلام و درود شاعر و ادیب فرهیخته جناب استاد عزیزیان ؛ از عنایت کریمانه حضرتعالی بسیار ممنون و متشکرم . در پناه مهر خداوند پاینده باشید استاد . مصرع دوم از اختیارات وزنی استفاده شده است که جایگزینی هجای کوتاه به جای هجای بلند در سوابق شعرای بزرگ یافت می شود که به آن قلب می گویند
      اگر چه نیست به کوی تو هم نفس ما را
      مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
      غمت رها نکند چو شحنه و عسس ما را
      قلب : شاعر به ضرورت مي تواند يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه كنار هم را جابه جا كند مانند :

      مفتعلن -UU- مفاعلن U-U- در بيت :

      مفتعلن فاعلن مفاعلن فاعلن

      مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن
      محمد باقر انصاری دزفولی
      حدود ۱ ماه پیش
      بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
      استاد دانای ما
      هستی به دلم معنا
      پر معرفت وعلمی
      باشی به دوران ها
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
      سلام و درود استاد انصاری عزیز و بزرگوار . بنده نوازی می فرمایید . در پناه مهر خداوند پاینده باشید . سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      فرید آزادبخت متخلص به شهاب ثاقب
      حدود ۱ ماه پیش
      ارات شاعری
      اختیارات شاعری
      گاهی در تعیین وزن شعر فارسی،به سبب رعایت تساوی و رویاویی هجاهای کوتاه و بلند، هیچ مشکلی در تطابق دو مصراع یک بیت وجود ندارد. امّا گاهی در تقطیع هجایی و خطّ عروضی با وجود رعایت تساوی هجاهای دو مصراع ، به رویا رویی هجاهای کوتاه و بلند برمی خوریم که موجب اختلاف وزن دومصراع یک بیت می شود .دراین صورت ناگزیریم که تغییراتی در تلفّظ یا وزن کلمات ایجاد کنیم تا وزن مناسب و هماهنگ حاصل شود.به این گونه تغییرات در تلفّظ و وزن که بنا به ضرورت ایجاد می شود، اختیارات شاعری می گویند.
      انواع اختیارات شاعری
      اختیار شاعری خود به دو دسته¬ی اختیار زبانی و اختیار وزنی تقسیم می¬شود:
      1) اختیار زبانی
      همان طوری که گفته شد گاهی شاعر برای تعیین وزن مناسب شعر،یک تلفّظ را از میان دو یا چند تلفّظ بعضی از کلمات برمی¬گزیند که به این انتخابِ تلفّظ کلمه از سوی شاعر، اختیار زبانی شاعری گفته می¬شود. اختیار زبانی خود به دو دسته¬ی اصلی تقسیم می¬شود که عبارتند از :
      الف ) امکان حذف همزه :
      هرگاه در کلمات ترکیبی پیش از همزه حرف صامت باشد، به هنگام تلفّظ آن کلمه، می توان همزه را حذف کرد؛ مثلاً « پیش از= پیشَز ، دانش آموز = دانشاموز و از این = اَزین» خوانده می شود. همان طوری که می بینید در این واژه ها همزه از تلفّظ افتاده است.
      ب ) تغییر کمّیّت مصوّت ها:
      این مورد از اختیار زبانی شاعر خود به دو صورت زیر است؛
      1) بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه در آخر واژه، در صورتی که هجای مقابل آن بلند باشد؛ مثال :
      بـِ نا مِ خـُ دا وَنـ دِ جا نـُ خـِ رَد
      کـَ زینـ بَر تـَ رَنـ دیـ شـِ بَر نَگـ ذَ رَد
      همان طوری که گفته شد در برخی موارد شاعر برای رسیدن به وزن درست شعر، می¬تواند مصوّت کوتاه را بلند تلفّظ ¬کند؛ مانند فردوسی که در بیت آغازین شاهنامه¬، مصوّت¬های کوتاه( –ِ ) و ( -ُ ) را در هجاهای سوم و نهم مصراع اوّل به مصوّت بلند تغییرکمّیّت داد؛ چون هجاهای مقابل آن¬ها هجاهای بلند بودند و این مصوّت¬ها نیز درآخرواژه قرار دارند.
      2) کوتاه تلفّظ کردن مصوّت بلند ، در صورتی که دو مصوّت بلند کنار هم باشد،شاعر می¬تواند مصوّت بلند اوّلی
      را به مصوّت کوتاه تبدیل کند؛ مثلاً اگر واژه¬های « جادویی» با « عاقلی» در بیتی روبه روی هم واقع شود، شکل تقطیع آن¬ها چنین است: جا دو یی
      _ U _
      عا قِـ لی
      _ U _
      پس هجای دو م « جادویی » به هجای کوتاه «دُ» تبدیل می¬شود؛ چون هجای مقابل آن یک هجای کوتاه است و دو مصوّت « دو » و« یی» نیز کنار هم قرار گرفتند.
      2 ) اختیار وزنی
      گاهی نیز شاعر بدون این که در تلفّظ واژه¬ها تغییری بدهد، کمّیّت هجا را تغییر می¬دهدکه موجب تغییر وزن
      می¬شود. به این نوع از تغییر دادن وزن از سوی شاعر، «اختیار وزنی» اطلاق می¬شود.
      اختیار وزنی شاعر نیز خود به چهار نوع عمده¬ی زیر است که به ترتیب کاربرد آن¬ها توضیح داده می¬شود.
      1) هجای پایانی بیت یا مصراع همیشه بلند است. ( بلند بودن هجای پایانی):
      هرنوع از انواع هجا در آخر بیت یا مصراع واقع شود، همواره از نظر کمّیّت، یک هجای بلند محسوب می¬شود. پس، امتداد هجا در پایان بیت یا مصراع همیشه برابراست؛ چون در این جایگاه هجای کوتاه و هجای کشیده هم یک هجای بلند شمرده می¬شود. بنابراین در پایان بیت یا مصراع واژه¬های « تو »که یک هجای کوتاه است با « دَر» که یک هجای بلند است با « دَرد» که یک هجای کشیده است، از نظر امتداد برابر و یکسان به حساب می¬آیند.
      هجاهای « راست و طاست» در آخر بیت زیر مشمول این اختیار وزنی است:« آینه ار نقش تو بنمود راست خود// شکن آیینه شکستن خطاست» _ _
      2) تبدیل « فعلاتن به فاعلاتن» در آغاز مصراع :
      گاهی اتّفاق می افتد که پس از تقطیع درست شعر ، در رکن اوّل یکی از مصراع¬ها رکن عروضی« فعلاتن» و در مقابل آن در مصراع دیگر رکن عروضی« فاعلاتن» به دست می¬آید. در این صورت شاعر بدون آن که در تلفّظ کلمات تغییری بدهد، تنها در وزن شعر تغییر ایجاد می¬کند و رکن عروضی « فعلاتن» را در آغاز یکی از مصراع¬ها به رکن عروضی« فاعلاتن» تبدیل می¬کند و عکس آن صادق نیست.
      حا لِ دِل با تُ گُف تـَ نَم هـَ وَ سَست
      _ U U _ U _ U _ _ U _
      سُـ خـَ نِ دِل شـِ نُفـ تـَ نَم هـَ وَ سَست
      U _ U _ U U U _ U U _
      همان طوری که می بینیم در این بیت هجای کوتاه اوّل مصراع دوم ، بدون تغییر در تلفّظ « سُـ » به هجای بلند تبدیل می¬شود و تنها علامت هجایی از کوتاه به بلند تغییر می¬کند تا رکن «فعلاتن » به «فاعلاتن» تبدیل شود.
      نکته _ اگر اوّلین هجای رکن «فعلاتن» واژه¬هایی مانند « تو،به، دو ،که، و...» بود در این صورت تبدیل «فعلاتن» به « فاعلاتن» از نوع اختیار زبانی شاعر است نه اختیار وزنی؛چون مصوّت کوتاه در آخر چنین واژه¬هایی طبق اختیار زبانیِ تغییر کمّیّت مصوّت¬ها به هجای بلند تبدیل می¬گردد؛ مثال:
      «دو دهان داریم گویا همچو نی یک دهان پنهانست در لب¬های وی»
      هجای اوّل مصراع اوّل (دُ ) یک هجای کوتاه است امّا چون در برابرهجای بلند (یک)در اوّل مصراع دوم واقع شد ، بنا به اختیار زبانی شاعر« تغییر کمّیت مصوّت¬ها » ازنوع بلند تلفّظ کردن مصوّت کوتاه در آخر واژه، به هجای بلند تبدیل شده¬است که این تغییر طبق اختیار زبانی صورت گرفته است و از نوع اختیار وزنی نیست.
      3) ابدال یا تبدیل دو هجای کوتاه به یک هجای بلند یا عکس آن در میان مصراع:
      گاهی درمیان برخی از ابیات و مصاریع ممکن است ارکانی که دو هجای کوتاه کنار هم دارند، دو هجای کوتاه آن¬ها درمقابل یک هجای بلند و یا عکس آن قرار بگیرد که در این صورت اختیار وزنی ابدال اتّفاق می¬افتد. این اختیار وزنی معمولاً در ارکان ( فعلاتن)، ( مفتعلن )، (مستفعل) و ( فَعِلن)رخ می¬دهد که سه رکن عروضی اوّل به رکن (مفعولن) و رکن آخری به رکن( فع لن) تبدیل می¬شوند که عکس این تبدیل نیز ممکن است؛ مانند بیت زیر:
      آمد نوروز هم از بامداد آمدنش فرّخ و فرخنده باد
      آ مَــد نو | رو ز هـَ مَـز | با مـ داد
      ـــ ـــ ـــ ـــ U U ــــ | ـــ U ـــ
      آ مَـ دَ نَش | فَر رُ خُ فَـر | خُنـ دِ باد
      ـ U U ـ | ـ U U ـ | ــــ U ـــ
      همان¬طوری که می¬بینید، هجای دوم مصراع اوّل (مَـد)یک هجای بلند است که دوهجای کوتاه (مَـ و دَ )در مصراع دوم برابر آن واقع شده است. وقتی که تقطیع هجایی دو مصراع درست باشد،امّا تساوی هجاهای دو مصراع رعایت نشده باشد، در این صورت اختیار وزنی ابدال یا همان تبدیل دوهجای کوتاه به یک هجای بلند و عکس آن در میان مصراع رخ می¬دهد. در چنین مواردی رکنی که کم¬تر است به رکنی که در بیت بیش¬ترین تعداد را دارد، تبدیل می¬گردد؛ یعنی رکن (مفتعلن) دربیت بالا سه بار تکرار شده است ولی رکن (مفعولن ) فقط یک بار در آغاز مصراع اوّل بیت آمده است.پس (مفعولن) که در اقلّیت است به رکن ( مفتعلن )که در اکثریت است ،تبدیل می¬شود.
      در مصراع اوّل بیت مذکور سه اختیار شاعری به¬کار رفته¬است که به ترتیب عبارتند از: اختیار وزنی ابدال، در هجای دوم ، اختیار زبانی امکان حذف همزه در هجای ششم و پرکاربردترین اختیار وزنی؛ بلند بودن هجای پایانی در پایان هر دو مصراع.
      4) قلب یا جابه جایی یک هجای بلند و کوتاه کنار هم در یک رکن عروضی بنا به ضرورت وزن شعر که معمولاً در ارکان عروضی (مفاعلن ) و (مفتعلن) اتّفاق می¬افتد؛ مثال:
      «کیست که پیغام من به شهر شروان برد
      یک سخن از من بدان مرد سخن¬دان برد»
      کیـ ست کِـ پَیـ | غا مِ مَن| بِـ شَهـ رِ شَر| وان بَـ رَد
      یَک سُـ خَـ نَـز| مَن بِـ دان| مَر دِ سُ خَنـ| دان بَـ رَد
      می بینیم که در رکن سوم مصراع اوّل رکن ( مفاعلن) و برابرآن در رکن سوم مصراع دوم رکن ( مفتعلن) آمده است. در این صورت آن رکنی که در اقلّیت است به رکنی که دربیت اکثریت دارد، تبدیل می¬شود. بنابراین در این بیت شایسته آن است که رکن(مفاعلن)در مصراع اوّل به رکن ( مفتعلن) تبدیل شود. و وزن بیت چنین است:
      مفتعلن| فاعلن| مفتعلن | فاعلن
      نکته¬ی 1) مصوّت بلند « و» در کلمات تک هجایی همیشه بلند است جز در واژه¬ی « سو » که بعد از آن مصوّت کوتاه باشد به¬طوری¬که ترکیب اضافی یا وصفی بسازد، « و» در « سو» می¬تواند به صورت مصوّت کوتاه تلفّظ شود؛ مثال :
      در کلمات ( مو، بو، مور، شور، دود، بود و ... )مصوّت « و» همیشه بلند است امّا در ترکیب « سویِ من » و مانند آن « و » می¬تواند به صورت « ـــُـ » تلفّظ شود. بنابراین ( سویِ من ) می¬تواند به صورت¬های زیر تلفّظ گردد؛
      سو یِ مَن ( _ U _ ) یا // سـُ یِ مَن ( U U _ ) یا // سـُ یِ مَن ( U _ _ )
      نکته¬ی 2) « یـ » در کلمات ساده و کلماتی که به ضمیر پیوسته و شناسه و «ی» نسبی و مصدری متّصل می¬شوند، همواره صامت است؛ مثال : اختیار ( اِخـ تـِ یا ر ) = ( _ U _ U) ، نیاز( نـِ یا ز ) = ( ( U _U ، خیال ( خـِ یا ل )= ( U _ U)
      دانشجویم ( دا نِشـ جو یَم = _ _ _ _ ) ، نیکو یی ( نیـ کو یی = _ _ _ ) ، می گویم ( می گو یَم = _ _ _ )
      توجّه - به چنین « یـ » در کلماتی مانند ( دانشجویم ، نیکویی ، می¬گویم و ... ) « یـ » وقایه یا میانجی و واسطه نیز می¬گویند.
      نکته¬ی3 ) اگر در کلمات غیر ساده بعد از « ی » حرف همزه ( ا ) بیاید، مصوّت بلند (ی) به صورت مصوّت کوتاه تلفّظ می¬شود و همزه در تلفّظ و خطّ عروضی حذف می¬گردد؛ مثال : علی ای = عـَ لِـ یَی(UU ـ )، گیتی ای = گیـ تـِ یَی( ـ U ـ )
      نکته¬ی4) اگر در کلمات غیر ساده پیش از همزه « ن » ساکن بعد از مصوّت بلند باشد، حذف یا عدم حذف همزه تأثیری در کمّیت هجا ندارد ؛ مثال : «خون آشام» بدون حذف همزه( خون آ شا م ) = با حذف همزه
      ( خو نا شا م )، زمین آسا ، مران از = مَـ ران اَز = مَـ را نَز
      ــــ ـــ ــــ U U _ _ U _ _

      منبع: http://shereparsi.ir
      مهرداد عزیزیان  بی تخلص
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام جناب آزاد بخت عزیز.متشکرم از مطالبی که به اشتراک گذاشتید.
      اما مد نظر بنده جابجایی هجاها نبود حقیقتا.
      بنده مصرع ها را که تقطیع میکردم و دریافتم مصرع دوم یک هجا اضافه دارد ، و برای همین کنجکاو شدم.
      مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
      "ما را "که ردیف است مینشیند به جای "فعلن"
      خوب مابقی مصرع از ۱۲ هجا نباید تجاوز کند
      اگر چه نیست/به کوی تو/ هم نفس
      در واقع " هم" جای دو هجا را گرفته و در کل ما ۱۲ هجا داریم
      در مصرع بعدی
      غمت رها/ نکند چو/شحنه وُ عَ/ سَس
      ۱ هجا زیاد میاوریم
      به همین خاطر بنده درخوانش گمراه میشدم
      اما بعد / چوشحنه وُ/ را سریع و سر هم خواندم و بالاخره موفق شدم بیت را کامل بخوانم
      🌺🙏🌺
       صادقي(آپو)
      حدود ۱ ماه پیش
      درودها استاد عزیز ، زیبا و دلنشین قلم زدید ، خندانک لذت بردم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک ، دستمریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0